X
تبلیغات
حسين محبوب مقدم

حسين محبوب مقدم

آستارا براي فرزندان آستارا/كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا

شهرستان بندر آستارا

آستارا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: °۴۸٫۸۵شرقی °۳۸٫۴۳شمالی (نقشه)

بندر آستارا

Astara Buildings.jpg

Red pog.svg
بندر آستارا
Iran location map.svg
°۴۸٫۸۷۶۱شرقی °۳۸٫۴۱۲۲شمالی
بافت قدیمی آستارا با خانه‌های سفالی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گیلان
شهرستان آستارا
بخش مرکزی
نام(های) دیگر

آستارا شهر بام‌های سفالی

آستارا دروازه طلایی ورود به اروپا
نام(های) قدیمی آهسته‌رو، دهنه‌کنار؛ اوستورو
سال شهرشدن ۱۲۸۷ جزو ده شهر اول ایران که در دوره قاجاریه پس از تصویب قانون بلدیه در مجلس شورای ملی به شهر تبدیل شد.
مردم
جمعیت ۸۵٬۸۷۴
زبان‌ گفتاری ترکی آذربایجانی-تالشی
مذهب شیعه و سنی
جغرافیای طبیعی
مساحت ۳۳۴ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲۷-
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۶ درجه سانتی گراد
میانگین بارش سالانه 1500 mm
روزهای یخبندان سالانه ۱۱
اطلاعات شهری
شهردار علی کوهی
ره‌آورد ماهی سفید، برنج، مرکبات، صیفی جات، صنایع دستی
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۸۲

آستارا شهری بندری در ساحل غربی دریای خزر (کاسپین) و در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و آخرین نقطهٔ مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و از نظر جغرافیایی در مرکز تالش بزرگ (شامل تالش جنوبی در خاک ایران و تالش شمالی در خاک جمهوری آذربایجان) قرار دارد. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. رود آستاراچای آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسه آستارا-اردبیل تقریباً به موازات این رود و خط مرزی کشیده شده‌است. در منطقهٔ آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. این شهر از نظر جغرافیایی بر سر سه راه قرار گرفته‌است: راه جنوبی آن از کنار دریا خزر به بندر انزلی و راه شمالی آن از کناره همین دریا به آران که روسها آن را آذربایجان خوانده‌اند، کشیده شده‌است. راه غربی آن که از گردنه حیران می‌گذرد، به اردبیل می‌رسد. [۱]

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجار گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهردر کتب تاریخی مشهود است این است که منطقه آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است.[۲]

محتویات

منشأ نامگذاری

درباره منشأ و چگونگی پیدایش نام این شهر دو نظریه متفاوت وجود دارد. نظریة اول نام آستارا را برگرفته ازترکیبی در زبان تالشی می‌داند مطابق این نظریة نام این شهر برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشی است. درباره وجه تسمیة نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران زمانی که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته تر می‌شدند و واژة آسته رو (آهسته رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. جالب این که در محلة عنبران محلة آستارا. جالب این که مردم هنوز هم به این شهر اوستورو می‌گویند.

اما نظریة دوم این نام را تشکیل شده از دوبخش «آست» + «آرا» می‌داند. «آست» در ترکی به معنی پایین و فرودست و «آرا» یا «آرالیک» به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این نظریه آستارا واژه‌ای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است و به دشت هموار و کم ارتفاعی بر می‌گردد که شهر آستارا در آن قرار دارد.[۳] از زمان صفویه تا قاجاریه، نام آستارا تنها به منطقه‌ای میان انزلی و رود ارس که بخشی از آن در حال حاضر جزو جمهوری آذربایجان است، اطلاق می‌شده‌است. بررسی متون تاریخی مربوط به استارا نشان می‌دهد که این شهر در قرن گذشته دهکده کوچکی در آبریز رودخانه آستارا به نام دهنه کنار بوده و این نکته بیان گر این است که آستارا به منطقه‌ای کوهستانی اطلاق می‌شده نه یک ناحیه شهری. از مشاهدات خاورشناسان در قرن نوزدهم چنین برمی آید که این روستا دارای مکان‌هایی بوده که از طریق آن‌ها کالاهای تولیدی به خارج از ایران صادر می‌شده و این مساله نقش مهمی را در گسترش شهر نشینی درمنطقه ایفا کرده‌است. در محل کنونی آستارا دهی به نام «دهنه کنار» وجود داشته که از زمان قاجاریه به یعد، به سبب صدور کالا و رفت و آمد تجار توسعه یافت و در اواخر دوره قاجار به اهمیت بازرگانی و مسافرتی پیدا کرد، اما به سبب کمی عمق آب، بندرگاهی در آن احداث نشد. با وجود این شهر آستارا رشد وگسترش نسبی یافت. همین موضوع، یعنی محل رفت وآمد میان ایران وروسیه و از آن طریق اروپا سبب شد تا تمدن جدید اروپا، زودتر به این شهرستان راه پیدا کند، به طوری که هم زمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسه‌ای به نام «مدرسه صادقیه» افتتاح شده بود. در سالهای اخیر نیزپس از گسترش روابط میان دولت‌های ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و سپس با جمهوری‌های استقلال یافته آذربایجان و گرجستان، آستارا اهمیت بیش تری یافت.


یک خانهٔ روستایی با سقف سفال در آستارا

تقسیمات کشوری

آستارا در نقشه گیلان در سال ۱۸۰۸، از اطلس نوی پینکرتن

قدیمی ترین جایی که از آستارا ذکر شده، در حدودالعالم است که در پایان قرن چهارم هجری نوشته شده. در قرن هشتم هجری آستارا مقر شهرداری گیلان شد. از قرن دهم تا دوازهم خانهای تالشی آستارا خودمختار یا در قلمروی فرمانروایان گیلان یا اردبیل بودند، و نقش مهمی در رخدادهای استانهای خزری ایفا کردند.[۴]

منطقهٔ آستارا از نظر جغرافیائی به دره‌ای اطلاق می‌گردد که حدوداً در مرکز سرزمین تالش و در فاصلهٔ بین سلسله کوه‌های شمالی-جنوبی تالش و دریای خزر و در شرق دشت اردبیل واقع است. پس از بسته شدن عهدنامهٔ ترکمنچای میان دو دولت ایران و روسیه، بخش شمالیِ سرزمین تالش به دولت روسیه واگذار شده و رود آستاراچای به عنوان مرز تعیین گردید که از مرکز آبادی قدیمی آستارا می‌گذشت. بخش جنوبی در ترکیب ایران باقی ماند. پس از تاسیس گمرگات و مرزبانی، اهمیت سیاسی و بازرگانی آن افزایش یافت. در آن دوران منطقهٔ آستارا در ترکیب ایالت آذربایجان تحت حکومت شاهزاده عباس میرزا نایب السلطنه، قرار داشته و بخشی از ولایت اردبیل بود.

بنا به دلایل نامعلوم آستارا در قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ خورشیدی که به موجب آن به یکی از بخش‌های شهرستان اردبیل در شرق استان آذربایجان شرقی تبدیل گشت. در سال ۱۳۳۶ آستارا با تأسیس فرمانداری به یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی مبدل شد تا این که بعدها به برخی دلایل و از جمله تشابهات اقلیمی از خرداد سال ۱۳۳۹ خورشیدی، دوباره به زادگاه اصلی خود استان گیلان ملحق گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق بر آورد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسیده و و بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان ۸۱۲۳۴ نفر است. اکنون بر اساس منابع موثق میزان جمعیت آن از یکصد هزار نفر فراتر رفته‌است.[۵]

آب وهوای بندرآستارا

آب وهوای بندرآستارا از نوع معتدل خزری

این شهرستان شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.

آب و هوای آستارا معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط ۱۵۰۰ میلی متر است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ایستگاه آستارا ۲/۱۷۸۰ میلی متر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه در محدوده مورد نظر بین ۲۰۰۰ میلی متر در مناطق ساحلی تا ۷۰۰ میلی متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل ۱۷٫۳ درجه سانتی گراد و معدل حداکثر دما ۲۶٫۱ درجه و معدل حداقل دما ۶٫۲ درجه سانتی گراد بوده‌است متوسط روزهای یخبندان در سواحل خزر طی یک دوره ۲۰ ساله، ۱۱ روز در سال برآورد گردیده‌است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به دره حیران و اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب و معتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه‌ای دیگر استان می‌باشد. [۶]

اماکن تاریخی و طبیعی

[۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

نوشتار اصلی: اماکن دیدنی آستارا
چشم‌اندازی از طبيعت حومهٔ آستارا
طبیعت گردنه حیران آستارا
باغ کیوی
ساحل صدف آستارا
آبشار لاتون
تالاب بین المللی استیل
قله اسپیناس لاتون
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:36  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

شهرستان بندر آستارا

سابقه تاریخی در منابع مکتوب

به لحاظ تاریخی قدیمی ترین مورخی که از آستارا نام برده‌است، سیدظهیرالدین مرعشی است. وی در کتاب گلستان و دیلمستان سه بار این محل را به نام «آستارا» و یک بار به نام«آستاره» آورده‌است.[۱۲]

یکی دیگر از ماخذقدیمی که در آن از آستارا یادی به میان آمده، کتاب حدودالعالم(تألیف ۳۷۲ ق/۹۸۲ م) است. در این کتاب، آستارا به شکل استراب ضبط گشته و جزو ناحیه گیلان دانسته شده‌است. بیشتر مؤلفان بعدی مانند علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی و عبدالفتاح فومنی و میرخواند، همه نام این شهر را به صورت آستارا آورده‌اند.[۱۳]

تنها در صریح الملک (که درباره موقوفات مزار شیخ صفی الدین اردبیلی است)، این نام به شکلهای اصطاراب و استاره دیده می‌شود که دو صورت اول با شکل مذکور در حدود العالم قرابت دارد.[۱۴]

از جهانگردان کانی این شهر را نام برده و آن را توصیف کرده‌اند. شاید وصف«ابت» رساتر از دیگران باشد. وی که در ۱۲۵۹ق/ ۱۸۴۳م از این محل می‌گذشته، نام این شهر را دهنه کنار ضبط کرده‌است. به نوشته او «دهکده دهنه کنار در مصب رودخانه آستارا قراردارد ودارای ۵۰ تا ۶۰ خانوار جمعیت است و دکانهایی دارد که اجناس آن به خارج ایران حمل می‌شود». [۱۵] آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسیه واگذار گردیدو رودخانه آستارا مرز میان دو کشور شناخته شد. [۱۶]

آثار تاریخی

اکنون قدیمی ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثرا شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند. [۱۷]

وضعیت اقتصادی آستارا

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچکدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با روسیه شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصر به فردی سود می‌برد. که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان
  • همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق
  • تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه
  • اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیک
  • دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق
  • طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب
  • دریایی ملایم با ۱۲۰ روز آفتابی و با شیب کم

وبه همه اینها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد. قدمت تاریخی و وضعیت فرهنگی مناسب یکی دیگر از مزایای این شهر مرزی است. با دست به دست هم دادن این عوامل ما به شهر مرزی روبرو می‌شویم که علی رغم وسعت کم و دور افتادگی نسبی دارای همیت اقتصادی و استراتژیکی زیادی است. به طوری که می‌توان ادعا کرد، از نظر سطح اقتصادی، پیشرفت‌های شهری، سطح فرهنگی، سطح گردشگری و سطح سواد عمومی ما با منطقهٔ مرزی سرو کار داریم که اصولاً با عام ترین ویژگی نقاط مرزی (یعنی محرومیت) بیگانه‌است. سطح درآمد عمومی اکثر مردم شهر بالا و یا متوسط بالاست و فقر چندان در حومه شهر به چشم نمی‌خورد. بیشترین سهم در درآمد مردم شهر را می‌توان در وهله اول، بازار کالاهای وارداتی آن داراست. بطوری که بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزی بازاری تأسیس شد که در ابتدا تنها به عرضهٔ کالاهای مبادله‌ای مرزنشینان اختصاص داشت، اما امروزه یکی از فعالترین و پر رونق ترین و معروف ترین بازارهای مرزی در نوع خود است به طوری که تقریباً در ایام تعطیل از سراسر کشور می‌توان مسافران و خریدارانی را در این شهر مشاهده کرد که البته به همراه خود مبادلة فرهنگی را نیز به همراه دارد. از دیگر آثار وجود این بازار، سطح اشتغال زایی بالای آنست در حال حاضر جمعیت زیادی از شهرها و استان‌های مجاور، بصورت مهاجرانی دائمی در این بخش مشغول فعالیت می‌باشند که به اظهار عموم سطح درآمد مناسبی نیز از این محل دارند. بطور نسبی اگر ۵۰ درصد فعالیت اقتصاد اهالی را بازار کالاهای وارداتی آن در نظر بگیریم می‌توان بقیهٔ فعالیت‌ها را به شرح زیر در نظر گرفت:

  • ۵٪ازشاغلین بخش گمرکی که عمدتا غیربومی هستند.
  • ۱۰٪شاغلین بخش خدمات وتجارت شهری وگردشگری
  • ۱۵٪دربخش کشاورزی ودامپروری که عمدتا روستاییان هستند
  • ۵&مشاغل دولتی، آموزشی وبهداشتی
  • ۱۰٪شاغلین دربخش مسکن مشغولند.

دلیل بالا بودن سهم اشتغال در بخش مسکن، حجم گسترده ساخت و ساز در سالهای اخیر بدلیل افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت ازیک سو و تمایل به سطوح زندگی مرفه تر و تخریب بافت سنتی قدیمی بخاطر افزایش سطح درآمد عمومی از سوی دیگر است. بگونه‌ای که در حال حاضرفعالیت در بخش مسکن از فعالیت‌های اقتصادی پرسود تلقی می‌شود. [۱۸]

بانک توسعه صادرات ایران یکی از بانکهای تخصصی فعال در ایران است. عمده فعالیت این بانک اعطای تسهیلات خرد و کلان به صادرکنندگان ایرانی است بانک توسعه صادرات دارای تعداد معدودی شعبه‌است که در تهران، برخی شهرستانها و نیز در مناطق آزاد کشور پراکنده‌اند. این بانک همچنین نمایندگی‌هایی در بلاروس، ونزوئلا و قزاقستان دارد.

شعبات بانک توصعه صادرات در ۳۱ مرکز استان پراکنده شده‌است که البته در پایتخت بانضمام شعبه مرکزی ۴ شعبه دیگر نیز وجود دارد. از جمله شعبه‌های دیگر بانک توسعه صادرات که در کل کشور به ۴ نقطه متمرکز شده است؛عبارتنداز:مناطق آزاد (کیش،قشم،چابهار) و بندرآستارا[۱۹]

آشنایی با پاساژها و بازارهای بندرآستارا

  • بازار بزرگ ساحلی آستارا(بساط):


لیست بازارها، پاساژها و مجتمع‌های تجاری بازار بزرگ ساحلی[۲۰]

پوریا[۲۱]

فانوس دریا

جهانی

برادران مردانه

آذربایجان سعید سیفی درویش
امیرحسین پورزارع مدرن جهانگردی بخشپوری
سعادتی نظرنیا فانوس شمال امیر
حسین نژادی ساحلی رضا کاسپین
میلاد زحمتکش تیراژه طاهری
سالار شیروان فغانی سفیدگر

این بازار به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری گیلان به شمار می‌رود، که از سال ۱۳۶۸ پس از بازگشایی مجدد مرز ایران با کشور تازه استقلال یافته جمهوری آذربایجان با نام «بساط یا تخته بازار» رونق گرفت و مشهور شد.

پس از استقبال هموطنان با خرید متوالی از این بازار، طرحی سنتی توسط شهردار وقت با بام‌های سفالین که بومی منطقه‌است، طراحی و احداث شد. حال پس از گذشت ۲۲ سال از احداث این مرکز تجاری کمتر کسی از هموطنان است که از آن بازدید و یا از غرفه‌های آن خرید نکرده باشد.

در این بازار می‌توان انواع البسه متناسب با فصول سال، لباس ورزشی، لوازم آرایشی و بهداشتی، وسایل بازی کودکان، لوازم خانگی و وسایل تزئینی منازل تولید داخل و خارج کشور را به وفور و با نازل ترین قیمت یافت کرد.

در بازار بزرگ ساحلی آستارا بالغ بر ۱۵۰۰ مغازه موجود می‌باشد که سهم بسزایی در اقتصاد این شهرایفا می‌کند. روبروی بازار بزرگ ساحلی از پل فارابی تا پارکینگ بازار بزرگ ساحلی، پاساژها، بازارها ومجتمع‌های تجاری متعددی قد علم کرده‌است. که با این وجود می‌توان تعداد مغازه‌های بازار بزرگ ساحلی آستارا را به انضمام ۲۸ پاساژ، بازار و مجتمع تجاری مذکور به چیزی در حدود ۲۵۰۰ مغازه تخمین زد.

  • مجموعه بازارهای نور

در شهرستان آستارا بازارهای متعددی وجود دارد که پس از بازار بزرگ ساحلی، مجموعه بازارهای نور از آن جمله‌اند. این بازار که در مرکز شهر آستارا واقع شده‌است بیش از پنجاه سال قدمت دارد و پاساژها و بازارهای مدرن متعددی در آن احداث شده‌است. اکثر کالاهای ارائه شده در این مرکز از تولیدات کشورهای مختلف از قبیل، ترکیه، چین، اکراین، آلمان، آذربایجان، تایلند، مالزی، هند و دیگر کشورها می‌باشند. از سایر پاساژها و مجتمع‌های مجموعه بازارهای نور می‌توان به پاساژ نور، پاساژ بزرگ رضا، بازار بزرگ عمیدی، پاساژوصلی، پاساژ حیدرزاده، مرکز خرید ایده آل و بازار روس را نام برد.

  • پاساژ ولیعصر

پاساژ ولیعصر اواخر دهه ۷۰ شمسی در خیابان شهید نادر حاجی عباسی(مرکزشهر) احداث شد. بنای اولیه در دو طبقه ساخته شد ولی بعدها طبقه سوم نیز به پاساژ ولیعصر اضافه گردید. وضعیت مغازه‌ها و نمای داخلی پاساژ در حد مطلوبی ساخته شده‌است.

هم اکنون در پاساژ ولیعصر بالغ بر ۶۰ مغازه در زمینه البسه ورزشی، مجلسی، زنانه، شال و روسری، لوازم آرایشی و بهداشتی، بچه گانه، کیف وکفش، مانتو، بدلیجات و... مشغول به فعالیت می‌باشند که اجناس این پاساژ به طور گسترده از کشورهای ترکیه، اندونزی، ویتنام، درجه یک چین وارد می‌گردد. از عمده مشکلات این پاساژ می‌توان به نمای بیرونی آن اشاره کرد که پس از طی بیش از یک دهه از تاسیس آن به حالت آجر و بدون نمای خاصی رها شده‌است.

  • پاساژ سیدان

پاساژ سیدان روبروی بانک توصعه صادرات ایران شعبه آستارا پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر افتتاح شد، پاساژ سیدان تقریبا در دو و نیم طبقه طراحی و ساخته شده‌است که از لحاظ قوانین در نوع خود منحصر به فرد می‌باشد، زیرا مغازه‌ها در طول روز نباید به هیچ وجه بسته شوند و ساعت ورود و خروج مغازه داران در یک بازه مشخص از سوی مدیریت پاساژ می‌باشد.

پاساژ سیدان نیز در زمینه‌های گوناگونی از قبیل لباس مردانه، زنانه، مجلسی، مانتو، بچه گانه، کیف وکفش و... مشغول به فعالیت می‌باشد. که اکثر اجناس مغازه داران به مانند پاساژ ولیعصر درجه یک بوده از کشورهای معتبر در زمینه البسه نظیر ترکیه و جین خریداری می‌گردد.

  • پاساژ ایده آل

پاساژ ایده آل در خیابان شهیدنادرحاجی عباسی مجاورت پاساژ ولیعصر، پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر وسیدان احداث شد. فاز اول پاساژ ایده آل در ۴ طبقه با امکاناتی نظیر آسانسور و پله برقی به همراه یک پاساژ در زیرزمین به مغازه داران تحویل داده شد، یکی از مجموعه پاساژهای ایده آل بعدی که ساخته شد در مجموعه بازارهای نور در طبقات دو، سه، چهار قرار داشت که هیچگاه رونق پاساز ایده آل را به خود ندید.

مجموعه‌های دیگری که توسط سرمایه گذار پاساژهای ایده آل طراحی و ساخته شد پاساژ بزرگی جنب فلکه بانک ملی بود که پس از اتمام نصف ملک به صاحب پاساژ ولیعصر فروخته شد.

  • پروژه شرکت لاله بزرگ با مشارکت شهرداری بندرآستارا: در حال احداث
  • پروژه سیتی سنتر(city senter): در حال احداث
  • پروژه کاکتوس بزرگ: در حال احداث

گمرک بندرآستارا

تاریخ تاسیس گمرک درآستارا، به صورت دقیق در دست نیست. ولی مطابق شواهد تاریخی در سال ۱۲۰۵ هـ. ش وقتی عباس میرزا می‌خواست برای قشون هزینه کند از فتحعلی شاه درخواست کمک مالی می‌کند، شاه در جواب می‌گوید از پول عوارض گمرکی آستارا فراهم کنید. و. ژان اوین در کتاب «ایران امروز» به توصیف آستارا پرداخته و می‌نویسد «آستارا بندری است در جوار اردبیل. این شهر گمرکی دارد که از سوی متصدیان بلژیکی اداره می‌شودامروزه گمرک آستارا به عنوان یک اداره کل در امور واردات و صادرات قطعی، ورود و خروج موقت، تعاونی مرز نشینان، ترانزیت داخلی و خارجی، کارتینگ بین المللی، مبدا و مقصد کارنه تیر، کاپوتاز، امور مسافری، مرجوعی و امانت‌های پستی و قضایی به فعالیت مشغول می‌باشد. این گمرک رتبه اول تجارت چمدانی را در میان مرزهای زمینی شمال کشور با اختصاص بیش از ۴۵ درصد از کل صادرات چمدانی کشور به دست آورده‌است ودر حال حاضر اداره کل گمرک آستارا به عنوان بزرگترین گمرک زمینی شمال کشور علاوه بر ارائه خدمات مختلف گمرکی، در زمینه امور مسافری نیز فعالیت می‌نماید. بیشترین حجم صادرات استان نیز از این گمرک به آذربایجان، روسیه و دیگر کشورها صادر می‌گردد. عمده ترین کالاهای وارداتی این گمرک، آهن آلات، انواع چوب و تخته، انواع محصولات مصرفی و البسه و لوازم خانگی کشورهای ترکیه- آذربایجان و چین همچنین عمده کالاهای صادراتی شامل مواد غذایی، محصولات کشاورزی، انواع ماشین، مواد معدنی، مصالح ساختمانی و برخی کالاهای صنعتی و... می‌باشد. اداره کل گمرک بندرآستارااز لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال کشور برعهده دارد. وازنظر تردد در کل کشور رتبه سوم رابه خوداختصاص داده‌است. جالب این که قدمت ساختمان اصلی گمرک آستارا به حدود ۱۰۰ سال قبل برمی گردد. ساختمانهای قدیمی گمرک این بناهای قدیمی که شامل مهمانسرا و ساختمان اداری می‌باشد، هم اکنون استوار و مورد استفاده می‌باشند.

به دلیل وجود گمرک در آستارا و بر اساس اطلاعات موجود در موزه ملی ایران، نخستین اتومبیل از مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه وارد ایران شد. بر اثر وجود این گمرک و بنا بر گزارش اداره کل گمرک آستارا بیش از یک میلیون نفر از اتباع کشورهای مختلف همه ساله از این گمرک تردد می‌کنند.

[۲۲][۲۳][۲۴][۲۵]

اهم فعالیت گمرک بندرآستارا از بدو تاسیس تاکنون

  • قدمت اداره کل گمرک بندرآستارا در حدود دو قرن
  • ورود نخستین خودرو به کشور ازطریق مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه
  • رتبه اول تجارت چمدانی کشور(۴۵٪از کل صادرات چمدانی ایران)
  • رتبه اول صادرات درشمال کشور به روسیه و جمهوری اذربایجان و گرجستان و ترکیه...
  • رتبه سوم پرترددترین مرز زمینی کشور
  • امن ترین مرز زمینی ایران طی چندین سال اخیر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:36  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

شهرستان بندر آستارا

شهرداری (بلدیه) بندرآستارا

پیشینه نخستین نهادهای رسمی برای اداره امور شهر بر می‌گردد به چند دهه قبل از انقلاب مشروطیت و به دوران حکومت سلسله قاجار در سال ۱۲۸۶ شمسی که قبلا شهرداری را به عنوان بلدیه می‌شناختند و به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اولین بلدیه بر اساس قانون بلدیه در شهر تهران تاسیس گردید و تا سال ۱۳۰۰ شمسی فقط در ۹ شهر به نام‌های کرمان - تبریز - همدان - دزفول - مراغه - مشهد - ماکو و آستارا بلدیه تشکیل شد و از آغاز سلطنت رضا شاه تا سال ۱۳۰۹ شمسی حدود ۵۲ شهرداری در سراسر کشور تاسیس گردید. [۲۶]

تاریخچه فعالیت‌های شهرداری و شهرداری آستارا به سه قسمت کلی می‌توان تقسیم نمود:


  • شهرداری آستارا برای اولین بار در سال ۱۲۸۷ شمسی از سوی عده‌ای از فرهیختگان و بزرگان شهر با هدف حمایت از اهالی آستارا و ایجاد امکانات رفاهی و خدمات نوین به سبک شهرهای مدرن دنیا تحت نظر حکومت وقت به شکل انجمنی به نام انجمن ولایتی – فرهنگی و بلدی ایجاد شد.
  • دومین دوره فعالیت شهرداری در آستارا از سال ۱۳۰۱ شمسی با تصویب قانون بلدیه در مجلس ملی شروع شد. از مهم ترین اتفاقات این دوره می‌توان احداث اولین خیابان‌های آستارا به سبک امروزی و ایجاد پارک و خرید دستگاه موتور برق و ایجاد تاسیسات مربوط به تامین و اداره شهر اشاره نمود.
  • سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز سومین دوره شهرداری آستارا به حساب می‌آید که توسط دولت و انجمن بلدیه اداره می‌شد که مهم ترین وقایع این دوره شهرداری پایه گذاری اولین سری از قوانین و مقررات شهری و رونق چشمگیر فعالیت‌های شهرداری را می‌توان نام برد. همچنین در این دوره و به سال ۱۳۲۹ اولین انجمن شهر آستارا به صورت مستقل تشکیل و شهرداری از بخش داری مجزا شد و واولین شهردار رسمی آستارا به نام جلیل حسینی انتخاب گردید.

از وقایع ناگوار این دوره از شهرداری، می‌توان به از بین رفتن تجهیزات و امکانات شهری در کودتای شهریور ۱۳۲۰ اشاره نمود. [۲۷]

راه آهن قزوین - بندرآستارا

تکمیل طرح راه‌اندازی راه آهن قزوین، رشت، بندر انزلی وبندرآستارا می‌تواند کمک شایانی در رشد اقتصادی ایران و به طبع استان گیلان و بندرآستارا باشد. تکمیل این طرح می‌تواند تاثیر به سزایی در رشد صنعت حمل و نقل در ایران داشته باشد. موقعیت استراتژیک بندر آستارا در در دریای خزر و هزینه کمتر حمل و نقل بار به جمهوری آذربایجان از طریق راه آهن و کشتی موجب افزایش اهمیت اتمام هر چه سریعتر این طرح می‌گردد. خط‌آهن قزوین - رشت - انزلی - آستارا به عنوان یکی از قطعات کریدور شمال به جنوب برای منطقه اهمیت دارد. در صورت تکمیل این کریدور بسیاری از کشورها ترجیح می‌دهند به دلیل کوتاه بودن طول مسیر و ارزان شدن هزینه‌های حمل و نقل، جابه‌جایی کالای ترانزیتی خود را از طریق این کریدور و کشور ایران انجام دهند که این امر موجب افزایش درآمد کشور از محل ترانزیت خواهد شد. [۲۸][۲۹]

سینما

در سال ۱۳۷۶ شمسی و پس از آتش سوزی در یکی از قدیمی ترین و بزرگترین سینماهای گیلان در آستارا سینما قیام، سینما آستارای سابق، که ابتدا با نام سالن اپرا در سال ۱۳۲۰ شمسی در میدان اصلی و مرکزی شهر احداث شده بود.[۳۰]

حال در آستارا یک سینما به نام سینما دریا، چهار سالن تئاتر کانون امام خمینی، دانشگاه آزاد، کانون پرورش فکری کودکان و سالن باغ ملی «تئاتر شهر» و سه سالن اجتماعات مجهز در هتل بین المللی اسپیناس، اداره تبلیغات اسلامی به نام «شهدای گمنام» و سالن سپاه آستارا، یک گالری هنری مدرن «گالری هنری معراج» موجود می‌باشد، که با احداث سالن بزرگ ۷۵۰ نفری سینما و تئاتر اداره ارشاد شمار اماکن فرهنگی شهرستان افزایش می‌یابد.[۳۱] لازم به توضیح است آستارا در زمینه سینما دارای یک سینما چهاربعدی درحاشیه سواحل دریا ویک سینما پنج بعدی در ورودی شهر می‌باشد.

کتابخانه عمومی شماره یک بندرآستارا به عنوان نخستین کتابخانه ایران

اولین کتابخانه کشور ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی پایتخت در شهر آستارا به تاریخ ۱۳۰۳ تاسیس شده‌است. [۳۲]

طبق آمار ۱۳۸۲ در استان گیلان ۵۵ کتابخانه عمومی دولتی نیز وجود دارد که در مجموع حدود ۲۱۳٬۴۹۸ جلد کتاب، به غیر از نشریه‌های ادواری، دارند. تعداد اعضای آنها طبق آمار ۷۲۸٬۵۴ نفر است. قدیمی‌ترین این کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شماره ۱ شهر آستاراست که در ۱۳۰۲ توسط گروهی از مردم این شهر تأسیس شد و در ۱۳۴۵ به مالکیت وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد. هم‌اکنون این کتابخانه بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد. [۳۳]

شیلات بندرآستارا

قبل از سال ۱۲۵۱ هـ. ش صید از لنکران تا بندرانزلی در اجارهٔ میر ابراهیم خان تالشی بود تا اینکه میرمحمد خان آستارایی، صید گاهی در کولیور انزلی ایجاد نمود و ادارهٔ آن را بر عهدهٔ پسرش میر محمد باقر گذاشت. نام برده در انزلی به جوانمردی شهرت داشت. بعد از سال ۱۲۵۱ هـ. ش امتیاز دریای خزر از طرف دولت ایران به یکی از اتباع روس واگذار گردید. در آن موقع آستارا ناحیه یک شیلات و بزرگترین بازار فروش انواع ماهی بود که به آستارا خان صادر می‌شد. در سال ۱۳۲۰ه. ش این امتیاز به انزلی واگذار، تا در بهمن ۱۳۳۱ هـ. ش دورهٔ زمامداری دکتر مصدق، شیلات، ملی اعلام شد و پس از احداث مراکز صیدآستارا دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد. اهمیت فعالیت‌های شیلاتی صرف نظر از تامین مواد پروتئینی اهالی و استان و ایجاد اشتغال از جهات دیگری از جمله صادرات و ارزآوری و به عنوان عاملی در جهت توسعه عمران مناطق ساحلی و روستایی شهرستان حائز اهمیت است.[۳۴][۳۵] در بخش شیلات در سال ۱۳۶۰، ۲۲۰ صیاد دامگستر بومی به سمت مشاغلی پایدار در این زمینه مانند صید صنعتی کیلکا و پره هدایت شدند. در راستای توسعه این بخش با شناسایی ۱۷ مزرعه پرورش ماهیان سردابی تا کنون ۸ مزرعه پروانه دریافت کرده‌اند که سالانه در حدود ۷۰ تن ماهی تولید می‌کنند. در ۹ مرکز آب بندان به مساحت ۵۰ هکتار نیز حدود ۶۰ تن انواع ماهی‌های گرم آبی تولید می‌شود. در بخش ماهیان خاویاری نیز سه مرکز فعال در آستارا سالانه حدود ۲۰۰ تن گوشت و ۱۰ تن خاویار خالص تولید و به بازارهای جهانی عرضه می‌کنند. بخش آبزی پروری ادارهٔ شیلات آستارا نیز پس از چند دهه تعطیلی در نیمه دوم سال ۱۳۸۶ شروع به کار کرده‌است. [۳۶]

کشاورزی ودامداری بندرآستارا

این شهرستان با توجه به شرایط ویژه اقلیمی از مناطق مستعد کشاورزی بشمار می‌آید و یکی از فعالیتهای مهم مردم این شهرستان می‌باشد. از محصولات مهم کشاورزی آن می‌توان برنج، گندم، جو، ذرت، محصولات جالیزی و سبزیها را نام برد.. سطح زیر کشت این شهرستان۴۲۹۵۸ هکتار که برنج، سبزی و صیفی، مرکبات و میوه‌های دانه دار برداشت می‌شود.[۳۷] کاشت برنج در ۳۲۰۰ هکتار زمین و شالیکوبی در ۱۰ کارخانه برنجکوبی تولید به ۱۵۱۰۷ تن محصول در سال منجر می‌شود[۳۸] همچنین از ۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت توتون هر ساله ۲۱۰ تن برگ سبز به دست می‌آید. [۳۹] گندم نیز در ۳۹۸ هکتار کشت می‌شود و ۴۹۲ تن در سال محصول می‌دهد.[۴۰]

شهرستان آستارا بدلیل شرایط مناسب آب و هوایی برای کشت نباتات علوفه‌ای و برخورداری از مراتع برای دامپروری نیزمستعد است. دراین شهرستان گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیرو تخم مرغ و عسل تولید می‌گرددو انواع مختلف ماهی پرورش وصید وخاویار تولید می‌گردد.

از دیگر فعالیتهای اقتصادی شهرستان زنبورداری است که از رونق زیادی برخوردار است و زنبورداران در دامنه‌های سرسبز و خوش آب وهوای حیران و لوندویل هر ساله ۷۰۰-۹۰۰ تن عسل تولید می‌کنند که از لحاظ تعداد کندو در استان گیلان، بعد از تالش قرار دارد. [۴۱] وجود دریای خزر علاوه بر اینکه صید ماهی را رواج داده‌است موجب ایجاد کارخانجات صدف کوبی گردیده که در آنها از صدف‌های اطراف ساحل، خوراک طیور تهیه می‌کنند شهرستان آستارا از مراکز مهم کشاورزی در استان گیلان به شمار می‌رود که همه ساله بخش وسیعی از تولیداتی چون؛ برنج، کیوی، ازگیل، خرمالو، ذرت و گندم، علاوه بر عرضه در بازار مصرف داخلی به کشورهای حاشیه دریای خزر صادر می‌گردد. [۴۲]

نخستین باغ کیوی گیلان در شهرستان آستارا با ۲۲ سال قدمت در فضایی به مساحت دو هکتار معروف به 'باغ کیوی ماهوتی دایر شده‌است. مرکز تحقیقاتی به منظور مطالعات کارشناسی ایجاد باغات کیوی در شمال و همه مناطق مستعد کشور در کنار قدیمی ترین باغ کیوی استان گیلان دایر می‌شود.[۴۳]

بندرچندمنظوره تجاری وصنعتی آستارا

[۴۴][۴۵] ملگونف در سفرنامهٔ خود حدود ۱۴۰ سال پیش می‌نویسد «آستارا بندری است که هرساله از حاجی ترخان و باکو ۵۰ کشتی به آنجا می‌آید و اغلب بارشان آهن است»[۴۶] این اسکله در دوران پهلوی از رونق می‌افتد تا زمانی که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی اسکله‌ای مدرن شروع به احداث گردید و بخش صیادی آن به بهره برداری می‌رسد. در آینده با بهره برداری از بخش تجاری آن گامی بزرگ دراقتصاد منطقه برداشته خواهد شد.

بندر چند منظوره آستارا با قابلیت و توانمندی بالای این شهرستان، در بخش تجارت و بازرگانی توسعه گیلان را شتاب خواهد بخشید. بندر چند منظوره آستارا نخستین مشارکت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ایجاد زیرساخت‌ها و روساخت‌ها است و با توجه به اینکه بندر آستارا، بندری است که راه‌آهن سراسری به آن وصل شده و در آینده نزدیک راه‌آهن ساری به رشت و آستارا احداث می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌است.

این شهر زیبای مرزی با ایجاد بندر چند منظوره، منطقه ویژه اقتصادی و اتصال راه‌آهن به خارج از کشور نقش اساسی در رونق اقتصادی گیلان خواهد داشت.

آستارا که محل تلاقی دو قاره و کریدورهای مختلف حمل و نقل است باید توجه لازم شود و از جمله آنها منطقه ویژه اقتصادی، توسعه بندر چند منظوره و امتداد راه‌آهن سراسری است.

بندر تجاری و دریایی آستارا احیا کننده نقش تاریخی این منطقه در حمل و نقل دریایی خزر خواهد بود. با بهره گیری از این بندرگاه و مسیر دریایی آن، مسافت حمل کالا به مقاصد خارجی در میان بنادر شمال کشور حدود ۱۶۰ کیلومتر در خشکی و ۱۵۰ کیلومتر در مسافتهای دریایی کاهش می‌یابد که این امر نقش موثری در کاهش قیمت تمام شده کالا برای صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور خواهد داشت. بندر آستارا برای بازرگانان و صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور از اهمیتی ویژه برخوردار است چرا که راه اندازی این بندر موجب کاهش هزینه واردات و صادرات کالا برای بازرگانان ایرانی می‌شود.

صادرات، واردات و ترانزیت غلات را یکی از اهداف احداث این بندر می‌باشد و ذخیره موقت غلات با توجه به از جمله ویژگی‌های کاربردی این بندرگاه مهم محسوب می‌شود که برای این امر اقدامات عملی از جمله ساخت سیلو ذخیره غلات تاکنون آغاز نشده‌است.

مجموع سرمایه گذاری انجام شده برای فاز نخست این بندر را ۳۰۰ میلیارد ریال می‌باشد. با توجه به ساخت موج شکن‌ها (شامل بازوی شمالی به طول تقریبی ۴۷۵ متر و بازوی جنوبی به طول تقریبی ۱۸۷ متر و حدود ۸۵۰ متر دیواره حفاظت از ساحل)، ارتقاءظرفیت اسکله موجود صیادی به اسکله کالاهای عمومی به طول ۱۳۰ متر و سایر زیرساختهای بندری، امید است فازهای بعدی طی سال‌های آتی تکمیل شده و به بهره برداری برسد. بندر چندمنظوره آستارا در مجموع با احتساب اراضی خشکی و دریایی در ۵۵ هکتار طراحی شده و در طرح جامع این بندر، امکان پهلوگیری، تخلیه و بارگیری تمامی کشتی‌های تردد کننده دریای خزر پیش بینی شده‌است.

شرکت خدمات دریایی و بندری کاوه که در حوزه مدیریت خدمات دریایی و بندری فعالیت می‌کند، در اواخر سال ۸۷ توانست برنده مزایده احداث و عهده داری ۴۰ ساله بندر چندمنظوره آستارا شود و از اردیبهشت ماه ۱۳۸۸عملیات تحویل زمین به پیمانکار و ساخت این بندر به طور جدی آغاز شد.

این بندر با بندر انزلی ۱۵۰ کیلومتر و با بندر باکو جمهوری آذربایجان ۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

بندر تجاری آستارا که به منظور حمل و بارگیری کالاهای عمومی، فرآورده‌های نفتی و مسافری در دست ساخت است، با ظرفیت اسمی ۵ / ۳ میلیون تن بارگیری و تخلیه سالانه احداث می‌شود.

دو میلیون تن از محموله‌های تخلیه و بارگیری شده در این بندر شامل مواد سوختی و ۵ / ۱ میلیون تن (در حال حاظر عملیات ساخت اسکله نفتی آغاز نشده‌است و ساخت اسکله نفتی از فاز ۱ به فاز ۲ منتقل شده‌است)دیگر نیز شامل فعالیتهای عمومی بندری خواهد بود. طبق آخرین بازدید وزیر راه وشهرسازی در اردیبیهشت ۱۳۹۱ وپیش بینی‌های انجام شده فاز اول این بندر (شامل یک پست اسکله و حدود ۱۰ هکتار محوطه سازی کانتینری و بارانداز)در صورت مساعد بودن شرایط جوی، با افتتاح در هفته دولت شروع به کار آن به تدریج آغاز خواهد شد.

هتل‌های بندرآستارا

در شهر آستارا هتل‌های متعددی مشغول به فعالیت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

ردیف نام هتل آدرس هتل شماره رزرو هتل
۱ هتل بین المللی اسپیناس جنب پلیس راه آستارا - رشت ۰۱۸۲۵۲۵۲۷۰۰-۵
۲ مهمانسرای جهانگردی آستارا خیابان حکیم نظامی شرقی-جنب اداره برق ۰۱۸۲۵۲۲۲۱۳۴-۵
۳ هتل بلال جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۴ هتل وصلی انتهای خیابان حکیم نظامی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۸۰۶
۵ هتل خلیج فارس ساحل شریعتی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۳۰۴
۶ هتل ابوالفضل خیابان پاسداران-کوی فرهنگیان- روبروی اسکله - جنب مسجد فاطمه زهرا ۲۰- ۰۱۸۲۵۲۶۶۰۱۹
۷ هتل نژلا روبروی بازارچه ساحلی -جنب پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۹۰۳۲
۸ هتل باران بلوار معاد ۰۹۱۲۶۸۳۵۵۲۱
۹ هتل ایساتیس فاز۲ شهرک عباس آباد، نبش گلستان ۱۹ ۰۱۸۲۵۲۵۴۰۰۱-۲
۱۰ هتل دریا بازارچه ساحلی_روبروی پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۱۹۰۷
۱۱ هتل سیدان جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۱۲ هتل جهانگردی روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲
۱۳ هتل کاج روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲

[۴۷]

نشریات فعال در آستارا

  • هفته نامه پیام آستارا:مدیر فرامرز دریابیان
  • هفته نامه تارک خزر مدیر: رسول علی نژاد[]
  • دو هفته نامه آوای آستارا: مدیر حسین محبوب مقدم
  • دو هفته نامه خط آخر: مدیرمسئول: یونس رنج‌کش، سردبیر: داوود ملک زاده
  • ماهنانه طریقت: استادمحمد صادق برنچ جی
  • آستارا نیوز / روزنامه ایران زمین /www.astaranews.com
  • ماهنامه کشکول: مدیر مسئول: پروین ساسانیان

بالاترین نرخ باسوادی در ایران

در آستارا از دیرباز، مکتب خانه‌هایی در سطح شهر و روستا وجود داشته‌است. در آغاز جنبش مشروطه در این شهر، چند مکت خانه معروف دایر بوداین مکتب خانه‌ها اغلب در مساجد و یا خانه‌های شخصی تشکیل و توسط معلمین روحانی اداره می‌شدند. به طوری که آقای میرزامحمد آخوندزاده در کتاب خاطرات خود نوشته‌است، در آستارا قبل از سال ۱۲۸۷ یعنی تاسیس مدارس جدید(دبیرستان حکیم نظامی ومدرسه سنایی سیبلی)، مکتب خانه‌های آبرومندی وجود داشته‌است. همانطور که آقایان عبدالحسین انصاری و سید محمد علی جمال زاده در خاطرات خود نوشته‌اند[کدام کتاب؟]:مدارس ملی جدیدی که در تهران بعد از مشروطیت دایر شده بود، با مکتب خانه‌ها چندان تفاوتی نداشته‌اند فقط کمی تمیزتر و آبرومندتر بودند. مدرسه ملی آستارا هم مانند مدارس ملی اولیهٔ تهران همانند مکتبخانه‌ها بوده‌است. از جمله مکتب خانه‌های پسرانه آستارا در آن زمان مکتب خانه ملا رحیم طایر (ضیاء) در ساختمان دو مرتبه وهاب زاده‌ها و مکتب خانه ملا محمود (نیای محمودیان) در خیابان حکیم نظامی در خانه شخصی او و مکتب خانه میزا جعفرقلی نعمت اللهی در مسجد آبروان (حسینیه میرزا) وابسته به مسجد آبروان که بعدها مسجد مستقلی شد فعال بودند. علاوه بر مکت خانه‌های پسرانه، چند مکتب خانه مخصوص دختران هم در این شهر دایر بود که مدیره آن جا را ملا باجی می‌نامیدند. اغلب این مکت خانه‌ها در کلاس‌های اول بطور مختلط (پسر و دختر) تشکیل می‌شد. از جمله مکتب خانه ملا باجی مش خجه (مشهدی خدیجه) که در کوچه مجتهدی مکتب خانه داشت و آقای جلیل بزرگمهر فرزند شیخ عبدالحمید مجتهدی (مجتهد آن زمان آستارا) در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:پدرم قبل از هفت سالگی مرا به مکتب خانه مش جخه که در همسایگی ما بود سپرد. مکتب خانه دیگر مکتب خانه خانم سیده بیگم (مادر بزرگ آقای میر ایوب سیدی مقدم و مرحوم یعقوب بصیر)در کوچه عباسیه دایر بود. مدیر و معلم مکتب خانه دیگر مرحومه فاطمه شاهین معروف به ملا نقل بود. این بانوی باسواد که در مدارس باکو تحصیل کرده بود، در آن موقع برای بانوان خانواده‌های اعیان و ثروتمندان مانند یک روحانی، درخانه‌ها روضه می‌خواند و از روی کتاب مسائل شرعی می‌گفت. از این جهت او را ملا نقل می‌نامیدند چون که در واقع یک ملای مخصوص بانوان بود.

به دلیل مسافرت بازرگانان، تجار و ساکنین این شهر به نقاط مختلف روسیه و دیگر ممالک اروپایی، فرهنگ و تمدن جدید اروپا سریعتر به این شهرستان نفوذ کرده و تقریباً همزمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسهٔ صادقیه- با نام اولیه مبارکه- احداث گردید.

در دوره قاجاریه به همت وتلاش اهالی با فرهنگ آستارا نخستین مدرسه به سبک نوین به نام مدرسه حکیم نظامی درسال۱۲۸۷ه. ش بنا نهاده شد که به همراه مدرسه سنایی سیبلی درسال ۱۳۸۷ جشن یکصدسالگی خود رابرگزار کردند.

همچنین در سال ۱۳۰۰، نخستین مدرسهٔ دخترانه به نام «تربیت بنات» و همچنین قرائت خانه در این شهر تأسیس شد که با کمی وقفه در سال ۱۳۰۸، نخستین گروه دانش آموختگان دختر، گواهی نامهٔ ۶ ساله ابتدایی را اخذ کردندایجاد این مراکز سبب رشد و ارتقا فرهنگ منطقه شده‌است. از افراد معروفی که در مدارس آستارا تدریس می‌کرده‌است، شاعر معاصر نیما یوشیج است.

ازجمله دیگر مدارس قدیمی آستارا می‌توان به مدرسه ابتدایی شهیدمدنی(داریوش سابق) اشاره کرد که در سال ۱۳۱۹ه. ش کار آموزش وپرورش دانش آموزان را آغاز کرده‌است. شایان ذکر است قدمت بنای مدرسه به بیش از یکصدسال پیش بر می‌گردد که از مکان‌های نظامی استارا محسوب می‌شد.

اولین کتابخانه کشور نیز ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی در پایتخت در شهر آستارا تاسیس شده‌است.

آستارا برای سالیان مدید و از سال‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی رکورددارِ میزان جمعیت باسواد در کشور است. مطابق آخرین آمار آستارا با داشتن بیش از ۹۸٫۸٪ باسواد نخستین شهر باسواد ایران است.

اکنون طبق آمار منتشر شده از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان و برگزاری جشن ریشکنی بی سوادی در سال ۱۳۸۷ به ۱۰۰ درصد افزایش یافته‌است.

[۴۸]

دانشگاه‌ها ومراکزآموزش عالی بندرآستارا

[۴۹]

شایان ذکر است نخستین مرکزآموزش عالی درآستارا، دانشگاه آزاد اسلامی است که تاسیس آن به سال تحصیلی ۱۳۶۶/۶۷ بر می‌گردد.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا با دورشته کشاورزی ومعارف اسلامی وجذب ۲۵۸ دانشجو کار خود را آغاز کرده‌است. [۵۰]

مراکز بهداشتی ودرمانی بندرآستارا

  • بیمارستان دکترشریعتی(۱۳۰۸)
  • بیمارستان شهیدبهشتی(۱۳۵۳)
  • اورژانس وپلی کلینیک نخصصی بیمارستان شهید بهشتی
  • درمانگاه تامین اجتماعی آستارا
  • بیمارستان یکصدتختخوابه آستارا(درحال احداث)

طی سال‌های اخیر بیمارستان شریعتی تغییر نام داده واز زیر مجموعه‌های بیمارستان شهید بهشتی شده‌است. به طور کلی شهر از نظر خدمات درمانی، دارویی و واکسیناسیون در سطح مطلوبی به سر می‌برد، اما رویهٔ معمول آن است که اهالی شهر برای اکثر بیماریهای مهم به شهرهای اردبیل یا رشت مراجعه می‌کنند. [۵۱]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:36  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

 
آستارا  ( گيلان )

جمعیت :41062
کد تلفن :182
درجه شهرداری :7
تلفن شهرداری :۵٢١۴٩٩۶

آستارا شهري کوچک در ساحل غربي درياي خزر و در شمالي‌ترين نقطه استان گيلان و آخرين نقطه مرزي ايران و جمهوري آذربايجان است. آستارا از شرق به درياي خزر، از شمال به آستاراي جمهوري آذربايجان، از غرب به استان اردبيل و از جنوب به منطقه تالش‌نشين گرگان محدود شده‌است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا-اردبيل ميگذرد، آستاراي ايران را از آستاراي جمهوري آذربايجان جدا مي‌سازد. در گذشته زبان تالشي در اين شهر رايج بوده‌است؛ ولي هم‌اکنون زبان عموم مردم آستارا ترکي آذربايجاني مي‌باشد.
در محل کنوني شهر آستارا در قديم روستايي به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجار گسترش يافته و ديگرگون شده‌است.

تقسيمات کشوري
آستارا به‌موجب قانون تقسيمات کشوري سال 1316 خورشيدي، يکي از شهرهاي شهرستان اردبيل در شرق استان آذربايجان شرقي به مرکزيت تبريز بود که از خرداد سال 1339 خورشيدي، به استان گيلان ملحق گرديد. جمعيت آن بر اساس سرشماري سال 1355 خورشيدي، 35,945 نفر بوده و طبق بر آورد سال 1363 خورشيدي، به 43,864 نفر رسيده و در حال حاظر نزديک به 100,000 نفر مي‌باشد.

جغرافيا
اين شهرستان شامل دشت و کوهستان است و هواي دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملايم و هواي کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و صيفي جات است.

از اماکن تاريخي شهرستان آستارا مي‌توان به بقعه شيخ تاج الدين محمود خيوي در لمير محله (مابين عنبران محله و ويرموني)، قلعه شيندان (همان صخره بزرگ واقع در خاک جمهوري آذربايجان، بالاي روستاي ونه بين و مشرف به تونل اردبيل آستارا)، قبرستان قديمي ونه بين که در بالاي دهکده توريستي حيران بر سر راه فرعي نمين واقع است، قبرستان قديمي دهکده گنج کشي از آباديهاي نزديک حيران، بقعه پير قطب الدين نزديک دهکده باغچه سرا، بقعه سيدابراهيم و سيدقاسم که گفته مي‌شود پسران امام موسي کاظم در دهکده کان رود اشاره کرد.

نقاط ديدني
از محل‌هاي ديدني در سطح شهرستان آستارا مي‌توان از آبشار لاتون که به فاصله سه و نيم ساعت پياده روي از روستاي کوته کومه در شهرک لونديل آستارا واقع شده‌است، گردنه حيران، درياچه استيل، روستاي مياکومي، آب گرم علي داشي، آب گرم کوته کومه نام برد. همين طور ساحل زيباي شهر استارا از ديدني ترين نقاط شهر است

وجه تسميه
در مورد وجه تسميه آستارا اختلاف نظر بسياري وجود دارد و هر کدام از اين نظريه‌ها طرفداران خود را دارد. يکي از رايج ترين گفته‌ها مبين رهيافت نام شهر از زبان تالشي آسته‌رو ، هوسته روو به معني آهسته‌رو است.

درباره نام اين شهر گفته شده که در آغاز نيز آهسته‌رو بوده زيرا کاروانان و مسافران زماني‌که به اين منطقه مردابي ساحلي مي‌رسيدند ناچار به حرکت آهسته‌تر مي‌شدند. همان نام آسته‌رو يا هَسته‌رو تالشي به مرور تبديل به آستارا شده‌است در عنبران محله مردم هنوز هم به اين شهر اوستورو مي‌گويند.نظريه ديگري که در اين مورد وجود دارد اشاره دارد به کسب نام شهر از ماهي خاوياري آسترا که در قديم در اين منطقه بوفور صيد مي‌شد. اين نظريه به دليل وجود شهري با نام آستاراخان در جمهوري آذربايجان قوت مي‏گيرد.

ويژگي‌هاي خاص

بام‌هاي سفالين
به دليل استفاده زياد سفال به شهر بام‌هاي سفالين معروف است.

دبيرستان حکيم نظامي
در اين دبيرستان، اساتيدي مانند نيما يوشيج تدريس نموده‌اند که در سال 1387 خورشيدي، جشن صد سالگي آن برپا خواهد شد.

بالاترين نرخ باسوادي در ايران
با داشتن بيش از 8/98? باسواد نخستين شهر باسواد ايران مي‌باشد.

منظره
به دليل واقع شدن دريا در شرق و کوه در غرب ،مي‌توان طلوع و غروب خورشيد را در اوج زيبايي به ديده تماشا نگريست.

اقوام
تالش‌ها
گيلک‌ها
خلج‌ها
آذربايجاني‏ها‏

گمرک
تاريخ تاسيس گمرک در آستارا، به صورت دقيق نمي‌باشد. ولي شواهد تاريخي چنان عنوان مي‌کند که: در سال 1205ه.ش وقتي شاه عباس ميرزا مي‌خواست براي قشون يورت تهيه کند از فتحعلي شاه در خواست کمک مالي مي‌کند، شاه در جواب مي‌گويد از پول عوارض گمرکي آستارا فراهم کنيد. ژان اوبن در کتاب «ايران امروز» به توصيف آستارا پرداخته و مي‌نويسد «آستارا بندري ايست در جوار اردبيل – اين شهر گمرکي دارد که از سوي متصديان بلژيکي اداره مي‌شود»

امروزه گمرک آستارا به عنوان يک اداره کل در امور واردات و صادرات قطعي، ورود و خروج موقت، تعاوني مرز نشينان، ترانزيت داخلي و خارجي، کارنه تير بين المللي، مبدا و مقصد کارنه تير، کاپوتاژ، امور مسافري، مرجوعي، امانت‌هاي پستي و قضايي به فعاليت مشغول مي‌باشد.

اين گمرک در رتبه اول تجارت چمداني در ميان مرزهاي زميني و رتبه نخست در ميان مرزهاي شمال کشور از لحاظ صادرات را به دست آورده‌است.

شيلات
قبل از سال 1251ه.ش صيد از لنکران تا انزلي در اجاره مير ابراهيم خان تالش بوده که مير محمد خان آستارايي، صيد گاهي در کوليور انزلي ايجاد نمود و اداره آن را بر عهده پسرش مير محمد باقر گذاشته که ايشان در انزلي به جوانمردي شهرت داشتند وي در کوليور وفات يافته.
بعد از سال 1251ه.ش امتياز درياي خزر از طرف دولت ايران به يکي از اتباع روس واگذار گرديد. در آن موقع آستارا ناحيه يک شيلات و بزرگترين بازار فروش انواع ماهي بود که به آستارا خان صادر مي‌شده. در سال 1320خ.ش اين امتياز به انزلي واگذار، تا در بهمن 1331ه.ش دوره زمامداري دکتر مصدق، شيلات، ملي اعلام شد و پس از احداث مراکز صيد دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد. بندر آستارا هم اکنون با مساحتي حدود 334 کيلومتر مربع در مجاورت سواحل غربي درياي خزر مي‌باشد. با توجه به موقعيت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا و نزديکي به دره حيران و اقليم کوهستان، آب و هواي مرطوب ومعتدل، اندکي خنک تر از مناطق پست جلگه‌اي ديگر استان مي‌باشد. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ه‌هاي دامي مي‌باشد. دماي اين شهر در زمستان بين(15 تا 2-)سانتي گراد و در تابستان بين (15تا25) درجه در نواسان است. ميزان متوسط بارندگي در سال 1265 ميليمتر مي‌باشد که کم باران ترين وقت خرداد ماه و پرباران ترين وقت آبان ماه گزارش شده ‌است.
تداوم مهاجرتهاي روستايي به شهر‌ها، که به‌نظر روند طبيعي فرايند گذار اقتصادي مي‌باشد و تبديل برخي نقاط روستايي به شهر، همچنان از عوامل اصلي افزايش جمعيت شهر نشين و بروز معضلات شهري مي‌باشد.

مشاهير

نويسندگان
مرحوم بهروز نعمت الهي,زاده ي,1315 نويسنده کتاب تاريخ جامع آستارا و حکام نمين

اشرف حريري زاده 1304
دکتر حسين فريور زاده 1298
اسداله عبدالهيان زاده 1303
سيد مير فتاح پاک‌نژاد 1322
مقصود عبدالهي زاده 1317
حجت السلام دکتر رضا برنجکار زاده 1346
دکتر بهزاد بهزادي زاده 1306
ابراهيم نبوي, فعال سياسي, روزنامه نگار و طنزنويس

شاعران
ميرزا محمد رحيم طاير آستارايي(ضياء)
مرحوم استاد منصور بني مجيدي
اکبر اکسير
يوسف کلانتري
اورنگ ضيا
صفا شفيقي
هوشنگ مجرب
سيمين شکور نقاش
رستم شهرام‌پور
آرش نصرت الهي

هنرمندان
بهنام سيف‌اللهي زاده 1316 - پيکر تراش، معمار و طراح دکوراسيون موزه‌ها
مقصود عبداللهي زاده 1317 - نقاش، نويسنده
هوشنگ نوروزي زاده 1319 - خوشنويس
رسول آهني زاده 1327- شاعر،نقاش و فعال سياسي با گرايشات اسلامي در دوران حکومت پهلوي
دکتر ناصر وثوقي زاده 1320 - پيکرتراش، نقاش
کي خسرو فيروزي زاده 1321 - نقاش
بهمن شريف زاده 1338 - مجسمه ساز
جهانبخش محمدپور زاده 1345 - معرق کار چوب
ترانه هاشم‌نيا زاده 1345 - نقاش، تصوير ساز، کاريکاتوريست
فرزين حريري زاده 1348 - خوشنويس، طراح، گرافيست
رامين باغچه‌سرايي زاده 1351 - گرافيست
رامين پيري زاده 1352 - خوشنويس، تذهيب، مينياتور
فرشاد روحي زاده 1353 - نقاش
مرحوم فرهاد احدي مقدم زاده 1330 - نوازنده تار آذري و گارمون و آهنگساز
مهدي سيروس زاده 1360 - نوازنده گارمون، دف و کمانچه ايراني
سعيد کرامت زاده 1345 - نقاش، خطاط و طراح

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:34  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

شهرستان بندر آستارا

شهرستان بندر آستارا

مشاهیر، چهر‌های ماندگار بندرآستارا

[۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]

چهره‌های مشهور علمی

چهره‌های مشهور سیاسی

  • شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا
  • اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و رزونامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی و بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی
  • دکتر صفر نعیمی جانباز و از چهرهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس معروف به سردار سازندگی آستارا نماینده دوره نهم مجلس
  • فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشور
  • اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا)
  • ابراهیم نبوی فعال سیاسی، نویسنده و هجونویس

چهره‌های مشهور هنری

  • طوفان هل عطایی آهنگساز و خواننده مقیم لس آنجلس
  • سروش خلیلی هنرپیشه ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون
  • نیما رهایی هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون استانی گیلان(شبکه باران)
  • منصور بنی مجیدی معلم بازنشسته و شاعر پر آوازه ملی تاکنون ۶ کتاب شعر ایشان چاپ شده‌است.
  • اکبر اکسیر شاعر، طنز پرداز معروف ملی، معلم بازنشسته و تاکنون چندین کتاب ایشان چاپ شده‌است.

چهره‌های مشهور ورزشی

چهره‌های مشهور نظامی

اقوام

[۵۶]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:34  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

لوندويل

لوندویل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی′۵۲°۴۸ شمالی′۱۹°۳۸ (نقشه)

لوندویل
Red pog.svg
لوندویل
Iran location map.svg
°۴۸٫۸۵۸۹شرقی °۳۸٫۳۱۲۲شمالی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گیلان
شهرستان آستارا
بخش لوندویل
سال شهرشدن ۱۳۸۲
مردم
جمعیت ۱۰۵۱۳
رشد جمعیت ۳درصد
زبان‌ گفتاری ترکی آذری،
تالشی
مذهب شیعه، اقلیت سنی
جغرافیای طبیعی
مساحت ۷۵۰هکتار
ارتفاع از سطح دریا ۱۰-
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۴٫۸ سالانه
میانگین بارش سالانه ۱۵۸۰م. م.
روزهای یخبندان سالانه ۲۱
اطلاعات شهری
شهردار مهندس حسین آبروشن
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۸۲
وبگاه http://shahrdary-lavandavil.ir/
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به شهر ساحلی لوندویل خوش آمدید

لَوَندِویل یکی از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است. این شهر با جمعیت ۱۰۵۱۳ نفر (نتایج اولیه سرشماری ۱۳۹۰) در بخش لوندویل شهرستان آستارا قرار دارد.

محتویات

موقیعت

شهر لوندویل مرکز بخش لوندویل در شهرستان آستارا, گیلان قرار دارد. این شهر در طول جغرافیایی ۴۸ درجه و ۵۲ دقیقهٔ شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸ درجه و ۱۸ دقیقهٔ شمالی واقع است. و ارتفاع متوسط آن از سطح دریاهای آزاد ۱۰- متر است. محدوده قانونی شهر لوندویل از جنوب به حاشیه شمالی رود چلوند و در شمال تا نزدیکی روستای سیبلی و در شرق به دریای خزر و در غرب در امتداد خیابان آبشار تا سه راهی باباحسن محدود است. محدوده قانونی شهر لوندویل ۷٫۵ کیلومتر مربع وسعت دارد. بخش لوندویل ۱۴۸۱۴۸ کیلومترمربع وسعت دارد. که محدوده آن از جنوب از سه راهی دانشور قره سو تا کانال دربند در نزدیکی پلیس راه در شمال است. بخش لوندویل مشتمل بر یک نقطهٔ شهری شهر لوندویل) و دو دهستان(دهستان‌های چلوندو حومه لوندویل(سیبلی) ۲۳ روستای دارای سکنه و ۱۰ روستای با جمعیت فصلی است.[۱]

محیط طبیعی

بخش لوندویل شامل سه قسمت جلگه‌ای، کوهپایه‌ای و کوهستانی است و هوای جلگهٔ آن در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. متوسط بارندگی آن ۱۴۰۰ میلی متر است و تعداد روزهای یخبندان به طور متوسط در طول سال ۲۱ روز است. کوه خانبلاغی با ارتفاع ۲۱۶۷ متر بلندترین نقطهٔ کوهستانی این منطقه‌است و سواحل دریای خزر با ارتفاع ۲۷-، پایین تر سطح آب‌های آزاد است. در محدودهٔ شهرستان آستارا رودهای پرآبی چون چلوند، لوندویل و کانرود جریان دارند. [۲]

محیط انسانی

طبق نتایج اولیه سرشماری عمومی نفس و مسکن سال ۱۳۹۰، شهر لوندویل دارای ۱۰۵۱۳ نفر بوده‌است است که در ۱۳۸۵، ۸۵۱۷ نفر جمعیت بوده و رشد جمعیت آن در طی دورهٔ ۵ سالهٔ ۸۵ تا ۹۰ معادل ۳٫۴درصد بوده‌است. شهر لوندویل مرکزیت بخش لوندویل را دارا است. بخش لوندویل دارای ۲۳۰۷۸نفر جمعیت است. که ۱۴۵۶۱ نفر در مناطق روستایی این بخش ساکن هستند. زبان رایج در کوچه و بازار شهر، ترکی آذری است و اکثریت مردم به این زبان تکلم می‌کنند ولی عده‌ای از مردم این شهر، در قسمت‌های غربی شهر، زبان اصلی‌شان تالشی است. از نظر مذهبی اکثریت مردم این شهر شعیه مذهب هستند ولی اقلیتی از مردم این شهر مذهب سنی شافعی دارند. در محدودهٔ شهری لوندویل ۸ مسجد وجود دارد که ۶ مسجد مربوط به اهل تشیع و ۲ مسجد مربوط به اهل سنت است. به لحاظ محصولات کشاورزی در محدودهٔ بخش لوندویل کشت برنج، گندم، ذرت، توتون، صیفی‌جات و حبوبات رواج دارد در سال‌های اخیر کشت کیوی نیز رواج یافت است.[۳]

آموزش و پرورش

  • در محدوده بخش لوندویل ۲۷ مدرسه ابتدایی فعالیت دارند که ۱۹ واحد آموزش ابتدایی در مناطق روستایی و ۸ واحد آن در شهر لوندویل واقع است. (یک واحد آن غیر انتفاعی است.
  • در مقظع راهنمایی۸ مدرسه راهنمایی دارند که ۴ واحد در مناطق روستایی و ۴ واحد در شهر لوندویل (یک واحد آن غیر انتفاعی است.)
  • در مقظع متوسطه۳ دبیرستان وجود دارد که همگی در شهر لوندویل قرار دارند (یک واحد آن غیر انتفاعی است.)

امکانات شهری

  • مسجد ۸ باب
  • کتابخانه عمومی
  • اداره آب و فاضلاب شهری
  • اداره گاز
  • اداره برق (درشرف تاسیس)
  • اداره ورزش و جوانان (درشرف تاسیس)
  • اداره جهاد کشاورزی
  • مرکز حفاظ از منابع طبیعی
  • بخشداری
  • شهرداری
  • پایگاه اوژانس ۱۱۵
  • آتش نشانی
  • اصناف
  • پمپ بنزین (درشرف بهره برداری)
  • مرکز بهداشتی شبانه روزی

(درشرف بهره برداری)

  • مجتمع بهزیستی ۲ واحد - یک واحد غیر دولتی
  • سالن ورزشی (۲ سالن)
  • بانک ۴ شعبه (ملی- تجارت - ملت - صادرات)
  • دفتر خدمات ارتباطی شهری (پست بانک) ۲ واحد
  • تعداد دستگاه‌های خوپرداز بانکی: ۴ دستگاه
  • آموزشگاههای علمی آزاد ۲ واحد
  • تعداد دفاتر ثبت اسناد ۳ واحد
  • تعداد شعب شورای حل اختلاف: ۲ شعبه
  • تعداد مطب پزشکی: ۲ واحد
  • تعداد مطب دندانپزشکی ۲ واحد
  • تعداد دارو خانه ۲ واحد

امکانات روستای سیبلی و نمونه گردشگری سیبلی

بخش لوندویل: ۱- امازاده ابراهیم و قاسم سیبلی ۲- مجتمع ۱۷ هکتاری تفریحی و گردشگردی ساحل صدف سیبلی ۳- ساحل زبیای سیبلی ۴- دو تعاونی پره سیبلی ۵-رودخانه سیبلی ۶- مسجد ابوالفضل سیبلی و مسجد جامع سیبلی ۷- سرویس بهداشتی و عمومی بازار ۸- پارک کودک ۹- ساختمان مجتمع چند منظوره ورزشی شهدا سیبلی ۱۰- ساختمان دهیاری ۱۱- مزارع شالیزازی سیبلی

جاذبه‌های گردشگری

بخش لوندویل دارای جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی فراوانی برای گردشگری است که به موارد زیر می‌توان اشاره کرد.

  • امامزاده ابراهیم و قاسم سیبلی
  • آرامگاه بابا حسن از عرفای منطقه
  • آرامگاه محمد دوست در قره سو
  • آرامگاه بابا علی در روستای باباعلی
  • مجتمع ساحلی و گردشگری ۱۷ هکتار صدف سیبلی
  • روستای باستانی سیبلی
  • آبشاری زیبا با نام آبشارلاتون در میان جنگل‌های لاتون با ارتفاع در حدود ۱۰۳ متر
  • آبشار میه کومی
  • آب گرم روستای کوته کومه
  • مناطقی سرسبز و ییلاقی لاتون، باباعلی، اسبینه و...
  • سواحل ۱۰ کیلومتری کناره‌ای دریای خزر
  • طرح سالم‌سازی شهر لوندویل • پارک ساحلی شهر لوندویل در حاشیه رود چلوند

پناهگاه حیات وحش لوندویل


موقعیت

پناهگاه حیات وحش لوندویل بین ۳۸٫۱۹ تا ۳۸٫۲۸ عرض شمالی و ۴۸٫۵۲ تا ۴۸٫۵۴ طول شرقی و در استان گیلان و بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده‌است. مساحت آن در حدود ۱۰۲۶ هکتار است.

پستانداران: سمورآبی، گورکن، فوک دریای خزر و شغال.

پرندگان: قوی گنگ, قوی فریادکش, فیلوش, اردک سیاه کاکل, اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار, پری شاهرخ، درنا و قرقاول.

پناهگاه حیات وحش امیر لوندویل با مساحتی بالغ بر ۱۰۷۴ هکتار، در موقعیتی قرار دارد که از جنوب به شهر لوندویل و از شمال به شهر آستارا و از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا به لوندویل منتهی می‌شود. این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقهٔ حفاظت‌شده اعلام شد و طی مصوبهٔ شمارهٔ ۶۳ مورخ ۲۵ مرداد ۱۳۵۴ شورای عالی محیط زیست به مجموعهٔ مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست. ارتفاع متوسط منطقه ۲۰ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. پناهگاه حیات وحش لوندویل دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با متوسط بارندگی ۱۱۰۰ میلی‌متر و دمای سالانهٔ ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد است.

ویژگیهای منطقه پناهگاه حیات وحش

این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیماندهٔ جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است. حدود ۱/۳ منطقه از برکه، آببندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان از نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و غیره نام برد. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است. ۱۲۵ گونهٔ جانوری در منطقه شناسایی شده‌است که مهمترین آن‌ها عبارتند از روباه معمولی، گراز، سمورآبی، سیاه کاکل، پری شاه رخ، درن فک، قوی فریاد کش، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار و درنا.

عوامل تهدید کنندهٔ پناهگاه حیات وحش

۱- ۲۵ هکتار محل جمع آوری زباله پشت امامزاده و ودر وسط حیات وحش که جدیدا حصار کشیده شد. در سال ۱۳۶۹ طبق مصوبه اداری برای دفن زباله بخاطر شرایط خاص زمان ۵ هکتار از بهترین حیات وحش ملی در حیات وحش را در اختیار شهرداری آستارا قرار گرفت که تخریب و دفن زباله کند و با کمال تاسف شهرداری آستارا وسعت آن را به ۲۵ هکتار وسعت داده‌است اسماعیل اسدی دارستانی از فعالان حقوق بشر و محیط زیست با فراخوانی در وبلاگها ووسایت و نشریات و دعوت از صدا و سیما درخواست جلو گیری از وسعت پیدا کردن و تغییر مکان دفن زباله شده‌است بخاطراین موضوع بارها تهدید و اذیت و آزار قرار گرفته و حتی از ایشان شکایت و دادگاهی شده‌است.. اما ایشان و فعالان محیط زیست ساکت نشسته‌اند و در اقدامی موقعیت فعلا مسئولان را مجبور کردند همین ۲۵ هکتار را دورش را حصار کشی تا بقیه حیلت وحش تخریب نشود و فعالان حقوق بشر و محیط زیست تا تخلیه ۲۵ هکتار از حیات وحش از زباله به مبارزه بین المللی و ملی خود ادامه خواهند داد. ۲-به عنوان مهمترین عوامل تهدید می‌توان از وجود مستثنیات، تغییر کاربری اراضی، تعارضات به اراضی حاشیهٔ تالاب، چرای دام، شکار و صید غیر مجاز، تاسیسات جهانگردی و برداشت صدف نام برد.[۴] ۳- مهم ترین تخریب حیات وحش برداشت بی رویه شن و ماسه و صدف از ساحل دریا و رودخانه‌ها است و همچنین تخریب کنندگان محیط زیست به بهانه جمع آوری شن و صدف جنگل را تخریب و نابود می‌کنند و بعضی از متعرضین با حمایت بعضی از رجال سیاسی اقدام به تصرف حیات وحش و محیط زیست منطقه کردند و می‌کنند. ۴- ۱۷ هکتار بهترین زمینها و مناطق حیان وحش در ساحل آستارا که توسط سازمان محیط زیست حصار کشیده شده‌است سالهاست بدون مدرک و سند در اختیار شرکت سرمایه گذاری جهانگری (شرکت غیر دولتی) است با رها سازمان محیط زیست و مدافعان محیط زیست اعتراض و فراخوانی دادند از جمله استاد اسماعیل اسدی دارستانی فعالان حقوق بشر و محیط زیست و شناخته شده جهانی که نویسنده و محقق و روزنامه نگار است در فراخوانی عمومی در سایتها و وبلاگها و اعتراض و اعتصاب جلوی محل مورد نظر درخواست باز پس گیری و جلوگیری از تخریب محیط زیست توسط این شرکت غیر دولتی اما با نفوذی ملی نموده‌است مسئولان محلی بجای رسیدگی نامبرده را تهدید و بازداشت کردند و شرکت غیر دولتی مورد نظر درصدد است با اعمال نفوذ در زمن حیات وحش و ساحل سیبلی هتل بین المللی بسازد و حیات و حش و درختان را در حال تخریب است...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:33  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

مشاهير آستارا و لوندويل

مشاهیر، چهر‌های ماندگار 

[۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]

چهره‌های مشهور علمی

چهره‌های مشهور سیاسی

  • شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا
  • اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و رزونامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی و بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی
  • دکتر صفر نعیمی جانباز و از چهرهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس معروف به سردار سازندگی آستارا نماینده دوره نهم مجلس
  • فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشور
  • اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا)
  • ابراهیم نبوی فعال سیاسی، نویسنده و هجونویس

چهره‌های مشهور هنری

  • طوفان هل عطایی آهنگساز و خواننده مقیم لس آنجلس
  • سروش خلیلی هنرپیشه ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون
  • نیما رهایی هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون استانی گیلان(شبکه باران)
  • منصور بنی مجیدی معلم بازنشسته و شاعر پر آوازه ملی تاکنون ۶ کتاب شعر ایشان چاپ شده‌است.
  • اکبر اکسیر شاعر، طنز پرداز معروف ملی، معلم بازنشسته و تاکنون چندین کتاب ایشان چاپ شده‌است.

چهره‌های مشهور ورزشی

چهره‌های مشهور نظامی

اقوام

[۵۶]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:32  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

نمين تالشان


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:31  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

خلخال تالشان

[hlOstan]
 
خلخال  ( اردبيل )

جمعیت :39754
کد تلفن :452
درجه شهرداری :7
تلفن شهرداری :۴٢٢٢٠١٧
سایت شهرداری : www.khalkhal.info

خَلخال، (تلفظ ترکي آذري، خالخال) يکي از شهرهاي استان اردبيل است.
اين شهر را تا سال 1358 هِروآباد مي‌گفتند که در سال 1358 به خلخال تغيير يافت، هر چند که مردم منطقه هنوز از نام قبلي استفاده مي‌کنند.
زبان مردم بخش مرکزي و عمده روستاهاي اين شهرستان ترکي آذري مي‌باشد. در برخي از روستاها و بخش ها, زبان‌هاي تالشي، تاتي و کردي نيز رواج دارد.

جاذبه‌هاي طبيعي

آبگرم معدني کيوي
چشمه آب سرد ميرعديل
گردنه‌هاي مسير خلخال - اسالم
چشمه آب سرد ازناو
‌آبشار نره گر
غار يخگان
مسير قديم خلخال - گيلان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:30  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

فومن

 
فومن  ( گيلان )

جمعیت :28014
کد تلفن :132
درجه شهرداری :7
تلفن شهرداری :٧٢٢۶٠٣٠
شهرستان فومَن يکي از شهرستان‌هاي استان گيلان است که از شمال به شهرستان صومعه‌سرا از جنوب و جنوب غربي به خط‌الراس رشته‌کوه‌هاي البرز که مرز حوزه هاي آبخيز کوهستان مزبور حد طبيعي فومن و طارم است. از شمال غرب به ماسال(طالش) و شرق (رشت) محدود مي‌شود. اين شهر با موقعيت جلگه‌اي در ميان کشتزارها و باغهاي اطراف خود محصور مي‌‌باشد.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت فومن (7,728خانوار) برابر با 27,763نفر بوده است.كل جمعيت با تفكيك سن وجنس


نام
نام اين شهر در گويش گيلکي به فتح اول خوانده مي‌شود.


تاريخ
خرابه‌هاي زيادي در اطراف شهر وجود دارند که از دوران شکوفائي فومن به هنگام مرکزيت اين بخش از گيلان حکايت مي‌کنند. فومن در دوران اسلامي به عنوان مرکز بخش بيه پس (بخش غربي گيلان) شناخته مي‌‌شد. فرمانراوايان اين منطقه را عمدتاً از خانوادة‌«آل اسحاق» مي‌‌دانند که نسب خود را به خاندان‌هاي باستاني ايران از جمله به اشکانيان مي‌‌رسانيدند. در زمان امير ديباج، فومن به تصرف مغولان درآمد. پـس از قـدرت يـافتن دودمان صفوي و تصميم شاه عباس به برچيدن حکومت‌هاي محلي، «خان احمد» (آخرين فرمانرواي لاهيجان از دودمان آل کيا) و «محمد امين خان» آخرين فرمانرواي فومن از دودمان آل اسحاق نيز از سپاه قزلباش شکست خوردند و سرتا سر گيلان زير فرمان حکومت صفويه درآمد.

اين شهر تا حدود 980 هجري قمري، قبل از انتقال مرکزيت ايالت بيه پس توسط جمشيد سلطان به رشت، حاکم نشين اين قسمت از گيلان بوده است. شهر فومن با اين انتقال به تدريج اهميت خود را از دست داد و به صورت يک بازار و شهر محلي درآمد و توسعه روزافزون رشت بر روي فومن سايه افکند و تا ساليان متمادي اين شهر در گيلان موقعيتي حاشيه‌اي داشت، تا اينکه طي چند سال اخير مجدداً بصورت يک شهر فعال درآمد.

قيام جنگلي‌ها از تولم آغاز شد و فومن، پناهگاه مهم ميهن‌پرستان و آزادي‌خواهان شد.

فومن در 25 کيلومتري غرب رشت قرار دارد و مناطق تاريخي و ديدني ماسوله و قلعه رودخان در حوزه جغرافيايي اين شهرستان واقع شده و براي ديدن آنها بايد از اين شهر گذشت. آب و هواي اين شهر نيز همانند ساير نقاط جلگه‌اي گيلان، معتدل مرطوب خزري است.

شهرستان فومن داراي يک بخش ؛ بخش مرکزي و شش دهستان: آليان، ماکلوان رودپيش، گشت، گوراب پس و لولمان است. و جمعيت آن بر اساس سرشماري سال 75، 103192 نفر مي‌‌باشد .

داراي رودخانه‌اي است که از کوهستان‌هاي جنوبي سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن اراضي به دريا و مرداب وارد مي‌شوند که عبارت‌اند از: تنيان، سياهرود، پلنگ ور، ماسوله، رودخان، پسخان و سونگ. رودخانه‌هاي ديگر که داراي اهميت کمتري هستند دارا است مانند خوبک، ليشاوندان، پيش روبار، بلگور، زر مخ خاله، اسپند و غيره.

اين شهرستان داراي شهرک و مراکز داد و ستد است که مهم‌ترين آن شهر فومن است که مرکز شهرستان است، با مختصات جغرافيايي طول 49 درجه و 21 دقيقه و 30 ثانيه و عرض 37 درجه و 12 دقيقه و 30 ثانيه که به وسيله يک شاهراه عريض و آسفالته 24 کيلومتري با درختان تنومند در دو طرف آن به شهر رشت مرتبط مي‌شود.

مردم
مجسمه آناهيتا در فومن ساکنان فومن را گيلک‌ها و تالش‌ها تشکيل مي‌‌دهند و روستاهاي کوهپايه‌اي واقع در غرب فومن عموماً تالش و تالشي زبان هستند. فومن شهري است که در ميان مزارع و باغهاي اطراف خود محصور شده است برنجکاري کشت چاي و توتون وپرورش کرم ابريشم از فعاليتهاي اصلي فومن است که عمدتاً در اطراف شهر ديده مي‌شود.
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:29  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

تالش

 
تالش( هشتپر)  ( گيلان )

جمعیت :41658
کد تلفن :122
درجه شهرداری :6
تلفن شهرداری :۴٢٢١٨٣۴

شهرستان تالش (طوالش) با مرکزيت شهر تالش بزرگ‌ترين شهرستان گيلان از لحاظ وسعت بوده که از سمت شمال به آستارا-از شرق به درياچه خزر-از غرب به استان اردبيل و از جنوب به رضوانشهر و ماسال محدود مي‌شود.

موقعيت مکاني تالش
شهرتالش مرکز شهرستان تالش در 48 درجه و 89 دقيقه طول شرقي و 37 درجه 79 دقيقه عرض شمالي واقع شده‌است.اين شهر از شرق با درياي خزر ، از غرب و از طريق کوههاي تالش با استان اردبيل، از شمال با شهرستان آستارا و ازجنوب با بندرانزلي و صومعه سرا هم مرز است.

از لحاظ تاريخي اين منطقه که جداي از تقسيمات سياسي کنوني سرزمينهاي پهناوري را از جنوب کشور آذربايجان تا دره سفيد رود را در بر مي‌گيرد جايگاه اقوامي بوده که در متاون يوناني کادوس و در کتيبه‌هاي فارسي باستان ستگوشيه از ان نام برده شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:28  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

ماسال

 
ماسال  ( گيلان )

جمعیت :11021
کد تلفن :182
درجه شهرداری :6
تلفن شهرداری :۴٨٢٣٣٨٣

ماسال شهري در استان گيلان ايران که در کنار کوه‌هاي تالش واقع شده‌است. فاصله ماسال از شهر هشتپر 60 کيلومتر است و با رشت از راه صومعه‌سرا 55 کيلومتر فاصله دارد.

شهر ماسال در کنار رودخانه خالکايي واقع، که اين رودخانه از قله مرتفع شاه‌معلم سرچشمه مي‌گيرد پس از طي 40 کيلومتر از درون شهر ماسال گذر مي‌نمايد.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت ماسال (2,986خانوار) برابر با 10,992 نفر بوده‌است.

محصولات عمده اين شهر برنج ودامداري مردم است. اين شهر حالتي بن‌بست دارد.

ماسال در قديم رودکنار ناميده مي‌شد و محل تشکيل شنبه‌بازار کنوني بوده‌است. وجود همين شنبه‌بازار باعث رشد آبادي کوچک رودکنار شد و نهادهاي اداري بخش ماسال و شاندرمن نخست از بي‌تم به شاندرمن و سپس از آن‌جا به ماسال انتقال يافتند.

مناطق ديدني
بام سبز ماسال، کمربندي، شالماء، هتل و مهمان‌سراي رامينه، ربار، هتل و مهمانسراي اولسبلنگاه

مناطق جنگلي:
موسله خوني، مورکوم، سلينگه وا، تلارگاه، خردول، خنديله پشته، ليه و سوته، خرزنه پشت، بيگارول، اسپيلي دشت، سواءچاله، برني بلنگاه، مورجونه، هزار بلنگاه، خون، نسرون، آوري، تلکاپشت، گواله پشت، برزخوني، ووزدولهوبار.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:27  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

رضولنشهر

 
رضوانشهر  ( گيلان )

جمعیت :12453
کد تلفن :182
درجه شهرداری :6
تلفن شهرداری :۴۶٢٢١٢۴

رضوان‌شهر نام يکي از شهرهاي استان گيلان در ايران و مرکز شهرستان رضوانشهر است.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت رضوان شهر (3,330خانوار) برابر با 12,355 نفر بوده‌است.

تاريخچه
نام اصلي رضوان‌شهر، رَزوَند يا رزونده يا رزوندي (rezvandi) بوده‌است که بعداً به صورت رضوان‌ده و رضوان‌شهر درآمد. اين محل تا سال‌هاي 1300 خورشيدي چندان رونقي نداشت.در دوران انقلاب جنگل، جاده موسوم به شاه‌عباسي بازسازي و بهره‌برداري دوباره شد. اين جاده با گذر از رضوان‌ده، گسگرات را به آبادي ساحلي شفارود پيوند مي‌داد.

پيرامون سال 1315 نيز جاده بندر انزلي به آستارا ساخته شد و درست در محل کنوني رضوان‌شهر جاده شاه‌عباسي را قطع نمود.چهارراهي که به اين‌صورت پديد آمد محلي شد براي ايست مسافران و حمل بار و بنه آنان و شهرتي پيدا کرد. زمين‌هاي اين محل هم‌اينک نيز با نام چهارراه شهرت دارند. با گذر زمان چهارشنبه‌بازار روستاي بيگ‌زاده که در محله تالش‌دولاب در سه کيلومتري شمال رضوان‌شهر تشکيل مي‌شد به اين چهارراه منتقل شد و اين امر باعث شد اين محل به سرعت گسترش يافته به صورت شهرک کنوني درآيد.
 

رضوانشهر يكي از شهرستان هاي جديدالتاسيس گيلان است كه در مسير جاده بندر انزلي به تالش و آستارا واقع است .    
اين شهرستان ، قبلاَ در محدوده ي ولايت معروف به خمسه ي توالش قرار داشت و تالشدولا خوانده مي شد . مقرّ حكام تالشدولا آبادي پونل بود . مركز كنوني اين شهرستان شهر رضوانشهر مي باشد. اين شهر را قبلاً چهار راه و يا چهار راه رضوانده مي خواندند.   
اطلاق نام چهار راه بر آبادي يادشده به اين سبب است كه بناي آن به سال 1317 بر مي گردد، پيش از آن زمان جاده اي موسوم به شاه عباسي از رشت و گسكرات مي آمد و با عبور از محل رضوانده به ساحل شفارود امتداد مي يافت. در سال 1317 جاده ديگري در مسير بندر انزلي به آستارا احداث شد ، آن جاده در محل رضوانده جاده شاه عباسي را قطع نمود و تقاطع چهار راهي پديد آمد كه تدريجاً اهميت اقتصادي يافت و نخستين بناهاي تجاري و مسكوني در اطراف آن چهار راه ساخته شد. به اين ترتيب مي بينيم كه تاريخ پديد آمدن شهر رضوانشهر از حدود 60 سال تجاوز نمي كند و عمر تاسيس شهرستان رضوانشهر نيز حدود ده سال است ، اما سابقه ي تاريخي و مدني اين شهرستان بسيار طولاني ست.    موقعيت     چنان كه آمد حوزه ي جغرافيايي شهرستان رضوانشهر كه شامل دو بخش گيل دولا و تالش دولا مي باشد، قبلاً يكي از بلوكات پنجگانه ي سرزمين تالش ايران بود و به نام تالشدولا شهرت داشت.     محدوده ي اين بلوك در تقسيمات جديد نيز حفظ گرديد و اكنون شهرستاني ست مشتمل بر دو شهر به نام هاي رضوانشهر و پره سر ، يك شهرك به نام وليعصر چوكا و پنج دهستان و 110 آبادي با جمعيت بيش از 20 خانوار. اين شهرستان كه همچون مرواريدي در آغوش صدف درياي كاسپين و كوهستان جنگل پوش تالش قرار دارد ، از سوي شمال به درياي كاسپين و شهرستان تالش ، از جنوب به صومعه سرا و ماسال ، از شرق به بندر انزلي و از غرب به شهرستان خلخال محدود است.   
تسميه نام تالشدولا    
اگرچه همه جا تالشدولا را تالشدولاب نوشته اند ولي به نظر مي رسد نام صحيح اين بلوك تالشدولاست ، به معني محل دكان و بازار يا مركز تجاري تالشان ، زيرا اولاً در زبان تالشي دولاوگورا به معني بازار ثابت و مركز داد و ستد مي باشد ، ثانياً در زبان تالشي كلمه ي دولاب وجود ندارد و اهالي منطقه آن را « دولا » مي خوانند ، از سوي ديگر بعيد به نظر مي رسد گذشتگان ما كه هيچ آشنايي با فرهنگ و زبان فارسي نداشتند ، براي نامگذاري سرزمين خود از يك كلمه ي فارسي استفاده كرده و در عين حال آن را ناقص تلفظ كنند . بنابراين چون دولا و دولاب با هم شباهت هايي دارند ، نويسندگان اسناد و آثار فارسي عموماً دولا رابه كلمه مشابه مشهور آن، دولاب خوانده اند.   
سيماي تاريخي    
تالشدولا از نواحي بسيار كهن گيلان به شمار مي آيد ، نخستين منبعي كه از اين ناحيه ياد نموده كتاب حدود العالم است كه به سال 372 ه. ق تاليف شده. در اين كتاب ايالت گيلان به 2 قسمت اين سوي روديان ( بيه پيش) و آن سوي روديان ( بيه پس) ياد شده و در باره آن سوي روديان آمده است:    اگر اندر همه ي ناحيت گيلان كسي دشنام دهد يا نبيذ خورد يا گناهان ديگر كند ، چهل چوب يا هشتاد چوب بزنند و ايشان را شهرك هاست يا منبر ، چون گيلان بان ، شال ، دولاب ، پيلمان شهر.     داشتن منبر در آن زمان وجه اهميت فوق العاده اي براي هر شهر و ديار بود . جالب اين كه بنا به قول بالا در سراسر گيلان تنها چهار شهر از چنان وجه اي بودند و يكي از آن ها تالشدولا بود. مقدسي نيز از دولا به عنوان شهر عمده گيلان نام برده و نوشته است :    دولاب قصبه ي جيل – گيلان است ، ساختمان هايش با سنگ و گچ است ] مسجد [ جامع در كناري از آن است ، شهري خوب و بازارش زيباست.    اماكن مذهبي و بناهاي تاريخي رضوانشهر :    رضوانشهر با وجود برخورداري از چنين پيشينه اي تاريخي به سبب شرايط آب و هوايي مرتوب و پرباران استان گيلان از وجود اماكن و بناهاي متنوعي برخوردار نيست . متاسفانه آثار باقيمانده نيز وضعيت مناسبي ندارند. با اين حال در اين شهرستان چند سايت و بناي تاريخي و همچنين اماكن مذهبي مهمي وجود دارد كه از شهرت زيادي برخوردارند از جمله :   
1) اسپيه مزگت    اين اثر تاريخي كه تاريخ بناي آن را سده پنجم هجري – قمري نوشته اند ، در شمال آبادي ديناچال در حدود 20 كيلومتري شهرستان رضوانشهر واقع شده و از جاده اصلي رضوانشهر – تالش 2 كيلومتر فاصله دارد، نويسنده كتاب از آستارا تا استراباداين بنارا يكي از عجايب هفتگانه ي استان گيلان ناميده است .     اين اثر تاريخي ، به دليل دخالت انسان و قرارگيري در معرض باد و مسير سيلاب هاي رودخانه رو به تخريب نهاده است.   
2) گورستان باستاني « مينه رو» و « وسكه»     در مسير جاده آسفالته رضوانشهر به شهرستان تالش و در ابتداي تاسيسات صنايع چوب و كاغذ ايران ( چوكا) راه شوسه اي در ميان درختان جنگلي و كناره ي شمال شرقي شفارود با مناظر زيبا و رويايي به سمت جنوب غربي راه مي گشايد كه با پشت سر گذاشتن روستاهاي مسير خود چون : دُوران ، سياب ، گيليار ، سفيه چوان ، اَچِل ، بن آوي و طي مسافتي حدود 33 كيلومتر به روستاي ييلاقي وسكه و روستاي مجاور آن مينه رو، منتهي مي گردد.    علاوه بر چند خانوار كوه نشين كه دايم در روستاهاي مذكور ساكن مي باشند ، حدود 20 خانوار از كشاورزان پونل و رضوانشهر و ارده جان نيز پس از كشت برنج در فصل تابستان به منظور فرار از هواي شرجي جلگه به آنجا مي كوچند.    
در سالهاي اخير در آن آبادي ها گورستان هاي باستاني مهمي شناسايي شده . در كاوش هاي باستان شناسي در اين منطقه گورهاي مختلفي كشف و لايه برداري شده و علاوه بر اسكلت هاي موجود در گورها ، اشيايي همچون ظروف سفالي ، مهره هاي تزئيني ، النگو ، ادوات آهني ، خنجر ، سر پيكان ، تبر و شمشير كه كاملاً اكسيده شده بودند و به دست آمده ، بعضي از اسكلت ها نيز به دليل رطوبت شديد متلاشي و امكان جمع آوري آن ها براي مطالعات بعدي وجود نداشت.    قدمت اين گورستان ها به دوران اشكاني مي رسد.   
3) پل آجري رودخانه شفارود    اين پل تاريخي در جاده مواصلاتي رضوانشهر – تالش بر روي رودخانه شفارود در روستاي پونل ، از توابع رضوانشهر واقع شده ، مصالح اين پل عمدتاً از آجر است و بناي آن مربوط به دوره ي قاجاريه مي باشد . اين اثر تاريخي داراي ارزش و اهميت زيادي مي باشد .    
4 )آرامگاه شرفشاه دولايي     آرامگاه پير شرفشاه و يا سيد شرفشاه دولايي در روستاي دارسرا ، پنج كيلومتري شرق شهر رضوانشهر واقع شده . آرامگاه مادرش سيده بانو نيز در جوار آن قرار دارد و رودخانه چاف در حد فاصل آن دو مزار جريان دارد . سيد شرفشاه شاعر و عارف نامي گيلاني ست كه ديوان اشعاري از ا و به زبان گيلكي – تالشي برجاي مانده است . او از عرفاي سده هشتم مي باشد و آرامگاهش از دير باز زيارتگاه مردم بوده .    از ديگر مكان هاي مذهبي اين شهرستان مي توان به سلطان برزكو در ييلاق برزكو اشاره كرد كه در قله ي بسيار مرتفعي واقع شده و در فصل تابستان عده ي كثيري براي زيارت به اين مكان مي روند. همچنين در داخل شهرستان نيز مي توان از سلطان غريب بنده نام برد كه از نوادگان امام موسي بن جعفر(ع) مي باشد.   

جاذبه هاي طبيعي    
به علت نوع پوشش گياهي و آب و هوا ، اين شهرستان داراي جاذبه هاي گردشگري و توريستي فراواني مي باشد ، به حدي كه قابل وصف نيست ، در اين شهرستان در هرفصل از سال با طبيعت زيبا و خيره كننده اي روبرو مي شويم . از يك سو گستره دل انگيز شاليزاران و درياي نيلگون كاسپين و از سوي ديگر جنگل هاي انبوه و مراتع سبز ييلاقات . بعضي نقاط خاص در اين گستره عبارتند از :   

• آبشار ويسادار اين پديده طبيعي زيبا در كيلومتر 15 مسير جاده اي كه شهر پره سر را به   
• ييلاق برين و برزكو مرتبط مي كند واقع است .   
• سواحل ماسه اي مشهور تازه آباد ، شفارود و نوكنده .   
• جاده پونل به ييلاق ارده و زندانه و دشت دومن كه از كناره رودخانه خروشان شفارود و آغوش جنگل هاي انبوه امتداد دارد .   
• جاده پونل به ييلاق برن و شالرا كه از در مسير رودخانه خوسابر ( شاخه غربي شفارود ) در دل جنگل امتداد دارد .   
بازار هاي هفتگي    در طول هفته دو بازار هفتگي در شهرستان رضوانشهر داير مي شود . سه شنبه ها در شهر پره سر و چهار شنبه ها در شهر رضوانشهر . اين بازار هاي سنتي كه براي اهالي روستاهاي پيرامون هم محل ديدوبازديد و هم محل دادو ستد مي باشد ، محل مناسبي براي تهيه فراورده هاي دامي ، زراعي و صنعتي منطقه براي سوغات است .   
اماكن اقامتي و تفريحي    
در اين شهرستان با وجود زيبايي هاي كم نظير طبيعي و جاذبه هاي فرهنگي متنوع كه مي تواند هر دياري را تبديل به يكي از قطب هاي گردشگري بكند ، سرمايه گزاري لازم براي جذب اقامت و رفا گردشگر نشده است . امكانات موجود در اين زمينه عبارت است از :   
• هتل و آسايشگاه معلم واقع در پونل   
• خانه معلم واقع در شهر رضوانشهر   
• مهمان پذير و سفره خانه هاي روستاي دلگشاي درون واقع در مسير جاده پونل به ييلاقات .   
• و مجتمع اقامتي ساحل تازه آباد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:27  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

صومعه سرا

 
صومعه سرا  ( گيلان )

جمعیت :37437
کد تلفن :182
درجه شهرداری :7
تلفن شهرداری :٣٢٢٣٠۴٧
صومعه سرا شهري در 25 کيلومتري غرب شهرستان رشت است. از شمال به بندر انزلي و رضوانشهر و از جنوب به فومن مرتبط است. محصولات عمده اين شهرستان برنج و چاي و کرم ابريشم است.

مشخصات صومعه سرا
شهرستان صومعه سرا از شهرستان‌هايي است که در غرب گيلان واقع شده و از شمال به انزلي و از جنوب شهرستان فومن و از شرق به شهرستانهاي رشت و شفت و از غرب به شهرستانهاي ماسال ورضوانشهر محدود است.شهرستان صومعه سرا با وسعتي حدود 633 کيلومتر مربع و بر اساس آخرين تقسيمات کشوري داراي سه بخش مرکزي، تولمات، ميرزاکوچک جنگلي و هفت دهستان کسما، طاهر گوراب، ضيابر، هندخاله، ليفشاگرد، گوراب زرميخ، مرکيه، و سه شهر صومعه سرا، مرجغل، گوراب زرميخ و يکصد و پنجاه و دو روستا مي‌باشد. عرض جغرافيايي شهرستان سي و هفت درجه و هجده دقيقه و طول جغرافيايي چهل و نه در صد و هجده دقيقه‌است. مرکز شهرستان يعني صومعه سرا در فاصله تقريبي بيست و سه کيلومتري مرکز استان قرار دارد. اين شهرستان حدود 145000 نفر(سرشماري 75)جمعيت داردکه رقمي حدود يک سوم آنها را جمعيت شهري و بقيه را ساکنان روستا تشکيل مي‌دهند. ناهمواري‌ها، جلگه و دشت صومعه سرا از شمال به تالاب انزلي و جنگل‌هاي مناطق تالابي و از جنوب به دشت حاصلخيز و مزارع برنج فومن و در قسمت غرب به مناطق کوهپايه‌اي و جنگلي ماسال محدود است. قسمت بيشتر شهرستان در ناحيه جلگه‌اي قرار داشته و در بخش ميرزاکوچک جنگلي ارتفاعاتي باحداکثر هزار و دويست متر ارتفاع که پوشيده از جنگل است ديده مي‌شود که دو منطقه ييلاقي شهرستان به اسامي گندرجي و خونپارجي در همين ارتفاعات وجود دارد. صومعه سرا قبلا يکي از روستاهاي بخش کسما و از توابع شهرستان فومن بشمار مي‌رفت. در گذشته نسبت يه آباديهاي اطراف خود از اهميت کمتري برخوردار بوده ليکن امروزه به دليل داشتن موقعيت بهتر از آباديهاي ديگر پيشي گرفته و به صورت مرکز شهرستان از اعتبار برخوردار است. صومعه سرا شهر زيبائي است که ميان مزارع و باغهاي وسيع قرار گرفته‌است برنج و توتون از محصولات مهم صومعه سرا ست و در کنار آن پرورش کرم ابريشم و چايکاري رواج زيادي دارد.صومعه سرا شهر جديدي است و به همين دليل اکثر ساختمانها ي آن نوساز هستند. فعاليتهاي اقتصادي شهر عمدتاً بر مبادله محصولات کشاورزي روستاي اطاف متکي است در محل مناره بازار نزديک سلجوقيان بر جاي مانده‌است اين مناره حدود 20 متر ارتفاع دارد. در اطراف صومعه سرا پلها و امامزاده‌ها و آثار زيادي وجود دارد که بسياري از آنها داراي ارزش تاريخي هستند.

شهرستان صومعه سرا به سه سيستم آبياري متکي است رودخانه، سدها و کانال‌هاي خطوط شبکه آبرساني و آب بندان‌ها. از چهل رودخانه جاري در گيلان بيش از ده رودخانه کوچک و بزرگ در شهرستان صومعه سرا جريان دارد که جملگي از ارتفاعات شهرستان‌هاي ماسال و فومن سر چشمه گرفته و پس از طي مسافتي و عبور از روستاهاي متعدد به تالاب منتهي مي‌شوند ميزان آبدهي اين رودخانه‌ها در تمام طول سال يکسان نيست و معمولاً از اواخر فروردين تا پايان مرداد آب رودخانه‌ها کاهش مي‌يابد و همين رودخانه‌ها علاوه بر نعمتي که به مردم ارزانــــــــي مي‌دارند در مقاطعي از سال با طغيان خود موجب ضرر و زيان خصوصا به بخش کشاورزي مي‌شوند و به طور معمول هر ساله شــــاهد آسيب هـــــاي ناشي از آن هستيم.0 شهرستان صومعه سرا با آب و هواي ويژه خود در اقليم مرطوب و معتدل قرار داشته و داراي باران فراوان با بيش از هزار ميلي متر در سال مي‌باشد. اين شهرستان همانند ساير شهرستان‌هاي گيلان در مقابل رطوبت زياد از گرماي متوسط و جريان هواي مطبوع برخوردار بوده که بادهاي مختلف در آن جريان دارند که شديدترين آن بادگرم زمستاني که از غرب وزيده و در کوتاه مدت رطوبت منطقه را خشک و موجبات خسارت و بعضا آتش سوزي مي‌شود.

خاک و زمين در شهرستان صومعه سرا به سه گروه تقسيم مي‌شود. خاک تالابي که اين خاک در شمال شهرستان و در حاشيه تالاب تشکيل يافته آب زير زميني در اين نوع خاک‌ها بسيار نزديک به سطح زمين و غالبا غرقاب است تا حدودي براي چراي احشام مورد استفاده قرار مي‌گيرد و غالبا مراتع را تشکيل مي‌دهند. خاک جلگه‌اي که معمولاً از رسوبات رودخانه‌ها به وجود آمده و داراي پستي و بلندي اندکي هستند و بهترين خاک براي کشت انواع گياهان متداول در منطقه خصوصا برنج است. خاک‌هاي کوهپايه‌اي که اين نوع خاک در دامنه کوههاي البرز قرار داشته، عمق خاک نسبتاً خوب بوده و معمولاً داراي شيب جنگلي مي‌باشند و براي کشت گياهان مناسب هستند. مقدار هجده هزارهکتار از اراضي شهرستان راجنگل تشکيل مي‌دهد که عموماً درارتفاعات و به طور پراکنده در نواحي جلگه‌اي قرار دارندوگونه هــــــاي جنگلي، افرا، بلوط و توسکا در آن ديده مي‌شود، کاشت صنوبر در سالهاي اخير رايج و شهرستان به عنوان بيشترين توليد کننده اين نوع چوب در ايران محسوب مي‌شود.

از ويژگي‌هاي منحصر به فرد شهرستان وجود تالاب در شمال آن است که از نظر زيست محيطي، سياحتي و اقتصادي داراي اهميت ويژه و زيستگاه گونه‌هاي مختلف پرندگان بومي و مهاجر و انواع آبزيان مي‌باشد و به عنوان بزرگ‌ترين تالاب دنيا محسوب و داراي توان‌هاي بالقوه متعدد مي‌باشدکه يکي از آنها ارزش چراگاهي حاشيه تالاب است و در حاشيه تالاب ساکنين زيادي زندگي مي‌کنند که اساس معيشت آنان کشاورزي مبتني بر برنج، صيفي جات، توتون و نيز فعاليتهاي جنبي صيد، شکار و دامداري مبتني بر پرورش گاو و گاوميش مي‌باشد. از مهم‌ترين رودخانه‌هاي که به اين تالاب وارد مي‌شوند مي‌توان به ماسوله رودخان، قلعه رودخان، پسيخان و... را نام برد. همچنين مناطق حفاظت شده سلکه و سياه کشيم با اعتبار بين المللي به عنوان محل امني جهت زيستگاه پرندگان مهاجر در شهرستان صومعه سرا واقع است.

معماري سنتي روستايي در صومعه سرا به تجربه گرانبهاي گذشتگان تکيه داشته و هماهنگ با عوامل محيطي پديد آمده‌است که در چگونگي معماري عوامل آب و هوايي همچون باران مداوم، وزش بادها، طبيعت و مواد موجود در دسترس نقشي اساسي دارد ودر بعضي مناطق نوع خانه‌ها مانند تلمبار، کندوج و... در ارتباط مستقيم با کار کشاورزي است.

به علت يکسان بودن گونه خاک و اقليم زبان قسمت اعظم شهرستان در منطقه جلگه‌اي گيلکي و در نواحي کوهپايه‌اي و ارتفاعات تنيان در بخش ميرزاکوچک جنگلي و همچنين روستاهاي طالش محله، چکوور و لارسر در بخش مرکزي مردم با گويش طالشي و در روستاي گاز گيشه به علت تعدد کرد مهاجر (از گذشته‌هاي دور) با زبان کردي تکلم مي‌کنند همچنين گروهي آذري زبان به عنوان مهاجر از استان ههاي اردبيل و زنجان به طور پراکنده و خصوصا در محله‌اي موسوم به زيده سرا در شهر صومعه سرا سکونت دارند.

آداب و رسوم رايج در شهرستان صومعه سرا که برخي به فراموشي سپرده شده را مي‌توان به شرح زير برشمرد: لافند بازي که بيشتر در جشن‌هاي عروسي، عيد نوروز و يا در بازارهاي هفتگي اجرا مي‌شد، کشتي گيله مردي که امروزه همچنان پا برجاست و يادگار قدرت و دلاوري مردم اين خطه‌است و ريشه در تاريخ دارد، نوروز خواني که از رسوم آخر هر سال است و هم اکنون کم و بيش رواج دارد و نماد ورود بهار مي‌باشد، عروس گوله از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي‌رفت اين نمايش همراه با آواز داراي مفاهيم اخلاقي و تزئيني خاصي بود. گل گل چهارشنبه از مراسم کهن ايرانيان که در گيلان و در صومعه سرا با عنوان چهارشنبه سوري رايج است که در غروب سه شنبه آخر سال و در شب چهارشنبه انجام مي‌شود و هنگام پريدن از آتش مي‌خوانند: زردي بشه، سرخي بايه، نکبت بشه دولت بايه. سيزده سال به عنوان آخرين مراسم نوروز که مردم بيشتر به کنار رودخانه‌ها و در دل جنگل‌ها مي‌روند و به صورت گروهي آخرين روز نوروز را گرامي مي‌دارند. شب چله که از مراسم باستاني ايراني است که معمولاً چنين شبي اهل خانواده و خويشان گردهم مي‌آيند و معمولاً از تنقلات و آجيل استفاده مي‌نمايند. گيشه بوري که يکي از مراسم مربوط ازدواج بوده که اين مراسم با صداي ساز و نقاره و ترانه خواني و شادماني عروس و داماد و ديگر مهمانان همراه است. همچنين زيارت عتبات عاليات خصوصا زيارت مشهد مقدس و اخيرا سوريه و کربلا پس از برداشت محصول برنج، عزاداري ماه محرم که همچون ساير مناطق ايران مردم شهرستان آداب و رسوم ويژه براي سوگواري حسين بن علي (ع) دارند. معمولاً مردم در روزهاي نهم و دهم محرم به زادگاه خود مي‌آيند و در جمع بستگان و آشنايان در مراسم عزاداري شرکت مي‌کنند و مراسم سوم سيدالشهداء هر سال در طاهر گوراب با شکوه خاصي برگزار مي‌شود و مردم از روستاهاي دور و نزديک جهت شرکت در اين مراسم به سوي طاهر گوراب روانه مي‌شوند. بازارهاي محلي و هفتگي در شهرستان از رونق فراوان برخوردار است که يکي از مراکز مراوده‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مردم به شمار مي‌رود.

از آثار تاريخي اين شهر نيز مي‌توان به مناره روستاي مناره بازار، آثار بجا ماندني از پل خشتي در روستاي پردسر، پل خشتي گازرودبار، سيد خروسه در هفت دغنان ضيابر که بعضا به وسيله سازمان ميراث فرهنگي در حال مرمت و بازسازي است. مناره گسگر صومعه سرا:اين مناره در بخش مرکزي از توابع شهرستان صومعه سرا و در 36 کيلومتري غرب شهرستان رشت واقع شده‌است. مناره گسگر در سر راه يک جاده قديمي معروف به شاه عباسي واقع شده‌است و ياد آور مناره‌هاي عظيم سلجوقي در ديگر مناطق ايران است. ارتفاع مناره 29 متر و قطر آن در پايه 7 متر و در بخش فوقاني 35/2 متر است و منار شکل مخروطي دارد. يک ستون نگهدارنده در وسط به عنوان تکيه گاه به ابعاد 55×55 سانتيمتر به پلکان مارپيچ داخلي و جداره بيروني منار ايستائي داده‌است. هيچ کتيبه‌اي که تاريخ بنا و باني آن را معرفي کند، وجود ندارد. منار با آجرهاي مربع شکل به ابعاد 13×13 سانتيمتر و قطر 6 سانتيمتر بنا گرديده و جز در قسمت فوقاني که دو نوار آجرکاري تزئيني آن را زينت داده، در ساير قسمت‌ها کاملاً ساده و بدون آلايش است. با توجه به شکل مناره و مصالح بکار رفته در آن مي‌توان مناره گسگر را در رده ميلها و مناره‌هاي دوره سلجوقي قرار داد. اين مناره در زلزله 1369 گيلان به شدت آسي ديد.همچنين ساختماني واقع در کسما که مقر مبارزان جنگل و بنام عمارت معروف است اشاره کرد.از بازارهاي عمده در مرجقل ضيابر، گوراب زرميخ و صومعه سرا را مي‌توان نام برد. وجود بيش از 180 مسجد و بقاع متبرکه در اقصي نقاط شهرستان معرف مذهبي بودن اين ديار و علاقه آنان به ائمه اطهار است. شهرستان صومعه سرا از مناطق زيبا و ديدني استان گيلان است که به دليل ناشناخته بودن از ديد مسافران و حتي مردم اين شهرستان دور مانده‌است. ناشناخته ماندن اين شهرستان موجب شده تا نتواند به عنوان يک منطقه گردشگري براي مسافران جاذبه داشته و ديدني به نظر آيد. شهرستان صومعه سرا به دليل قرار گرفتن در حاشيه جنوبي تالاب انزلي سالانه پذيراي پرندگان مهاجري از قبيل کيلار، فيلوش، خوتکاي پرسفيد و معمولي است که براي هر مسافري زيبا و خاطره انگيز است. در مدخل ورودي اين شهر يک هتل به نام ابريشم وجود دارد که از نظر پذيرايي و اقامتي تاحدزيادي مي‌تواند در حل مشکلات مسافران نوروزي مثمر واقع شود. منطقه زيبا و کوهستاني «تنيان» واقع در بخش ميرزاکوچک يا گوراب زرميخ صومعه سرا از نقاط زيباي طبيعي به شمار مي‌رود که به دليل طبيعت فرح انگيز و نشاط آور، منحصر به فرد و از جاذبه‌هاي طبيعي اين شهرستان است.

کتابخانه‌هاي عمومي
در سال 1349 عده‌اي از دوست داران کتاب در شهر صومعه سرا اقدام به تشکيل انجمن کتابخانه‌ها نمودند. در اواخر اين سال، شهرداري شهر صومعه سرا 150 متر مربع زمين جمعيت احداث کتابخانه در اختيار انجمن گذاشت در بهمن سال 1351، اين کتابخانه بازديد بناي 130 متر و با صرف مبلغ 400 هزار ريال هزينه و 210 جلد کتاب اهدايي فعاليت خود را آغاز نموده غير از کتابخانه مزبور چند کتابخانه ديگر در سطح اين منطقه قرار دارد که به قرار ذيل است: کتابخانه عمومي گوراب زرميخ، کتابخانه عمومي طاهرگوراب، کتابخانه عمـــومي شهيد مجيدي ليف شــاگردو.... کتابخانه جامع شهر صومعه سرا تحت عنوان کتابخانه باقرالعلوم در سال جاري احداث و هم اکنون در حال خدمت رساني مي‌باشد.

صنــايع دسـتي
صنايع دستي استان گيلان شامل: «گليم بافي، سراميک سازي، بامبوبافي، مرواريدبافي (سبدبافي) قلاب دوزي، نازک کاري چوب، چموش دوزي، توليدات دست بافت، معرق و مينياتور، فرش بافي و... مي‌باشد که از ميان آنها 1ـ حصيربافي که با سـاقه گياه لي (گياه مرداب) و صوف انجام مي‌شود، سراميک سازي، توليدات دست باف و... خاص صومعه سرا است.

ابريشم
صومعه سرا را در واقع مي‌توان خاستگاه ابريشم ايران دانست، ابريشم در واقع مهم‌ترين و شاخص ترين صنعت و سوغات صومعه سرا محسوب مي‌شود که مطمئناً در کل کشور ايران بي همتاست. هرچند گيلان از نظر تعداد کارخانه‌هاي مربوط به صنعت ابريشم محدود است ولي صومعه سرا از اين نظر بسيار غني است والبته جاي پيشرفت فراوان نيز دارد. همچنين اين چند کارخانه موجود در صومعه سرا در کل کشور نيز از اهميت بسزايي در صنعت نوغان کشور محسوب مي‌شوند.

کارخانه‌هايي که در گيلان به جمع آوري پيله کرم ابريشم و خشک کردن و انبار کردن و عرضه آن به بازار هستند بسيار محدودند و در محدوده صومعه سرا قرار دارند، شامل:

1ـ کارخانه پيله کسماء که به‌وسيله شرکت پيله ور ساخته شد ولي دستگاه آن که ژاپني است به‌وسيله شرکت ايران نصب شده‌است.

2ـ کارخانه پيله طاهرگوراب که دستگاه آن از نوع ژاپني جديد است در حال حاضر تنها شرکت ابريشم کشي شرکت (صنايع ابريشم گيلان) مي‌باشد که سرمايه آن 500 ميليون ريال بود. اين کارخانه در روستاي «شارم» از بخش‌هاي اباتر صومعه سرا در فاصله 8 کيلومتري اين شهر است طبق آمار بدست آمده صومعه سرا فاقد زمين زير کشت بار و پيله نوغان و توليد تعداد نوغاندار است و داراي 2 شعب تعداد تخم (جعبه‌است) 3. در ايران 4 کارخانه ابريشم کشي وجود دارد اولين واحد در شهرستان صومعه سرا دومين واحد در رشت که تعطيل مي‌باشد و سومين واحد شرکت صنايع ابريشم شرق گيلان واقع در شهرستان لنگرود که با توليد ساليانه 125 تن نخ ابريشم بزرگترين واحد توليدي کشور مي‌باشد و چهرمين واحد ابريشم طوس که در مشهد مقدس واقع شده است.

وجه تسميه صومعه سرا
سبب نامگذاري صومعه سرا به دو علت است: اسم اين شهر برگرفته از عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجري شيخ عبدالله صومعه‌اي مي‌دانند که امروزه مزارش در اول جاده صومعه سرا ـ فومن قرار گرفته‌است. برخي بر اين باورند که چون در گذشته‌هاي دور در اين منطقه گلي به نام (صومعه) وجود داشته و اسم آن از آنجا برگرفته شده‌است. از آنجائيکه در زبان گيلکي صومعه سرا را «سوماسرا» تلفظ مي‌کنند، و با توجه به معني کلمه «سوما» که زاهد و بي ريا معني مي‌دهد، گروهي اين مساله را دليل نامگذاري اين منطقه مي‌دانند. والبته قرار گرفتن تعداد قابل توجهي امامزاده و مسجد در اين منطقه نيز از نکات قابل اشاره در نامگذاري اين شهرستان مي‌باشد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:26  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

لوندويل

لوندويل  ( گيلان )

جمعیت :6372
کد تلفن :182
درجه شهرداری :1
تلفن شهرداری :۵۵۴٣۴۴٢

لَوَندِويل يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.اين شهر با جمعيت 8517 نفر (نتايج سرشماري 1385)در بخش لوندويل شهرستان آستارا قرار دارد.

موقيعت
شهر لوندويل مرکز بخش لوندويل در شهرستان آستارا , گيلان قرار دارد. اين شهر در طول جغرافيايي48 درجه و 52 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 38 درجه و 18 دقيقه شمالي واقع است. و ارتفاع متوسط آن از سطح درياهاي آزاد 10- متر است. بخش لوندويل داراي 148 کيلومترمربع وسعت دارد که از همين مقدار 5/5 کيلومتر مربع در محدوده شهري لوندويل قرار دارد. بخش لوندويل مشتمل بر يک نقطه شهري(شهر لوندويل) و دو دهستان(دهستان‌هاي چلوندو و حومه لوندويل(کانرود) 23 روستاي داراي سکنه و 10 روستاي خالي از سکنه‌است.

محيط طبيعي
بخش لوندويل شامل سه قسمت جلگه‌اي، کوهپايه‌اي و کوهستاني است و هواي جلگه آن در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملايم و هواي کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. متوسط بارندگي آن 1400 ميلي متر است و تعداد روز‌هاي يخبندان به طور متوسط در طول سال 21 روز است. کوه خانبلاغي با ارتفاع 2167 متر بلند ترين نقطه کوهستاني اين منطقه‌است و سواحل درياي خزر با ارتفاع 27- پايين تر سطح آب‌هاي آزاد است. در محدود شهرستان آستارا رودهاي پرآبي چون چلوند، لوندويل و کانرود جريان دارند

محيط انساني
طبق نتايج رسمي سرشماري عمومي نفس و مسکن سال 1385 شهر لوندويل داراي8517 نفر جمعيت است و رشد جمعيت آن در طي دوره 10 ساله 85-75 معادل4/3درصد بوده‌است. شهر لوندويل مرکزيت بخش لوندويل دارا است بخش لوندويل داراي 23078نفر جمعيت دارد. که 14561 نفر در مناطق روستايي اين بخش ساکن هستند.زبان رايج در کوچه وبازار شهر ترکي آذري است و اکثريت مردم به اين زبان تکلم مي‌کنند ولي عدهاي از مردم اين شهر در قسمت‌هاي غربي شهر زبان اصلي شان تالشي است.از نظر مذهبي اکثريت مردم اين شهر شعيه مذهب هستند ولي اقليتي از مدم اين شهر مذهب سني شافعي دارند. در محدوده شهري لوندويل 8 مسجد وجود دارد که 6 مسجد مربوط به اهل تشيع و 2 مسجد مربوط به اهل سنت است. به لحاظ محصولات کشاورزي در محدوده بخش لوندويل کشت برنج، گندم، ذرت، توتون، صيفي جات و حبوبات رواج دارد در سالهاي اخير کشت کيوي نيز رواج يافت است.

جاذبه‌هاي گردشگري
بخش لوندويل داراي جاذبه‌هاي فرهنگي و طبيعي فراواني براي گردشگري است که به موارد زير مي‌توان اشاره کرد 1)امام زاده ابراهيم و قاسم 2)آرامگاه بابا حسن از عرفاي منطقه 3)آرامگاه محمد دوست در قره سو 4)آرامگاه بابا علي در روستاي باباعلي 5)مجتمع ساحلي صدف و طرح سالم سازي آن 6)آبشاري زيبابا نام آبشارلاتون در ميان جنگل‌هاي لاتون با ارتفاع در حدود 103 متر 7)آبشار ميه کومي 8)آب گرم روستاي كوته كومه 9)مناطقي سرسبز و ييلاقي لاتون، باباعلي، اسبينه و... 10)سواحل 10 کيلومتري کناره‌اي درياي خزر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:24  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

زبان تالشی

نمایی از روخون 

 حمل بار  و مسافر توسط وانت های نیسان در جاده ناو در حالی که گفته می شود سال های ژیش برای آسفالت کردنش بودجه ای اختصاص داده شده بود ولی هنوز خبری از آن نیست.

نمایی از رودخانه  ناورود 

گذر از تنگه ای سنگی برای رسیدن به آبشار کَلِکَلِه

 و این هم آبشار کَلِکَلِه - بلندی اش را با قد انسانی که در کنارش مانده مقایسه کنید.

نمایی دیگر از آبشار سَولَسِه یا همان آبشار کَلِکَلِه

و این هم یک عکس به یادگار در پای آبشار سَولَسِه

رفع خستگی در انتهای راه به شیوه ای نوین

نمایی دیگر از آبشار سَولَسِه

 

 

 

[ سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 ] [ 17:2 ] [ شهرام آزموده ]
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:21  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

زبان تالشی

انتشارهفته نامه شريف

انتشار دوره جديد هفته نامه شريف به سردبيري حسن اسدنيا آغاز شد و شماره نخست اين نشريه برروي گيشه هاي مطبوعاتي استان گيلان قرار گرفت.

شماره دوم آن نیز روز چهارشنبه 31 خردادماه سال جاری منتشر می شود. اين هفته نامه كه از نشريات قديمي استان است، با مديريت جديد پس از چند سال وقفه، دوره جديد انتشار خود را با شعار « نشريه اي متمايز براي مردم گيل و تالش » آغاز نموده و صفحات خاصي از نشريه را  به اشاعه مسائل فرهنگي و ادبيات اقوام ساكن در غرب گيلان بخصوص مردم تالش اختصاص داده است.

انعکاس مشكلات و تنگناههای مناطق مختلف استان و مطالبات مردم، ایجاد فضاي نقد و انتقاد سازنده ، تلاش در جهت اشاعه فرهنگ بومی ، اطلاع رسانی و حرکت در مسیر  توسعه فرهنگی و اقتصادی استان از رسالت های این جریده محسوب می شود.

اين نشريه در حال حاضر به صورت دوهفته نامه منتشر شده و  در سراسر استان بخصوص در اکثر شهرستانها، شهرها و دهستانها و روستاهای بزرگ غرب گیلان توزيع مي شود.

گفتني است كه حسن اسدنيا در گذشته سابقه فعاليت مطبوعاتي در هفته نامه 4دي و خبرگزاري فارس به عنوان خبرنگار ، همکاری با مجله خانواده سبز و نيز سردبيري هفته نامه فومنات و ماهنامه نسيم تالش را داشته است.

منبع: وبلاگ رای ما) البته با اندکی تلخیص و تغییر
تالش شناسی برای اقای اسدنیا و همه همکاران شان در این نشریه آرزوی سربلندی و موفقیت دارد.
-------------------------------------------------
۲
یادی از یکی از خوانندگان گمنام تالش
در زیر صدای مرحوم ابراهیم صفری ( از اهالی یکی از روستاهای اطراف دهستان دیناچال واقع در بخش پره سر شهرستان رضوانشهر) یکی از ده ها خواننده گمنام تالش را بشنوید که دو سال پیش بر اثر حادثه تصادف جان خود را از دست داد.بعد از مرگ او فیلمی کوتاه که با گوشی موبایل و توسط دوستانش ثبت و ضبط شده بود دست به دست گشت و همه را متاثر و متاسف کرد. روحش شاد و یادش گرامی باد.
http://uplod.ir/1xpl8j0p5r1n/marhum_ebrahim_safari.mp3.htm                   
 
------------------------------------
۳
کیشون بن
 
این هم عکسی از یک پل زیبا بر روی رودخانه کرگانرود در روستای کیشون بن واقع در جاده  ییلاق مریان و .... بعد از گذر از روستاهایی چون ریک و ماشین خانه( ماشین خونه) می توانید به این روستا برسید.
 
 
 
[ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ] [ 0:40 ] [ شهرام آزموده ]
تذکر: آن چه در زیر می خوانید یاداشتی ست که فقط به قصد ثبت در تاریخ نوشته شده و استفاده از آن جهت انتشار در مطبوعات بدون هماهنگی و  کسب اجازه از نویسنده مطلب پیگرد قانونی خواهد داشت.

-------------------------------------------

نهمین دوره انتخابات مجلس در تالش

و

 ادبیات سیاسی مردم

شهرام آزموده

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تالش،ماسال و رضوانشهربه عنوان یکی از مهم ترین حوزه های انتخاباتی گیلان و ایران، این بار نیز مانند دوره های قبل دارای حساسیت ها  و ویژگی های خاص و در مواردی منحصر به فرد بود.

 البته اشتراکات بین انتخابات این دوره با دوره های قبل کم نبود، ولی برخی ویژگی های منحصر به فردی نیز در این دوره وجود داشت که از جمله آن ها می توان به « ظهور ادبیات سیاسی » خاصی در این دوره از انتخابات اشاره نمود.

بی آن که قصد پرداختن به وجوه اشتراک و اختلاف  بین انتخابات این دوره و دوره های پیش از آن داشته باشم، می خواهم به ادبیات سیاسی اقشار مختلف جامعه تالش در این دوره از انتخابات بپردازم.

همان طور که می دانید نقش ادبیات در شکل گیری و پیروزی انقلاب های مختلف در دنیا کم نبوده است. کم نبوده اند شاعران،هنرمندان، نویسندگان، موسیقدانان،خوانندگان و ... زیادی که در طول تاریخ و در برهه های خاصی از زندگی سیاسی جوامع  و خصوصاً در وقایعی چون تظاهرات ها،انقلاب ها و... با حضور در کنار اقشار مختلف مردم بر علیه حاکمان اقدام نموده اند و نقش خود را به عنوان الگوهای جامعه، متفکران و روشنفکران به صورتی خاص و موفق ایفا نموده اند. در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی در تالش نیز تعداد زیادی از هنرمندان، نویسندگان و .... تالش در کنار کاندیداهای مختلف حضور داشتند و سعی می کردند با شعرخوانی و سخنرانی و خوانندگی و ... مردم را به رأی دادن به کاندیدای خاص و یا فقط رأی ندادن به نماینده ای که سه دوره نمایندگی را در کارنامه خود داشت، تشویق نمایند. البته در این دوره این مسأله در نخستین مرحله انتخابات ویژگی های خاصی داشت و در مرحله دوم انتخابات نیز ویژگی های خاص تری یافت. در مرحله نخست با توجه به این که تعداد کاندیداها زیاد بود،هر شاعر، هنرمند و... در کنار فرد مورد علاقه خودش بود. اما در مرحله دوم  همه آن هایی که با نماینده دوره هشتم نبودند، در کنار رقیب وی قرار گرفتند. که البته پرداختن به نقش آن ها چه به صورت پنهان و چه آشکارا به تحقیق و مقاله ی دیگری نیاز دارد. اما آن چه که در این نوشته قصد پرداختن به آن را دارم، شکل گیری ادبیاتی جالب در این دوره در بین اقشار مختلف جامعه بود،که البته باید آن را به دوره حین و بعد از برگزاری انتخابات تقسیم کرد.

الف: در روزهای تبلیغات انتخاباتی در مرحله نخست، طبق معمول افرادی در کنار کاندیداها قرار داشتند و به سخنرانی و شعرخوانی می پرداختند که طبق معمول دوره های قبل، یا دارای کنایه های طنزآمیز بودند و یا به صورت جدی به نقد عملکرد نماینده دوره هشتم یعنی بهمن محمدیاری می پرداختند. شعارهای انتخاباتی کاندیداها اکثراً شبیه هم بود و معمولاً با تغییر نام کاندیداها بین طرفداران تکرار می شدند. شعارهایی همچون وکیل تالش کیه؟ امید تالش کیه؟ حامی تالش کیه؟ و... که طرفداران با ذکر نام کاندیدای مورد نظر خود به ادامه کار می پرداختند. اما دو شعار در بین طرفداران نماینده فعلی تالش جلب توجه می کرد که جالب هم بود و به نوعی باید گفت شعارهای شان به قول امروز ها گرفت. این شعارها عبارت بودند از: « شَمبَه چرا تطیلَه؟ حاجی شَکَری وَکیلَه» یعنی« شنبه چرا تعطیل است؟ [چون] حاج محمود وکیل است.» که بند اول را شعار دهنده و بند دوم را مردم تکرار می کردند. یا طرفداران او در بین خود و برای جلب توجه رقبا و مردم چنین شعار می دادند. یا شعار دیگر این گروه  که می گفتند: « حاجی مَمود وَکیلَه ـ تالشی یِه اصیلَه» یعنی «حاج محمود وکیل است. [چون] تالش اصیل است.» اما نکته دیگر که در این مرحله قابل توجه بود این بود که مردم به هم و به طرفداران سایر کاندیداها و یا دارندگان آرای سرگردان می گفتند که به هر کس رأی می دهید بدهید،ولی به بهمن محمدیاری رأی ندهید. حتی در یکی از میتینگ های انتخاباتی و در شلوغی جمعیت در پونل از زبان جوانی شنیدم که با صدای بلند می گفت: به یهودی و ارمنی  رأی بدهید؛ولی به محمدیاری رأی ندهید. همه این ها نشان از این داشت که مردم این بار مصمم بودند که نگذارند محمدیاری به مجلس برود. گرچه او هم طرفداران خاص و ثابت خود را داشت که می توان حدس زد تعدادشان حداکثر تا بیست و پنج هزار نفر می باشد،ولی هر چه هست او خود دارای تجربه ای بزرگ در عرصه انتخابات است. این امر سبب شده بود که هم همه کاندیداها و هم همه مردمی که مخالف وکیل شدنش بودند،نگران برنده شدنش شوند. با عنایت به تجربه های مردم از دوره های قبل، خیلی ها را تصور بر این بود که محمدیاری شکست ناپذیر است و کسی نمی تواند او را شکست دهد.و البته این حرف  و باور از طرف طرفداران او نیز در بین مردم تقویت می شد. گرچه چنین چیزی با توجه به شرایط موجود نمی توانست صحت داشته باشد، ولی نگرانی مردم در مرحله اول درست بود. چرا که دیگر کاندیداها باید تلاش می کردند تا بتوانند تعداد آرای خود را به تعداد آرای ثابت او برسانند و بعد در ادامه راه با او به رقابت بپردازند. در حالی که او در تلاش بود تا علاوه بر آرای ثابتش، آرای جدیدتری را به هر طریق ممکن بر آرای خود بیفزاید. که این امر سبب شد تا او بتواند آرایی تا مرز چهل هزار را به هر طریق ممکن به خود اختصاص دهد. این که این آرا چگونه به نام او به صندوق ریخته شدند،بماند.

در مرحله دوم نیز همین دیدگاه مردمی درباره محمدیاری ادامه یافت. البته با توجه به این که در این مرحله فقط دو نفر کاندیدا حضور داشتند و محمدیاری باید با یک رقیب به مبارزه می پرداخت،برنده بودن رقیب محمدیاری گرچه از قبل قابل پیش بینی بود،ولی با عنایت به ترفندهای انتخاباتی محمّدیاری که مردم در دوره های قبل از او تجربه کرده بودند،هنوز نگرانی هایی بین مردم وجود داشت. اما برای دفع و از بین بردن این نگرانی ها سخنرانان حامی کاندیدای رقیب محمدیاری بر شدت سخنان خود افزودند و این امر بر ترغیب مردم به رأی ندادن به او بی تأثیر نبود.

« هَی هَی  hay hay» اصطلاحی بود که با یکی از سروده های مسعود شهبازلی شاعر طنزپرداز اسالمی بر سر زبان ها افتاد. او در یکی از سروده هایش که در واقع طنز ملیحی بود با الهام از سنت « کوتومَه خسی kutuma xəsi  کُتام خوابی»  ترجیع بند  معروف « هَی هَی» را بین مردم جا انداخت. تالشان از سال های دور به هنگام فصل کاشت و داشت و برداشت مزارع با ساختن کلبه هایی کوچک در مزارع ـ که کوتوم kutum  نامیده می شوندـ و خوابیدن در آن ها ،شب ها به نگهبانی از مزارع می پردازند. از آن جا که به هنگام نگهبانی از محصول ، نیمه های شب باید با ایجاد سروصدا مانع از ورود گراز به مزرعه و یا باغ خود می شدند، با صدایی بلند فریاد « هَی هَی» یعنی «های های» سر می دادند تا گراز به مزرعه نزدیک نشود و یا اگر وارد مزرعه شده ، از آن جا بگریزد. شهبازلی با الهامی طنزگونه و زیرکانه از این موضوع به سرایش شعری پرداخته بود که ترجیع بندش « هَی هَی» تالشی بود. او برای نخستین بار این شعر را در پره سر خواند. اگر چه سبب خنده مردم شد،ولی نتوانست در بین مردم جا باز کند. با پیشنهاد نگارنده قرار بر این شد که در دفعات بعدی که قرار بود این شعر را بخواند، از مردم بخواهد با او ترجیع بند « هَی هَی» را تکرار کنند. تست این کار در ابتدای خیابان الماس اسالم واقع در بازارچه سه راه اسالم به خلخال جواب داد و استقبال و تکرار ترجیع بند شعر توسط مردم به شهرت این شعر و ترجیع بند کمک کرد. این امر سبب شد در دفعات بند نیز او از مردم بخواهد تا ترجیع بند « هَی هَی» را با او تکرار کنند و این امر اندک اندک به حرکتی خودجوش و مردمی تبدیل شد. تا جایی که مردم با دیدن شهبازلی و حتی به هنگام رسیدن به همدیگر با تکرار« هَی هَی» به هم پیام می دادند که باید برای تالش کوتومَه خسی  kutuma xəsiکنیم و تالش را نجات دهیم و... و این امر حتی وارد سخنرانی های کاندیدای رقیب محمدیاری یعنی حاج محمود شکری هم شد . ذکر این نکته هم جالب توجه است که شهبازلی با پایان انتخابات در شعر دیگری به استقبال جشن پیروزی مردم رفت و این بار با ترجیع بند « هِی هِی   HEY HEY» به شادی مردم رنگ و رویی دیگر داد.

موضوع دیگر هم که توانست وارد عرصه ادبیات سیاسی مردم شود و بعدها در یکی از نشریات هم بدان اشاره شد و حتی به دنیای مجازی (اینترنت) هم وارد شد و بعد ها فیلم آن نیز از موبایلی به موبایل دیگر بلوتوث می شد، سخنرانی کوتاه  و به زبان تالشی نگارنده این سطور در حضور گروه زیادی از طرفداران شکری در بازارچه خاله سرا 57  در 12/2/91 بود. سخنران در این سخنرانی کوتاه با بیان قصه ای کوتاه برای مردم حاضر در آن جا، درباره چوپان دروغگویی صحبت کرد که به جای گرگ،خودش گوسفندانی را که امانت مردم در دستش بودند، سر می برید و می خورد و بعد فریاد می زد گرگ آمد؛گرگ آمد. تا رفتار زشت خود را که در واقع خیانت به اموال مردم بود، به گردن گرگ بیندازد و خود را خدمتگزار مردم جلوه دهد. که مردم با مراقبت هایی متوجه شدند و ...

 پس از آن اصطلاح «چوپان دروغگو» که در واقع لقبی مردمی برای آقای ب.م.ی بود  بر سر زبان ها افتاد و با بلوتوث فیلم سخنرانی و دانلود آن در اینترنت  به شهرت زیادی رسید. ( در گوگل جستجو کنید)

در ادامه این مسیر و ادبیات ،اندک اندک مردم نیز در بین خودشان حرکتی را ایجاد کردند. آنان با الهام از تظاهرات و انقلاب های مردم کشورهای عربی و از جمله لیبی،محمدیاری را به قذافی تشبیه نموده و حتی به وی لقب قذافی تالش دادند و خواستار خروجش از عرصه مدیریت تالش شدند و....

ب: به محض پیروز شدن حاج محمود شکری در انتخابات و با عنایت به پیشینه ای که در بالا ذکر شد، مردم در کوچه ها و خیابان های شهر تالش و دیگر شهرها ریختند و اقدام به خوشحالی و پایکوبی کردند. خیابان های شهر تالش با وجود نیروهای امنیتی و انتظامی مملو از جمعیت شد و مردم با شادی و پخش موسیقی شاد از سیستم های صوتی اتومبیل شان و حتی در برخی مناطق شهر با خواندن ترانه ها و سرودهای شاد تالشی و ... به شادی و پایکوبی پرداختند. نگارنده خود شاهد این صحنه بوده است که در منزل یکی از طرفداران رقیب محمد یاری که از خانواده های مشهور شهر نیز می باشند،در ساعات اولیه بامداد روز شنبه 16/2/91 مردی با استفاده از بلندگو به خواندن ترانه معروف  و تالشی « سَلیمَه» مشغول بود و در حین خواندن او عده زیادی از مردان و جوانان تالش در زیر باران شدید مشغول رقص و شادی و پایکوبی بودند. در گوشه گوشه شهر نیز مردم همانند اعلام خبر آزادی خرمشهر در سال های نخست جنگ ایران و عراق با صدای بلند فریاد می زدند: « شنوندگان عزیز توجه فرمایید. شنوندگان عزیز توجه فرمایید: تالش آزاد شد.» و این یعنی مردم تالش نماینده نشدن بهمن محمدیاری را برای بار چهارم آزاد شدن تالش از دست او تعبیر می نمودند. از طرفی با عنایت به این که دیگر نمی شد به صورت علنی شعار داد و یا سخنرانی خاصی را انجام داد و به نقد نماینده قبلی و عملکردش پرداخت و ... مردم برای ابراز شادی اقدام به انجام کارهای دیگری نمودند.  ترانه تالشی « شَکَرم جان »  که با صدای استاد هادی حمیدی خواننده معروف شاندرمنی اجرا شده، به ترانه روز مردم تبدیل شد. وبلاگ ها و سایت های مختلفی این ترانه را برای خوانندگان خود بروز کردند. همه جا و در بین مردم و آن گاه که به هم می رسیدند صدای « کَم وَری بوشوم شَکَرم جان » شنیده می شد. روز به روز بر تعداد پیامک های مردمی  ساخته شده درباره پیروزی مردم در انتخابات و شکست بهمن محمدیاری افزوده شد که در آن ها به نوعی از برنده شدن محمود شکری ابراز خوشحالی کرده بودند. همچنین در این پیامک ها  که مردم آن ها را خلق کرده بودند، نشانه هایی از خشم مردم نسبت به محمدیاری به چشم می خورد. این پیامک ها که همگی رگه هایی از طنز را نیز با خود دارند، خواندنی اند.

در زیر به تعدادی از آن ها می پردازم که یا  از لابه لای حرف مردم شنیدم و یادداشت کردم و یا برخی های شان هم به من رسیده اند.

*************

 لدو به،محمود به.یاری شَه ، یاری با وَرَه شَه. صد و سی یاور شَه . بابک با زنجل شه. دوستی با پالون شَه.لِدو بِه لِدو بِه.من شو  پارگا  کو دَکَرد. بَرشون پِشتَه دار دَکَرد.چمن دیل شون خون آکَرد. ا ولله یم محمود به،محمود جان ،لِدو بِه...

ترجمه: لدو بیا،محمود بیا. یاری با بره رفت. صدوسی یاور رفت. بابک با زنجیر رفت. دوستی با پالان رفت. لدو بیا لدو بیا. من را درون پارو [ نوعی آلاچیق بومی] کردند. در را از پشت بستند. دل من را خون کردند. [ترا به خدا] محمود بیا،لدو بیا.

شرح: این پیامک در بین ماسالی ها رد و بدل می شد و در آن جا شنیده شد و البته بعدها به جای دیگر تالش و از جمله اسالم هم رسید. به نظر می رسد این پیامک ساخت بچه های ماسال باشد. چرا که نام دو نفر یعنی  بابک و دوستی که نمی دانم کیستندـ و  به احتمال زیاد از نزدیکان انتخاباتی محمدیاری در ماسال باشندـ؛ در این پیامک دیده می شوند. البته واژه هایی چون « زنجل»  و « لِدو» و « پارگا» و ... همه نشانگر ساخته شدن این پیامک در ماسال می باشد.

2ـ محمود بِه برام بِه،چوکاشون حَردَه محمود بِه، صَنَت شون بَردَه برام بِه محمود به، تالش شون چَردَه محمود بِه، دزدَه زوعَه شَه محمود جان، چَمَه پُل هَوایی شون بَردَه،اتوبانی 2 باندشون حَردَه،چَنَه جَوان جَده کا مَردَه،محمود بِه ماهنامَه شون دَبَستَه برام بِه،140 گلَه تَختخواب شون بَردَه ، 2 گلَه شون اَسب بَردَه ، دِ وَستَه مَحمود جان بِه برا جان بِه.

 ترجمه: محمود بیا،برادرم بیا. چوکا را خوردند محمود بیا، صنعت [صنایع چوب اسالم] را بردند، برادرم بیا،محمود بیا. تالش را چریدند محمود بیا. پسرک دزد رفت محمود جان. پل هوایی ما را بردند. دو باند از اتوبان را بردند. چند جوان در جاده مردند. محمود بیا. ماهنامه [ماهنامه تالش] را بستند برادرم بیا. 140 تختخواب را بردند [منظور از 140 چیست نمی دانم. شاید اشاره به بیمارستان 160 تختخوابی تالش باشد که قرار بود 200 تختخواب باشد]. دو تا اسب را بردند[ نمی دانم منظور چیست]. دیگر بس است محمود جان بیا،برادر جان بیا.

شرح: با عنایت به کلماتی چون بردن پل هوایی و دو باند از اتوبان به نظر می رسد این پیامک ساخته یکی از اهالی دو روستای کله سرا واقع در خلیفه آباد یا وزمه بجار الله ده واقع در خاله سرا 57  باشد که هنوز بعد از ماه ها که پایه های دو پل عابر پیاده این روستا بر روی اتوبان نصب شده اندف این دو پل تکمیل نشده و جالب تر این که بخشی از یکی از پل ها را چند روز پیش از مرحله اول انتخابات به جایی دیگر منتقل کردند و ....

3ـ مژده مژده: به زودی پخش زنده کنسرت با اجرای نماینده مغموم تالش رضوانشهر ماسال حاج و واج بهمن محمدیاری. نام قطعه ( کَم وَری بوشوم شکری جان)

 مژده مژده : کنسرت بزرگ حاج بهمن محمدیاری . با آهنگ ( کَم وَری بُشوم شَکَرم جان)

شرح: ترانه قدیمی و معروف کَم وَری بوشوم شَکَرم جان ( از کدام طرف بروم شکرم جان)یکی از ترانه های قدیمی و معروف تالشان است که در این پیامک ها الهام بخش سازنده پیامک ها شده و بسیار زیبا از آن الهام گرفته و استفاده نموده اند. البته باید گفت این پیامک ها یک بار توسط یک نفر ساخته شده اند و بعد ها به مرور و در حین ارسال افراد تغییراتی در آن داده اند که نمی دانم کدام یک اول و کدام یک بعداً ساخته است. نکته جالب توجه در یک از  این  دو پیامک صفت حاج و واج می باشد که در واقع همان هاج و واج معروف می باشد که به معنای مات و مبهوت می باشد. و از آن جا که خواننده با خواندن نام حاج بهمن محمدیاری منظور فرستنده پیامک را می فهمد، این نام به صورت حاج و واج درآمده تا نشان از مبهوت بودن وی از این باخت داشته باشد. از طرفی استفاده از این ترانه با عنایت به نام حاج محمود شکری و نام شکرم جان در این ترانه نشان از تیزهوشی سازنده این پیامک دارد.

5 ـ سومین روز درگذشت جانسوز و زود هنگام بهمن محمدیاری روز یکشنبه که همواره آرزوی تمامی تالش دوستان بوده بر همگان خجسته باد. امیدواریم در این پایکوبی حضور بهم رسانید. اجرکم عندالله.

شرح: این پیامک به بهانه سومین روز پس از انتخابات که روز جشن و پایکوبی طرفداران حاج محمود شکری در ورزشگاه پوریای ولی تالش ، ساخته شده است که در واقع یادآور سومین روز درگذشت [ و در واقع شکست انتخاباتی] بهمن محمدیاری می باشد. سازنده این پیامک نیز با این پیام خواسته است که هم به محمدیاری و هم به طرفدارانش و هم به مردم بفهماند که او دیگر برای همیشه در ذهن تالشان مُرد و دیگر نماینده تالش نخواهد شد. و البته مردم را به پایکوبی برای این پیروزی دعوت نموده است. در این پیامک طنز تلخ، سیاه و همراه با متلک را می توان دید. جانسوز و زود هنگام بودن این شکست برای محمدیاری و طرفدارانش از یک طرف،آرزو بودن این مرگ یعنی شکست انتخاباتی برای  همه تالشان از طرف دیگر دو نقطه متضاد و جالب توجه این پیامک است. گذشته از آن به جای تسلیت استفاده از تبریک برای مرگ جای تفکر دارد. گذشته از این نکته به جای دعوت مردم به پایکوبی به جای دعوت مردم به سوگواری که مرسوم همه مراسم مرتبط با مرگ افراد در ایران است. مبحث جالب این پیامک است و در نهایت اجرکم عندالله است که معمولاً برای کارهای نیک و ثواب دار گفته می شود. زمانی که از مردم برای انجام کاری نیک دعوت شود، در پایان اجرکم عندالله می گویند و سازنده این پیامک خواسته با این جمله به مردم بگوید که در جشن شادی مردم در سومین روز بعد از انتخابات در پوریای ولی شرکت کنید که کار نیکی است و ... 

6 ـ مردم با شرافت تالش بزرگ امروز نفس عمیق آزادی را به نام (آخَش) کشیدند. این پیروزی بزرگ خجسته باد.

شرح:  آخَش āxaš  در واقع کلمه یا صوتی است که به هنگام آسوده خیال شدن از شری و بعد از تلاش بسیار زیاد بر سر زبان تالشان جاری می شود. در این جا هم سازنده این پیامک با آوردن با شرافت برای مردم تالش بزرگ (ماسال و شاندرمن ، رضوانشهر و شهرستان تالش) بابت انتخاب حاج محمود شکری تشکر کرده است. از طرفی آسوده شدن از نمایندگی بهمن محمدیاری را به آزادی تعبیر نموده است. و در نهایت این پیروزی را بر مردم مبارک باد گفته است. از آن جا که واژه آخَش همیشه همراهی آهی از درون و نهاد انسان جاری می شود و نفس عمیقی به همراه دارد، سازنده این پیامک از آن به نفس عمیق آزادی  که حاصل تلاش و زحمت زیادی ست ، یاد نموده است.

7ـ به نیشی می زند دوران گیتی ـ که آن را تا قیامت نیست مرهم. تبریک به تالش بزرگ، این است عاقبت کسانی که در امانت خیانت می کنند و از خدا نمی ترسند!

شرح: این پیامک فارسی اگر چه خود گویا ست و نیاز به ترجمه ندارد، و لی بار معنایی بالایی دارد که حاکی از شکست بزرگی ست که محمدیاری از مردم خورد و تا روز قیامت در تاریخ تالش ثبت شده و یادگار خواهد ماند. و البته اشاره به خیانت محمدیاری در امانت مردم که نشان از خدا نترسی او از دیدگاه سازنده این پیامک است، جای حرف بسیار دارد.

8 ـ چوکاشون هَردَه محمود بِه ، صَنَت شون بَردَه محمود به ، تالش شون چَردَه محمود بِه ، محمود بِه  برام بِه ـ دزدِه گرد شینَه محمود جان ، گرد ویریتینَه محمود جان ، دَرَه ویشینَه محمود جان ، محمود جان محمود بِه ، برام بِه ـ ویشَه شون هَردَه محمود بِه ، تالش دَمَردَه محمود بِه ، هوا نی سَردَه محمود بِه ، محمود بِه، برام بِه ـ ـ ـ مَمـــود مَمــــود مَمـــود ؛ ها هویااااااااااااااااااااااااااااای.

ترجمه: چوکا را خوردند محمود بیا.صنعت(صنایع چوب اسالم) را بردند محمود بیا. تالش را چریدند محمود بیا برادرم بیا. دزد ها همه رفتند محمود جان. همه فرار کردند محمود جان. به دره رفتند محمود جان. محمود جان محمود بیا برادرم بیا. جنگل را خوردند محمود بیا. تالش خاموش شد محمود بیا. هوا هم سرد است محمود بیا. محمود بیا برادرم بیا. محمود محمود محمود؛ های هویاااااااااااااااااااای

شرح: این پیامک هم در اصل شکل تغییر داده شده و اصلاح شده پیامکی ست که در بالا آورده شد( شماره 2). با این تفاوت که در انتها سازنده پیامک با زرنگی تمام و فقط برای تأکید به حاج محمود که این حرف ها و صداها واقعی اند و او باید آن ها را بشنود و فکری برای شان بکند و از طرفی هم برای این که به زیبایی و اصیل بودن پیامک خود تأکید نماید ، یک خلِه xəle  تالشی بدان افزوده است. همان طور که می دانید « خلِه » صوتی ست که با آهی خاص از نهاد خلِه کننده برمی خیزد و بیرون داده می شود.

  سلام به آزادی تو و ماهنامت. این آزادی بر تو و ماهنامه تالش مبارک. دوستت دارم آقا.

شرح: این پیامک  توسط یکی از خوانندگان ماهنامه تالش برایم ارسال شده است. او پیروز شدن محمود شکری را به آزادی من از بند نداشتن نشریه تالش و عدم انتشار آن و آزادی ماهنامه تالش از قید و بند توقیف تعبیر نموده است. به نظر می رسد فرستنده این پیامک به نوعی به توقیف ماهنامه تالش و گرفتاری های پیش آمده برای من توسط بهمن محمدیاری و تیم مدیریتی اش در شهرستان اشاره نموده است که رفتن او از سطح مدیریت شهرستان به معنای رها شدن من و ماهنامه تالش از آن بندهاست !!!

10ـ بله یاران،آزادی غرور انگیز است و نشاط آور. این نشاط و شادی هدیه به سرافرازان تالش. تالش یک بار آزاد شد. یکبار هم آزادی«تالش» را از تاریخ طلبکاریم. یا شماره 55 یا سری جدید؛ شماره 1 « تالش آزاد»

شرح: این هم پیامک یکی از خوانندگان ماهنامه تالش بود. آزادی تالش و نشاط و غرور حاصل از آن را یادآوری می نماید و آزاد شدن « ماهنامه تالش » را طلب خود و مردم بیان نموده است. و در انتها یادآوری می نماید که یا باید شماره 55 ماهنامه تالش را به عنوان طلب خود و مردم دریافت نماید و یا شماره اول از نشریه ای با نام تالش آزاد !

11ـ طبق شنیده های تأیید نشده ، از آن جا که حاجی بودن آقای محمود شکری توسط شورای نگهبان احراز نشده،لذا آرای نفر سوم انتخابات تالش باطل و نفر چهارم با نفر اول رقابت خواهند کرد.

شرح: با عنایت به اتفاقات جالب انتخاباتی که در این دوره در انتخابات حوزه تالش ، رضوانشهر و ماسال و شاندرمن افتاد و بعد از برگزاری مرحله اول سرنوشت این حوزه به عنوان آخرین حوزه از طرف شورای نگهبان و رسانه ها اعلام شد و تغییرات انجام گرفته برای نخستین بار بود که در انتخابات تالش صورت می گرفت، سازنده این پیامک که مربوط به بعد از برگزاری مرحله دوم و یا روزهای قبل از برگزاری مرحله دوم است، به طنز اشاره به گیرهای کوچک شورای نگهبان و ... به برخی مسائل دارد. و در واقع این پیامک به قصد شوخی با مدرک تحصیلی رادمهر که نخست تأیید و بعد رد شد، اشاره دارد. چیزی که مثل حاجی بودن محمود شکری تأیید شده بود و ممکن بود هر آن تکذیبش کرد !! و در نهایت این که این پیامک یعنی نگرانی مردم منطقه برای آرایی که به حاج محمود داده بودند و هر آن تا  تأیید نهایی شدنش توسط شورای نگهبان ممکن بود برایش از طرف شورای نگهبان یا نهادهای دیگر و یا حتی بهمن محمدیاری اشکال تراشی هایی بشود. گرچه به شوخی به حاجی بودن حاج محمود شکری در این پیامک اشاره شده است، ولی در پشت این پیامک حرف ها مربوط به چیزهای دیگری ست که گفته شد.

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ] [ 0:8 ] [ شهرام آزموده ]

خلِه  x,le

خلِه x,le در زبان تالشی اصطلاحاً بانگی است که معمولاً با صدای بلند از زبان انسان خارج می شود.

1ـ خلِه کَردِه x,le karde یعنی صدا زدن.

2ـ خلِه ویچاکنستِه x,le vichak,n,ste یعنی سردادن بانگ خلِه. بخش دوم این مصدر یعنی ویچاکنسته یعنی از بالا به پایین شکستن چیزی(مثلاً شاخه ی درخت) اما در این جا یعنی بانگی را با صدای بلند آغاز کردن و با صدای آرام به اتمام رساندن.چون خله کننده با صدای بلند آغاز می کند و در انتها به آهستگی تمام می کند.

در بین تالشان مرسوم است که وقتی کسی بخواهد در کوهستان کسی دیگر را که دور تر از اوست صدا بزند برایش خلِه می کند. یعنی با صدای بلند او را صدا می زند. و بعد از شنیدن جوابش آن دو با صدای بلند و از راه دور همدیگر را مخاطب قرار داده و با هم حرف می زنند. اما گاهی هم هست که بی آن که قصد داشته باشیم کسی را صدا بزنیم یا با حرف بزنیم  با صدایی بلند اندوه درون خویش را تخلیه می کنیم. این اندوه ممکن است بر اثر دلتنگی ایجاد شده باشد. یا صدای زیبای نی و موسیقی  و خواننده ای ما را تحت تاثیر قرار داده باشد و به وسیله آن بخواهیم حس خود را بیان کرده و خود  تخلیه کنیم. معمولا وقتی کسی تالشی می خواند،دیگران تحت تاثیر صدای زیبای او خلِه  می کنند. یعنی کار « خلِه ویچاکنستِه »  را انجام می دهند. زیاد اتفاق می افتد که تالشان در کوهستان و یا در جنگل تحت تاثیر شرایط محیطی و به یاد گذشته ها و .... خله می کنند.

در خله معمولاَ چنین می گویند:

هااا اییا بِه،هاااااا اییا بِه؛ هاااا هویاااااااااااااااااااااایِ.( اسالمی)

اَمَه را بومنَه ی ،اَمَه را بومنَه ی، اَمَه را بومنََـهَ؛اَمَه را بومنَه ی، هاااا هویااااااااااااااااایِ( ماسالی)

جان براااا، جان؛ هااا هویاااااااای(اسالمی)

هَ چَّه بِه یای،هااای،هاااای،هااای، هَه اویاااااااااااااااایِ،هَی هَی هَی، هَه اویاااااااای.( تولارودی)

همه این صداها ها با آهنگی خاص و تاثیر گذار سرداده می شوند. فرد خلِه ویرَچاکن بعد از سر دادن خلِه تخلیه درونی می شود و ارام می گیرد.

معمولاً کسی که می خواهد خلِه بکند دست راست خودش را روی گوش راست خود قرار داده و خله را سر می دهد.

نمونه ای از خلِه  شاندرمنی را در زیر می توانید بشنوید.

http://uplod.ir/fj1jfz59aga3/x_le_-_taleshi_shandermani.amr.htm

 

[ شنبه بیستم خرداد 1391 ] [ 0:50 ] [ شهرام آزموده ]

 

نا  روخون

Nā ruxun

 

نا که به صورت رسمی  ناو nāv نوشته می شود، منطقه ای در بخش اسالم شهرستان تالش است. این منطقه محل زندگی ناج ( nāj ) ها یعنی ناوی هاست. ناوی ها  از صاف و صادق ترین آدم های این روزگارند. مردان و زنانی با سنت های زیبا و فرهنگ و ادبی خاص و منحصر به خودشان که آنان را به سرچشمه زلالی و خلوص نزدیک می کند. ناوی ها حدود نیمی از اهالی اسالم را تشکیل می دهند.  امروزه دهستان خرجگیل xarjagil  ( ای کاش نامش را دهستان ناو نهاده بودند) که یکی از دهستان های موجود در بخش اسالم است،اصلی ترین محل زندگی ناوی ها است؛اگرچه کم نیستند ناوی هایی که در شهر اسالم و دیگر روستاهای بخش  اسالم و دیگر شهرها و روستاهای تالش و گیلان و ایران ساکن اند.

اهالی این منطقه از نظر قومیتی جزوی از قوم تالش و ایل اسالم محسوب می شوند. صددرصد شان سنی مذهب و شافعی اند. پای بند به اصول دینی ، مذهبی ، قومی ، ملی و منطقه ای می باشند. رسوم خاص خود را دارند و زبان شان تالشی است و جزو تالشی مرکزی محسوب می شود و به لهجه ناجی  nāji (یعنی ناوی )معروف می باشد.

از مقدمه بالا که بگذریم ،لازم است به اطلاع برسانم که مانند همه نقاط دیگر تالش اهالی این منطقه از گذشته های دور تا اینک برای رفت و آمد از ییلاق به قشلاق و جلگه و بالعکس از راه های مخصوصی به نام   روخون ruxun  استفاده می کردند. روخون این اهالی به  « نا روخون  nā ruxun » یعنی روخون ناو معروف است. در سال های 73ـ72 که در ییلاق ناو پایین اولین سال آموزگاری ام را می گذراندم بخشی از این روخون را بارها با پای پیاده و در روزهای سرد و برفی زمستان پیموده بودم. از آن زمان تا حال گذرم به این روخون نیفتاده بود. اگر چه پیش از آن سال ها و پس از آن با استفاده از وسایل نقلیه مختلف (از موتور سیکلت گرفته تا وانت) به آبادی های  مختلف این منطقه رفته بودم،ولی همیشه دوست داشتم باری دیگر روخون آن جا را بپیمایم. چرا که طی کردن این مسیر هم جنگل پیمایی و کوهپیمایی ست،هم طبیعت گردی ست و .... لذا تا از عزیزی شنیدم جمعی از اهالی روستای خرجگیل قصد پیمودن روخون منطقه شان را دارند و از طرف او  دعوت به همراهی با جمع شدم  با آغوشی باز پذیرفتم و برای همراهی با آنان اعلام آمادگی کردم. البته اظهار لطف برخی دیگر  از آن دوستان هم سبب شد تا تصمیمم قطعی تر شود.

روز یکشنبه 14/3/1391 روزی بود که قرار شد به « نا  روخون    ruxun» برویم. با اتومبیل تا روستای لاکَه تاشون lākatāšun  ( که به اشتباه لاکَه تراشان lākatarašān  نوشته می شود) رفتیم. ساعت حدود نه  بود که به راه افتادیم. بیش از سی نفر بودیم. در این جمع از  دانش آموز و دانشجو و کارمند و راننده گرفته تا بیکار و بازاری و چند نفر از مسئولین اداری و ... حضور داشتند. کم سن و سال ترین فرد جمع نوجوان شانزده ـ هفده ساله  و پیر ترین افراد جمع بالای 60 سال سن داشتند.

آواز پرندگان گوناگون و خصوصاً بلبل و فاخته  تمام خستگی های راه را از تن می زدود. صدای شُرشُر آب جویبارها و موسیقی پرطنین و غرور آفرین و لذت بخش رودخانه ناورود ( اهالی به زبان تالشی آن را نواَرو nuwaru می گویند )سختی های راه را برایمان آسان می کرد. در طول مسیر مسن ترین افراد جمع خاطراتی از گذشتگان بیان می کردند و محل های پر خطر را به همراه بیان خاطرات گوشزد می کردند. از سقوط اسب ها و افراد و کشته  و مجروح شدن برخی از اهالی در طول این مسیر در طی سالیان و دهه های گذشته سخن ها به میان آورده شد. نکته جالب تر این که آقای امیر شکرگزار ناوی هنرمند فیلمساز و بازیگر اهل ذوق تالش  به خاطر تکمیل یکی از کارهایش که مرتبط با این مسیر بود، برخی صحنه ها را فیلم برداری می کرد و حتی برخی جاها را مستند سازی هم می نمود. از جمله آن ها سه نقطه بود که در زیر می آید.

گوش کَرَ س guš kara sə  : (یعنی سنگ منسوب به آنانی که گوش شان کر شده است یا سنگی که کری گوش را درمان می کند.) صخره ای به ارتفاع  حدود ده متر است که بر رویش درختان و درختچه های زیادی روییده است. این سنگ در کنار راه و محل گذر افراد و در واقع موازی با آن قرار دارد. در دو سویش  هم سوراخی وجود دارد. البته این سوراخ ها به هم مرتبط نیستند. در گذشته ها بزرگ ترها برای این که در طول مسیر سر به سر بچه ها بگذارند و کمی با آنان شوخی کنند و یا توجه شان را از خستگی بدن شان دور کنند، وقتی به این سنگ می رسیدند به آنان می گفتند که اگر گوش تان گرفته شده ( بر اثر تغییر ارتفاع و فشار هوا ) گوش تان را در این سوراخ (سوراخی که به طرف جلگه قرار دارد یا بالعکس) بگذارید تا ما از آن طرف سوراخ شما را صدا بزنیم. آن قدر باید گوش بدهید تا صدای ما به شما برسد. یکی از بزرگ ترهای جمع در سوراخ بعدی  او را با صدایی کمی بلند تر از حرف زدن صدا می کرد. کودک یا نوجوان مورد نظر هم که از همه چیز بی خبر بود،گوش به سوراخ دقایقی را منتظر می ماند و گوش می سپرد. وقتی که نا امید می شد سر بر می داشت تا بگوید که صدا نرسید، و ناگاه می دید که هیچ کس در اطرافش نیست و همه رفته اند. چرا که بزرگ تر ها را هدف این بود که او را بیازمایند که در چنین اوضاع و احوالی چه خواهد کرد. برخی از این نوجوانان  هراسان و از روی ترس جیغ و فریاد می زدند و اهل خانواده را صدا می زدند. برخی ها می خندیدند و راه را ادامه می دادند و می دویدند تا به بقیه برسند و .... و چون مسیر پرتردد بود، افرادی که از دیگر سو می آمدند به آن فرد تنها مانده می گفت که قضیه از چه قرار است و باید چه کند و... و آن گاه راهنمایی اش می کرد که به سوی همقطارانش بدود و خود را به آن ها برساند.

قَدقَدَ س qad qada sə  : (سنگ قد) سنگی که با آن قد نوجوانان و جوانان را می سنجیدند. این سنگ هم چند کیلومتری بالاتر از گوش کَرَ س قرار داشت. و از آن جا که یک سنگ و در واقع صخره رسوبی ست دارای خط های موازی متعددی ست که هرکس در کنارش قرار گیرد به نوعی قدش به یکی از آن خط ها می رسد. گذشتگان به شوخی کودکان و نوجوانان را با این بهانه و شوخی  که آیا قدش بزرگ شده و یا به نسبت سال های قبل ،  یا در مقایسه با دیگر هم سن و سالان همراه تا چه حدی قدش رشد کرده است، نوجوانان و کودکان را به کنار قَدقَدَ س  می کشاندند. سپس او را پشت به سنگ و روبه روی همقطاران و چسبیده به سنگ سرپا نگه می داشتند و به بهانه اندازه گیری قد او شوخی وار و به ناگاه سرش را آهسته  به سنگ می کوبیدند.تا کمی دردش بیاید و با هم بخندند. البته این کار و شوخی کنار گوش کَرَ س چون از روی شوخی بود و قصد تحقیر فرد نبود و سبب انبساط خاطر همه افراد حتی همان نوجوان هم می شد،هیچ گاه سبب ناراحتی کسی نمی شد. بعد از انجام این شوخی همه با هم  راه می افتادند و این شوخی ها و تجربه ها و از جمله این که  نباید هر کاری را به سادگی و بی تفکر پذیرفت، از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شد. گهگاه هم اتفاق می افتاد که به یکی به شوخی می گفتند که بیا قدت را اندازه بگیریم تا ببینیم اصلاً آیا قدت تا آن جا رسیده که  بتوانی زن بگیری یا نه. و این گونه بود که آن نوجوان از همه جا بی خبر را تطمیع و تحریک به اندازه گیری قد می کردند.

لنگِه لنگِه س lənge lənge sə   : ( سنگ لِی لِی) این سنگ که در واقع گویا سه تکه هم بوده در کنار راه روخون و چند صد متری بالاتر از جایی به نام کالینگِه kālinge   امروزی قرار داشت. اینک سنگ های فوق به خاطر انجام کارهای مربوط به راه خاکی موجود در منطقه به درون رودخانه افتاده اند و آنان که از گذشته آن را می شناختند،می دانند که کدام سنگ ها هستند.

قضیه این سنگ هم  از این قرار بود که چون افراد در گذشته بعد ازساعت ها پیمودن راه  و طی  فراز و فرود های زیادی  به کنار این سنگ می رسیدند، برای این که قدرت بدنی شان را به رخ همراهان بکشند با هم قرار می گذاشتند که  با یک پا و لِی لِی کُنان پله های سنگ لنگِه لنگِه س  را بپیماید. تا اثبات نماید که هنوز قوی اند و قدرت بدنی شان بالاست. و این کار سبب می شد تا مردان و زنان از هر سنی قدرت و توان خود را به رخ دیگران بکشند و در واقع نوعی تمرین و ممارست برای روزهای سخت زندگی بود. و البته شکی نیست که چون ایرانی ها و از جمله تالش ها انسان هایی بوده اند که شادی را بیش از غم دوست داشته اند، همه این کارها با این منظور انجام می شد که انبساط خاطری فراهم آید و سفر و همراهی شان با هم به همه خوش بگذرد.

ما در آن روز برای به جای آوردن این تفریح و در واقع سنت قدیمی ، در پایین دست ، یعنی در جایی به نام پَشَلی دوکون pašali dukun  (دکان پَشَلی ؛ دکان مرحوم پاشاعلی ) سنگی را انتخاب کردیم که شبیه سنگ های قدیمی لنگِه لنگِه س  بود و آن سنت قدیمی را به جا آوردیم.

حدود ساعت دوازده بود که پَشَلی دوکون رسیدیم. اندکی استراحت و خوردن کمی آذوقه به عنوان میان وعده و یا در واقع صبحانه به سوی بالادست به راه افتادیم. بعد به آبادی وَزَنَسَه vazanasa و سپس  دَیابن dayābən  (دَریابن daryā bən ) رسیدیم. این آبادی از دو بخش پایین و بالا تشکیل شده است. البته پایین دست تر از آن  وَزَنَسَه vazana sa  یا وَزَنَسَر  vazana sar  یعنی بالای آبشار قرار دارد. این نام هم به خاطر آبشار کوچکی ست که در آن جا وجود دارد و اینک به خاطر سیلاب های زیاد اندکی زیبایی و ارتفاع گذشته اش را از دست داده است. دَیابن یا دریابن هم جایی ست که می گویند در قرن های گذشته به خاطر ریزش یکی از کوه های اطراف جلوی رودخانه ناورود گرفته شده و این نقطه به صورت دریاچه ای درآمده است و...

بعد از آن جا به کالینگِه kālinge   و سَولَسِه savlase   رسیدیم. کالینگِه جایی ست که یک سه راهی در آن وجود دارد و خود در کنار ناورود قرار دارد. پل چوبی زیبایی هم در آن جا وجود دارد.یک راه از سه راه به طرف دَریابن  daryā bən  و اولَسَوونی oulasavuni   وَزَنَسَه vazanasa  و در نهایت به طرف جلگه می آید. یک راه هم راه ماشین رو و جاده عبوری عمومی ست که به طرف جلگه  و یا کوه های دیگر اسالم همچون اسبَوونی و ... می رود. راه سوم هم به طرف دیگر ییلاقات بالادست منطقه ناو همچون کِرِ kere  ( کییارِه kiyāre ) و تَکَرَوونی takaravuni   و نا   و ... می رود. در کالینگه دو مغازه کوچک که هم خواربار فروشی ست و هم چایخانه ، وجود دارد. بعد از آن جا وقتی به طرف بالادست به راه می افتی به سَولَسِه می رسی. بین سَولَسِه بالا و پایین  و در سمت چپ جاده، جایی که اینک یک استخر پرورش ماهی قزل آلا در آن جا راه اندازی کرده اند، رودخانه ای کوچک تر از ناورود و از طرف جنگل های معروف کَلِکَلِه kalekale  (که روزگاری لقب بزرگ ترین پارک وحش خاورمیانه را داشت) به شاخه اصلی ناورود می پیوندد. کمی بالاتر از استخر پرورش ماهی  آبشاری زیبا وجود دارد که هزاران سال است همچان فرو می ریزد و موسیقی دلنوازش را می نوازد. ارتفاع این آبشار و یا به قول ما تالش ها وَزَن  vazan  بیش از بیست و پنج متر است. از روی صخره بلندی به زمین می ریزد. این آبشار در بین اهالی منطقه دارای چند نام است. از جمله : کَلِکَلِه وَزَن kalekale vazan (آبشار کَلِکَلِه)، سَولَسِه وَزَن  savlase vazan (آبشار سَولَسِه) و ...

انتهای مسیر کوه پیمایی آن روز ما در روخون ناو و در ییلاقات اسالم این آبشار زیبا بود که دقایقی را به تماشای زیبایی و ابهتش نشستیم. آن گاه به کالینگِه برگشتیم و چون قرار بود وانت نیسانی که تعدادی از دوستان مان را صبح هنگام تا لاکَه تاشون آورده بود، دنبال مان بیاید و دیگر مسیر برگشت را پیاده نیاییم ( که البته من دوست داشتم برگشت را هم پیاده روی کنیم)، بنا به دلایلی تأخیرش سبب شد تا در یکی از مغازه های کالینگه چای نوشیدیم و بعد  چندین کیلومتر از مسیر جاده خاکی ناو را پای پیاده طی کردیم. و وقتی وانت نیسان به ما رسید، سوارش شدیم و به سوی سیفَه خالَه  sifa xāla به راه افتادیم. سیفَه خالَه جایی ست که جاده ناو از مسیر اصلی اسالم به خلخال و از سمت راست جاده جدا می شود و به سوی ییلاقات ناو می رود. در مسیر و در جایی به نام زلمَشی دَرَه zəlmaši dara  یک استخر پرورش ماهی دایر کرده اند. به سیفَه خالَه و در نهایت پس از دقایقی به لاکَه تاشون رسیدیم و آن گاه هر کس سوار بر وسیله نقلیه خود به سوی خانه های مان به راه افتادیم. لازم به ذکر است که اگر چه جاده ناو خاکی ست ولی با برخی از ماشین های سواری هم می شود با کمی احتیاط مسیر را پیمود و از آن جا دیدن نمود. ولی اتومبیل های باری و مسافری منطقه در اصل وانت نیسان هایی هستند که شغل اصلی رانندگان شان رفت و آمد در آن مسیر  و بردن بار و مسافر در آن جاست.

زیبایی جنگل های منطقه و آبادی موجود در مسیر قابل وصف نیست. درختان زیبا و قد بلند راش و و بلوط زیبایی های جنگل ان جا را صد چندان کرده است. وجود درختان توسکای ییلاقی هم در سَولَسِه قابل ذکر است.

 در طول این مسیر آن چه که برایم بسیار جالب و تعجب آور بود، حضور جنگل پیمایان ، کوه پیمایان ، کوهنوردان ، علاقمندان به طبیعت و مسافران زیادی بود که از شیراز ، اصفهان ، قم ، کردستان ، لرستان ، زنجان ، خلخال و تهران و ... بدان جا امده بودند و در آن مسیر دیدیم که یا در حال پیاده روی بودند و گروه های زیادی متشکل از زنان و مردان جوان و پیر و میانسال و کهنسال را تشکیل می دادند، و یا خانواده ها و گروه های مردانه ای که در کنار چشمه ها و رودخانه ناورود و ... چادر زده و شب مانی کرده بود و ... و البته نکته جالب دیگر حضور جمعی از جوانان و میانسالان  خلخالی بود که به خاطر یادآوری خاطرات گذشتگان شان که هزاران بار این مسیر را طی کرده بودند، روخون را می پیمودند. البته این نکته تأسف آور هم لازم به یادآوری ست که در غفلت مسئولین ورزشی شهرستان تالش مسئولین و دست اندرکاران امور ورزشی شهرستان خلخال مسیر پیاده روی خلخال به اسالم که در اصل همان نا روخون  nā ruxun است را در اینترنت و در جاهای دیگر به نام خلخال ثبت کرده اند و این امر سبب می شود که گروه های علاقمند به جنگل پیمایی و کوه پیمایی و ... به خلخال مراجعه می کنند و سپس با پرداخت هزینه هایی به اهالی آن جا و یا راهنمایان اداری به چرخه اقتصادی آن شهرستان کمک می کنند و بیلان کاری خود را بالا می برند. در حالی که مسئولین تالش هنوز هم می توانند در این باره فکری بیندیشند و طرحی نو دراندازه اند که گفته اند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

 

 تجمع همراهان در کنار سنگ  گوش کَرَ س و ادای توضیحات توسط بزرگان جمع

 به صورت نمادین یکی از نوجوانان در گوش کَرَ س منتظر شنیدن صداهاست

 و یکی از همراهان در گوشه ای دیگر از گوش کَرَ س آن نوجوان را صدا می زند. این کار جهت تجدید خاطرات گذشته انجام شد

این هم قَدقَدَ س که یکی از همراهان برای بقیه چگونگی ماجرای اندازه گیری قد بچه ها و نواجوانان را شرح می دهد

 گذر از گذرگاه های تنگ و باریک و از جمله این گذرگاه

 جای گذر اسب ها بر روی سنگ  

و این دوست هم به هنگام استراحت مان زحمت دم گذاشتن چای را کشید.

دقایقی استراحت و صرف چای و...در کنار پَشَلی دوکون و در زیر درختان گردو و کنار چشمه ای با آبی زلال

خانه ای در روستای دَیابن

نمایی از ناورود و امکانات هواشناسی و آب سنجی آن جا که در کالینگِه قرار دارد

پل چوبی روی ناورود واقع در سه راه کالینگِه

یکی از دکان های موجود در کالینگِه با نام کافه شایان

لِی لِی بر روی لنگِه لنگِه س

یکی از دکان های قدیمی موجود در روخون که در دَیابن قرار دارد.

این جا در واقع کاروانسرا و چایخانه و ...بود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:21  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

زبان تالشی

زبان تالشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو


تالش
tolışə zıvon
толышә зывон
تالشی زَوُن
سخن‌گویان ایران, جمهوری آذربایجان
منطقه غرب و جنوب غربی دریای خزر
کل سخن‌گو ۲۳۵٫۰۰۰[۱]
خانواده‌های زبانی هندواروپایی
رسم‌الخط الفبای فارسی در ایران
وضعیت رسمی
زبان رسمی در هیچکدام
تنظیم کننده فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کدهای زبان
ISO 639-1 هیچکدام
ISO 639-2
ISO 639-3 tly

تالشی نام یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است و همچنین به فردی که گویشور آن زبان باشد می‌گویند. زبان تالشی از ریشهٔ پهلوی اشکانی و هم‌ریشه با زبان‌های کرانهٔ خزر همچون گیلکی، دیلمی و مازندرانی است ولی با آن‌ها تفاوتی آشکار دارد. تات‌ها و تالشی‌ها و مازندرانی‌ها به لهجه‌هایی سخن می‌گویند که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد.[۳] زبان تالشی مشابهت با زبان‌های اوستایی و کردی دارد.[۴][۵][۶] همچنین این زبان به زبان آذری باستان نزدیک است.[۷] تالشی در بخش شمالی استان گیلان و بخشی از شهرستان نمین در استان اردبیل، ایران و استان لنکران-آستارا در جنوب جمهوری آذربایجان صحبت می‌شود.

محتویات

زبان

بررسی‌های موردی در مناطق تالش‌نشین شهرستان‌های صومعه‌سرا و فومن نشان می‌دهد که روستاهای گیلک نشین همسایه از واژگان تالشی یا نزدیک به آن که با گیلکی متفاوت است بهره می‌گیرند. حمدالله مستوفی، در مورد مردم گیلان و نزدیکی آن با زبان پهلوی نیز اشاره‌ای دارد. وی در وصف مردم تالش چنین می‌گوید: «مردمش سفید چهره‌اند بر مذهب امام شافعی، زبانشان پهلوی به جیلانی باز بسته‌است.»

در میان تالشان گونه‌گونی زبانی – به نسبت تأثیرپذیری از دیگر زبان‌ها- به شدت وجود دارد. در تالش شمالی مشخصاً پنج گویش آستارایی، لنکرانی، ماسالی و لریکی عنبرانی دیده می‌شود. در تالش جنوبی، مناطق پیرامون آستارا تا ماسال یک گویش تالشی آمیخته با ترکی رواج دارد و در مناطق ماسال تا روستاهای پیرامون صومعه سرا، فومن، ماسوله و شفت با زبان تالشی اصیل‌تری تکلم می‌شود که البته به دلیل نزدیکی به مناطق گیلک نشین از آن تأثیر گرفته و اصیل ترین گویش مربوط به منطقه تالش مرکزی یا تالشدولاب است چون مردم آن در زمانهای نزدیک زندگی همیشگی در کوه داشتندو در کمترین ارتباط با اقوام دیگر بودند. تالشان کوه‌های دیلمان و لاهیجان تفاوت گویشی فراوانی با دیگر تالشان دارند. تنها زبان موجود میان تالشان که هم‌ریشه با زبان‌های شمال غربی نیست و به محدوده زبان تالشی رخنه کرده و به شدت به تنوع آن موجب شده زبان ترکی است. این مسئله در تالش شمالی و در آستارای ایران به شدت مشاهده می‌شود.


مردم تالش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:

  1. مردم یکجانشین که در روستاها و شهرها زندگی می‌کنند و پیشه‌شان کشاورزی است و به آن‌ها «تالش» می‌گویند.
  2. باشندگان بلندی‌ها که پیشه آن‌ها دامداری است و اصطلاحاً «گالش» نامیده می‌شوند.

زبان تالشی در تالش گشتاسبی

در تالش گشتاسبی، تالشان‏ شوروی سابق در سال‌های ۳۵-۱۹۳۱ براساس حروف لاتین برای خود الفبایی وضع کردند و با استفاده از آن الفبا به زبان خود برای نخستین بار نشریه، تألیفات، آثار هنری و کتب درسی منتشر کردند و به همین خط و زبان در مدارس خود تدریس نمودند. حتی در لنکران شعبهٔ تالشی دانشگاه‏ پداگوژی (دانش آموزش و پرورش) وجود داشت. اما در سال‌های پس از ۱۹۳۵ ضمن تحولات سیاسی آن دوره، به فعالیت‌های‏ میهنی و فرهنگی تالشان نقطهٔ پایان گذاشته شد. از انتشار کتاب و نشریه به زبان تالشی جلوگیری به عمل‏ آمد. آموزش عالی و مدارس تالشی تعطیل گردید و روشنفکران تالشی را به قزاقستان و دیگر جمهوری‏‌های شرقی تبعید کردند. در سال‌های ۵۲-۱۹۴۹ ضمن سرکوب مجدد و تجزیهٔ تالشان، هزاران خانواده از آن‌ها را به مغان کوچاندند.[۸]

گالش

از دیرباز زندگی در کوهستان‌های بلند، گالش‌ها را در برابر بیماری‌های گوناگون بیمه می‌کرده‌است. راه‌های دشوارگذر و باریک که رخنه در آن دشوار بود گالشان را تنومند، چالاک و گردنکش بار آورده‌بود. از همین رو و با وجود ساختار کوچ‌نشین در برابر نیروهای پیرامون خود به ستیز برمی‌خاستند. چیرگی بر چنین مردم بی‌نیاز، دلاور و بی‌باک بسیار سخت بود.

گالشان نمی‌خواستند با جای‌گیری در جلگه‌ها به سرنوشت هم‌کیشان تالشی خود دچار شوند، از همین رو گسترش آبادی‌ها – به ویژه شهرها – تا پایان سدهٔ هجدهم در سراسر منطقهٔ تالش با کندی ویژه‌ای دنبال می‌شد؛ امری که به مهاجران – به ویژه ترکان - فرصت می‌داد تا خلأ پدیدآمده از عدم حضور آن‌ها را پر کنند. در گیلان هر جا سخن از تفنگ‌اندازی زبردستانه، کشتن جانوران بزرگ پیکر، ورزیدگی در سوارکاری و جز این‌هاست، نام گالش می‌درخشد.

جنگجویی

تالشان به دلیل برخورداری از توانایی جسمی بالا و چیره‌دستی در تیراندازی، نگهبانی بیشینه شهرهای گیلان را بر دوش داشته‌اند. میرزا احمد میرزا خداویردی در توصیف و بازنمود جنگ‌های تالشان می‌نویسد که آن‌ها خنجر به دست یاعلی گویان به دشمن هجوم می‌بردند. تالشان از رهگذر ساختار قومی ویژهٔ خود، واپسین واردکنندهٔ فناوری‌های زمان خود به ویژه جنگ‌افزار بوده‌اند. آنها تنها کسانی بودند که خارج از محدودهٔ حکومت و بدون کمک توانستند سلاح گرم بسازند. در دورهٔ شاه تهماسب نخستین گروه سیصد نفرهٔ تالشان که در سپاه صفوی خدمت می‌کردند مجهز به تفنگ شدند؛ ولی تا پایان دورهٔ دوم جنگ‌های ایران و روس کاربرد جنگ افزار سرد در جنگ با دشمنان همواره در میان آن‌ها رواج داشت.

افزون بر حضور تالشان در سپاه صفوی که در اواخر پادشاهی تهماسب یکم به پیرامون هزار تن می‌رسید امکان بسیج گستردهٔ تالشان در سراسر سامان تالش‌نشین وجود داشت.

برجسته‌ترین وظیفه و خویشکار تالشان در دورهٔ صفویان داشتن نیروهای چریکی لازم برای پاسداشت منافع شاه در کرانه‌های خزر بود. در مقابل صفویان آن‌ها را مالکان سرزمین‌های کرگانرود، آستارا، زووند، اولوف، اُجارود و ارچوان اعلام کردند. فرمانداران تالش به خاطر منافع ایلی گاه در کنار شاه و زمانی هم برای نگهداشت چیرگی یا افزایش چیرگی خویش با فرمانروایان نواحی گوناگون از جمله شیروان و گیلان به ستیز برمی‌خاستند.

پانویس

  1. Evans, Lisa (15 April 2011). "Endangered langues: the full list". The Guardian (London). http://www.joshuaproject.net/peoples.php?peo3=15220. Retrieved ۵/۰۸/۲۰۱۱.
  2. Ethnologue report for Talysh
  3. دیاکونف، ا. م. : تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز
  4. زبان تالشی و خویشاوندی آن با زبان کردی
  5. دایره المعارف بزرگ اسلامی جلد ۱۴ مدخل تالش. علی عبدلی
  6. علی عبدلی، فرهنگ تطبیقی تالشی - تاتی - آذری، تهران، ۱۳۸۰.
  7. «Talysh - Orientation». Countries and Their Cultures.
  • عبدلی، علی: واژه‌نامه دانش‌آموزی تالشی - ترکی. در: مجله «آینده». سال نوزدهم، دی تا اسفند ۱۳۷۲ - شماره ۱۰-۱۲. (از صفحه ۱۰۴۰ تا ۱۰۴۲).
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:20  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

خبر: 80225539 (2721811) تاريخ انتشار : 21/04/1391 - 23:12 یك عضو پارلمان فلسطین: مردم ایران عظمت امت اسلامی را به آنان باز خواهد گرداند كاشان- یك عضو پارلمان فلسطین گفت: مردم ایران اسلامی همواره یاور مظلومان سراسر جهان بوده و با ایستادگی بر سر آرمان های خود خواهد توانست، عظمت امت اسلام را به آنها برگرداند. 1391/04/22 - 10:07 'زهیر صندوقه' شامگاه چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری جمهوری اسلامی اظهار داشت: دشمنی ایالات متحده امریكا و برخی از همپیمانانش با ملت ایران برای جلب رضایت رژیم صهیونیستی است. جمهوری اسلامی ایران بخاطر آزادگی و ایستادگی بر سر آرمان های مقدس انسانی مورد تهاجم استكبار جهانی است. وی افزود:‌ مردم ایران اسلامی با هدایت حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب در مقابل تمام توطئه های امپریالیسم و ابرقدرت ها ایستادگی كرد و با نثار خون فرزندان خود به پیشرفت های مختلفی در تمام زمینه های علمی، سیاسی، اقتصادی و نظامی دست یافتند. وی تاكید كرد: پیشرفت های صنعتی و علمی كشوری مسلمان و مقتدر مانند ایران به ذائقه ابرقدرت های تمامیت خواهی همچون آمریكا و برخی از دولت های اروپایی خوش نیامده و پیوسته بر سر راه ملت ایران مانع تراشی می كنند. این نماینده فلسطینی تصریح كرد:‌ اما مردم ایران اسلامی با تبعیت از رهبر فرزانه انقلاب و همدلی و تلاش قله های افتخار را یكی پس از دیگری با موفقیت را طی كردند. صندوقه تصریح كرد: همه مردم جهان از جمهوری اسلامی ایران اقتدار و آزادگی امام خمینی(ره) و همت جوانان سختكوش آن را به یاد دارند و آن را به عنوان الگویی موفق از حكومتی اسلامی می شناسند. 16 عضو از میهمانان شركت كننده در نشست كمیته دائمی امور اجتماعی و فرهنگی مجمع مجالس آسیایی، از كشورهای سوریه، لبنان، عراق، افغانستان، پاكستان، فلسطین، سریلانكا، مالدیو، كامبوج پس از این اجلاس و بازدید از شهر تاریخی اصفهان از خانه های تاریخی و باغ فین كاشان دیدن كردند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:10  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

وزارت كشور اعلام كرد: صرف میلیارد ها تومان برای درمان افغانی ها /تحصیل 280 هزار دانش آموز افغان در ایران تهران - مدیر كل امور اتباع خارجی وزارت كشور در باره خدمات ارایه شده به اتباع افغانستان در ایران گفت: هم اكنون میلیارد ها تومان برای درمان اتباع این كشور كه مبتلا به بیماری های صعب العلاج هستند هزینه می شود و بیش از 280 هزار دانش آموز افغان نیز در ایران تحصیل می كنند. 1391/04/22 - 17:07 ' محمد تهوری' روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا با بیان اینكه خود افغانی های حاضر در ایران بهتر می توانند در باره خدمات جمهوری اسلامی ایران به آنان قضاوت كنند، افزود: طبق آمارهای مربوط، میانگین میزان تحصیل اتباع افغان از هفت درصد در سال 67 به 70 درصد در سال های اخیر افزایش یافته است. ****‌ 280 هزار دانش آموز افغانستانی در ایران در حال تحصیل هستند به گفته این مقام مسوول در وزارت كشور هم اكنون 280 هزار دانش آموز افغانستانی در سطوح مختلف در ایران در حال تحصیل هستند و كسانیكه دست اندركار هستند می دانند كه این تعداد دانش آموز به چه میزان فضا ، امكانات و نیروهای انسانی در بخش آموزشی نیاز دارند. تهوری افزود: طبق آمارهای موجود تحصیل این تعداد دانش آموز افغان در كشور به بیش از یك هزار و 400 واحد آموزشی نیازدارد و این در حالی است كه در 30 سال گذشته سازمان های بین المللی با تامین زمین از سوی ایران فقط هزینه ساخت 15 واحد آموزشی را پرداخت كرده اند. *** 14 هزار دانشجوی افغانستانی از دانشگاههای ایران فارغ التحصیل شده اند مدیر كل امور اتباع خارجی وزارت كشور با بیان اینكه در سال گذشته حدود سه هزار و 665 دانشجوی افغان در سطوح مختلف وارد دانشگاه های ایران شده اند گفت: تاكنون بیش از 14 هزار دانشجوی افغان از دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران فارغ التحصیل شده اند. این مقام مسوول در وزارت كشور افزود: بسیاری از خدماتی كه به اتباع افغان در 30 سال گذشته ارایه شده قابل قیاس با كشورهای دیگر نیست و این افراد در 30 سال گذشته از تمام خدمات عمومی دولت به مردم ایران، بهره مند بوده اند. اجتمام**9140**
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:9  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

دیوان عالی پاكستان خواستار پیگیری پرونده پولشویی رییس جمهوری شد

اسلام آباد – دیوان عالی پاكستان امروز پنجشنبه به 'راجا پرویز اشرف' نخست وزیر این كشور ابلاغ كرد، برای ارسال نامه به مقامات سوییس به منظور بازگشایی پرونده ھای پولشویی آصف علی زرداری رییس جمھور پاكستان اقدام كند.

1391/04/22 - 01:14

قوه قضاییه پاكستان ماه گذشته صلاحیت سید 'یوسف رضا گیلانی' را از نخست وزیری به دلیل نپذیرفتن حكم دادگاه برای بازگشایی پرونده مالی رییس جمھوری رد كرد و او را از نمایندگی در پارلمان ملی محروم ساخت.

گزارش ایرنا به نقل از رسانه های پاكستان حاكی است, پرویز اشرف به عنوان نخست وزیر از سوی قضات دیوان عالی موظف شد تا 25 ژوئیه ﴿چھارم مرداد﴾ پاسخ خود را در خصوص بازگشایی پرونده ھای پولشویی آصف علی زرداری ارائه دھد.

پیش از این دیوان عالی 12 ژوئیه ﴿22 تیر﴾ را به عنوان بررسی پاسخ نخست وزیر كه آیا وی حاضر به ارسال نامه به مقامات سوئیس برای بازگشایی پرونده علیه زرداری است مشخص كرده بود.

دیوان عالی امروز از سخنان دادستان كل كه اعلام كرده بود قادر به فراھم كردن پاسخ نخست وزیر برای ارسال نامه به مقامات سوییس نیست، ابراز نارضایتی كرد.

'عرفان قادر' دادستان كل گفته است كه دولت موضوع ارسال نامه به مقامات سوئیس را برای مشورت ھای قانونی به وزارت دادگستری محول كرد و این وزارتخانه پس از بررسی پرونده و ارسال آن به كابینه , دولت در باره آن تصمیم گیری خواھد كرد.

با این وجود كمیته پنج نفری قضات دیوان عالی این سخنان دادستان كل را رد كرد و دستور داد پاسخ كامل در خصوص این پرونده باید تا چھارم مرداد به دادگاه ارائه شود.

قضات دیوان عالی ھشدار دادند , در صورتی كه گزارش در این خصوص تهیه نشود، دادگاه اقدام لازم را اتخاذ خواھد كرد و نخست وزیر باید برای بازگشایی پرونده ھای مالی زرداری درخواست پیگیری از سوییس كند.

كارشناسان حقوقی می گویند: دستور جدید دادگاه , نخست وزیر را تحت فشار و در موقعیت دشواری قرار داده به نحوی كه وی ھیچ راه دیگری به جز پذیرش حكم دیوان عالی پاكستان ندارد.

'سعید الزمان صدیقی' قاضی ارشد و رییس سابق دیوان عالی پاكستان معتقد است: پرویز اشرف ممكن است به سرنوشت گیلانی نخست وزیر سابق دچار شود، در حقیقت حكم دادگاه روشن و نخست وزیر باید از آن پیروی كند.

وی تاكید كرد: پرویز اشرف ھیچ چاره ای به جز اجرای دستور دادگاه و موارد عنوان شده از سوی قضات دیوان عالی ندارد، پیروی از احكام دادگاه در جھت منافع كشور و احترام به فرامین دادگاه است.

به نقل از رسانه های محلی , حكم كنونی دیوان عالی پاكستان بار دیگر نشان دھنده وجود بیش از 30 ماه تنش بین دولت و قوه قضاییه این كشور است كه این روند تا ھفته ھای آینده و ماههای آخر كاری دولت تا سال 2013 ادامه خواھد داشت.

اختلافات عمیق بین دولت و قوه قضاییه پاكستان زمانی عیان شد كه دیوان عالی این كشور در دسامبر سال 2009 قانون مصوب دوره پرویز مشرف رییس جمھوری وقت معروف به 'فرمان آشتی ملی' (ان آر او ) كه موجب عفو عمومی آصف علی زرداری رییس جمھوری، بی نظیر بوتو نخست وزیر پیشین و حدود هشت ھزار نفر از سیاستمداران این كشور مرتبط به فساد مالی را باطل اعلام كرد.

گیلانی نخست وزیر سابق پاكستان با خودداری از اجرای حكم دادگاه معتقد بود كه زرداری در داخل و خارج كشور از مصونیت سیاسی برخوردار است.

از سوی دیگر تنش بین دولت و قوه قضاییه زمانی به اوج خود رسید كه دادگاه ماه گذشته گیلانی را در امتناع از اجرای فرامین دیوان عالی رد صلاحیت كرد.

آساق ** 1095**2047**

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:9  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

یادداشت های جزیره
ابوموسی- جنوبی ترین نقطه ایران به نمایندگی از سوی 75میلیون ایرانی، امروز، تاریخ سرافراز ایران اسلامی را در آب های نیلگون خلیج فارس به رخ جهانیان می كشد.
       مناسبت هاي خبري > 
از غربت ابوموسی تا قربت ابوموسی
كرج - غروب خورشید، بازتاب نور طلایی رنگ بر وسعت بیكران كف دریا، تكرار موجهای آرام سرشار از ترنم، عظمت خیره كننده دریا، مرجانهای زیبا و حركت ماهیهای رنگارنگ در زلال آب، سكوت لبریز از آرامش و فضایی رویایی، اما نه اینها فقط اندك نشانه هایی از جزیره ابوموسی خودمان است.
1391/04/06 - 14:21
حضور بازیگران به معرفی هرچه بیشتر ظرفیت های ابوموسی كمك می كند
بندرعباس- چند بازیگر سینمای ایران گفتند: حضور هنرمندان و بازیگران درجزیره ابوموسی،توجه را به این منطقه معطوف كرده و به شناساندن هرچه بیشتر پتانسیل های آن كمك می كند.
1391/04/05 - 12:30
فیلمسازی در جزیره ابوموسی مورد حمایت ویژه قرار می‌گیرد
ابوموسی- رییس سازمان امور سینمایی گفت: چنانچه فیلمسازان جزیره ابوموسی و مناطقی مانند آن را برای محل فیلمسازی انتخاب كنند، این امر در برآورد هزینه های آنان لحاظ خواهد شد.
1391/04/05 - 10:18
گلبوسه آخر
ابوموسی- دیرگاه است،عاجزانه می خواهم با بضاعت اندكم در باره مقام رفیع تو چیزكی بنویسم اما ساعتهاست با خود كلنجار می روم تا شاید بتوانم- ای- حق مطلب را آنطوریكه تو لایقی و آنطوركه من شائقم، ادا كنم اما مگر زور محك قلمم به سنجش عیار زیور منزلت تو در پیكره مام میهن می رسد،چون هرجور هم كه حرفم را شروع می كنم، ته دلم راضی نیست و باز اول خطم.
1391/03/31 - 08:43
بوسه گاه آبی
ابوموسی-اینجا میعادگاه آمیزه شعر و شعور، تپشگاه قلب تمدن بشر، گذرگاه ملتقای شرف و شهادت، بارگاه لاجوردی راست قامتی یك ملت، گرمگاه جوشش داغترین آب زمین، گلوگاه بقا و فنای دنیا و... شاخاب ازلی و ابدی پارس است.
1391/03/30 - 10:53
دلتنگی های جزیره مرجانی
ابوموسی - صدای تیك تاك نفسهایم را دارم می شنوم، جز نك و ناله موجهای كوتاه، دریا انگار خواب است، برخلاف ماه كه با قرص كامل بزك كرده رخسارش، سروقت سر كارش حاضر شده؛ اما او هم انگار رنگ به چهره ندارد تا ساحل تیره و تار جزیره را روشن كند.
1391/03/27 - 10:13
ابوموسی، تجسم تاریخ سرافراز ایران در خلیج فارس
ابوموسی- جنوبی ترین نقطه ایران به نمایندگی از سوی 75میلیون ایرانی، امروز، تاریخ سرافراز ایران اسلامی را در آب های نیلگون خلیج فارس به رخ جهانیان می كشد.
1391/03/25 - 09:04
امن مثل ابوموسی
ابوموسی- كلافه ام، شرجی دارد بیداد می كند، نفسم تند تند نمره می اندازد،هرم دمكرده هوا روی قلبم سنگینی می كند، رطوبت جزیره عینهو چسب مایع، لباسهایم را به تنم لحیم كرده است.
1391/03/24 - 08:42
لالالالا ابوموسی
ابوموسی- مهتاب سخاوتمند آسمان خلیج فارس، جزیره نشینان را به ضیافت انوار سیمگونش فراخوانده است.
1391/03/23 - 09:40
سوگند ابوموسی
ابوموسی- با برخاستن غریو شادی دو كودك، طراوت تبسم زندگی بر لبان تفته جزیره نقش بست.
1391/03/22 - 16:26
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:8  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

تهران - مدیر كل دفتر توسعه گردشگری، بازاریابی و تبلیغات از تعیین اولویت‌های ایران برای حضور در نمایشگاه های بین المللی گردشگری خبر داد و گفت كه این اولویت ها بر اساس اهمیت نمایشگاه ها و بازارهای هدف گردشگری ایران مشخص شدند.
       مناسبت هاي خبري > 
جشنواره كتیبه‌های سفالی و نقوش اسلامی در بشرویه كشوری می‌شود
تهران - برگزار كنندگان جشنواره كتیبه‌های سفالی و نقوش اسلامی در نظر دارند این رویداد فرهنگی را سال آینده به صورت كشوری برگزار كنند.
1391/04/11 - 15:41
استاندار آذربایجان شرقی خواستار گسترش روابط اقتصادی باگرجستان شد
تبریز- استاندار آذربایجان شرقی ضمن برشمردن توانمندیهای اقتصادی این استان روز شنبه در دیدار با سفیر گرجستان خواستار گسترش همكاری های اقتصادی و تجاری با آن كشور شد.
1391/04/03 - 22:02
اولویت های حضور ایران در نمایشگاه های بین المللی گردشگری مشخص شد
تهران - مدیر كل دفتر توسعه گردشگری، بازاریابی و تبلیغات از تعیین اولویت‌های ایران برای حضور در نمایشگاه های بین المللی گردشگری خبر داد و گفت كه این اولویت ها بر اساس اهمیت نمایشگاه ها و بازارهای هدف گردشگری ایران مشخص شدند.
1391/03/22 - 15:23
بازدید گردشگران مالزیایی از كاشان را در دستور كاری قرار خواهیم داد
كاشان- رییس اتحادیه آژانس های گردشگری و تورگردانی مالزی گفت: جاذبه های تاریخی و ارزشمند كاشان موجب شد تا اعزام گردشگران به ایران و بازدید از این شهر در دستور كاری این اتحادیه قرار گیرد.
1391/03/21 - 19:23
'ملهمدره' بهشتی گمشده در غرب كشور
اسدآباد- 'روستای ملهمدره' از روستاهای هدف گردشگری در شهرستان اسدآباد است كه در دره های شمال غربی الوند و دامنه كوه المابلاغ واقع شده و فاصله آن با اسدآباد در حدود سه كیلومتر است.
1391/02/03 - 16:11
مدیركل میراث فرهنگی بوشهر:دراسكان و ماندگاران مسافران نوروزی در كشور سوم شدیم
بوشهر- مدیركل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر گفت: در ارزیابی‎های انجام شده این استان دربخش ماندگاری و اسكان مسافران در ردیف سه استان برتر كشور قرار گرفت و در زمینه افزایش گردشگر به عنوان یكی از شش استان‎ برتر انتخاب شد.
1391/01/17 - 18:12
بیش از21 میلیون مسافر نوروزی وارد اصفهان شدند
اصفهان- معاون عمرانی استانداری اصفهان گفت:از25 اسفند تا 13 فروردین ماه 21 میلیون و 589 هزار و 475 گردشگر نوروزی وارد اصفهان شدند.
1391/01/14 - 13:49
كباب بختیاری، غذای گردشگری در چهارمحال و بختیاری
شهركرد- گردشگران نوروزی هنگام سفر به خطه عشایری چهارمحال و بختیاری همواره از غذای كباب بختیاری به خوبی یاد می كنند.
1391/01/11 - 09:55
بازخورد عملكرد دستگاه‌های كشور به متولیانش از مزیت‌های اصلی دیدارهای مردمی است
تهران - رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، بازخورد عملكرد دستگاه‌های كشور به متولیانش را، از مزیت های اصلی دیدارهای مردمی رییس جمهوری و اعضای هیات دولت دانست.
1390/10/01 - 15:03
  1  

  گزارش تصویری



خبرگزاري جمهوري اسلامي - 1390      پست الکترونیک : irna@irna.ir
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:8  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

تهران - حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خودشان كه هنگام تحویل سال نو بیان فرمودند، سال 1391 را سال ' تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی ' نامیدند و بر ضرورت مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه های اقتصادی تاكید كردند.
       مناسبت هاي خبري > 
تخصیص 25 درصد درآمدهای نفتی به توسعه صنعت نفت
تهران - وزیر نفت گفت: طرحی در دولت در حال بررسی است كه بر اساس آن 25 درصد از درآمدهای نفتی و 75 درصد از درآمدهای ناشی از تولیدات میعانات گازی برای توسعه صنعت نفت سرمایه گذاری می شود.
1391/04/22 - 14:50
اراده ملی برای شتاب بخشیدن به روند توسعه صنعت نفت شكل گرفته است
تهران - وزیر نفت با تاكید بر دستیابی به اهداف توسعه صنعت نفت در برنامه پنجم توسعه كشور گفت: اراده ملی در مجلس، دولت و دستگاه های اجرایی برای شتاب بخشیدن به روند توسعه صنعت نفت شكل گرفته است.
1391/04/21 - 16:02
قرارداد ساخت 14 دكل حفاری با حضور وزرای نفت و دفاع به امضا رسید
تهران - تفاهم نامه ساخت 14 دكل حفاری خشكی با حضور وزیر نفت و وزیر دفاع به امضا رسید.
1391/04/21 - 15:01
تنها دو درصد از میادین مشترك نفت و گاز تعیین تكلیف نشده است
تهران - مدیر عامل شركت ملی نفت ایران گفت: تا كنون 98 درصد از میادین مشترك نفت و گاز كشور تعیین تكلیف شده و تنها تعیین تكلیف وضعیت دو درصد از این میادین باقی مانده است.
1391/04/21 - 11:59
هزینه تولید و توسعه میادین نفت و گاز به 100 میلیارد دلار افزایش می یابد
تهران - مشاور مدیر عامل شركت ملی نفت ایران گفت: تا 10 سال آینده هزینه بهره برداری، صیانت و افزایش تولید در صنعت نفت و گاز سالانه به 100 میلیارد دلار خواهد رسید.
1391/04/21 - 10:52
همت كنید آخرین رگ و ریشه های وابستگی را قطع كنید
تهران- حضرت امام خمینی (ره) با صدور پیامی ضمن تشریح سیاست هاي كلي نظام در دوران بازسازي، مسوولین مملكتی را موظف كردند تا همت كنند و آخرین رگ و ریشه‏هاي وابستگي كشور به بیگانگان را در هر زمینه‏اي قطع كنند.
1391/04/21 - 07:48
دومین جكت فاز 19 مرداد امسال در خلیج فارس نصب می شود
تهران - مجری طرح توسعه فاز 19 پارس جنوبی، گفت: دومین جكت دو هزار تنی سكوی تولیدی فاز 19 پارس جنوبی از خرمشهر بارگیری و مرداد امسال در خلیج فارس نصب می شود.
1391/04/20 - 14:29
راه اندازی سیستم سفارش پذیری فرش دستباف درآینده ای نزدیك
تهران- رییس مركز ملی فرش ایران از تشكیل فراكسیون فرش دستباف در مجلس و راه اندازی مركز سفارشات فرش ایران در قالب سیستم سفارش پذیری متمركز در آینده ای نزدیك خبر داد.
1391/04/20 - 14:15
رضایت مشتریان از خودروهای كار 586 از هزاراست
تهران- بررسی نتایج اندازه گیری رضایت مشتریان از خدمات فروش خودروهای كار توسط شركت بازرسی كیفیت و استاندارد ایران نشان می دهد كه شاخص رضایت مشتریان در این بخش 586 از هزار است.
1391/04/20 - 14:04
رشد 38 درصدی فروش فولاد شركت های ایمیدرو
تهران - میزان فروش داخلی تولیدات شركت های فولادی سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) با رشد 38 درصدی در بهار سال جاری همراه شد.
1391/04/20 - 13:57
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:6  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

       علمی
      فرهنگي
از سوی بانك توسعه اسلامی؛
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:6  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:5  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

آستارا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: °۴۸٫۸۵شرقی °۳۸٫۴۳شمالی (نقشه)

بندر آستارا

Astara Buildings.jpg

Red pog.svg
بندر آستارا
Iran location map.svg
°۴۸٫۸۷۶۱شرقی °۳۸٫۴۱۲۲شمالی
بافت قدیمی آستارا با خانه‌های سفالی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گیلان
شهرستان آستارا
بخش مرکزی
نام(های) دیگر

آستارا شهر بام‌های سفالی

آستارا دروازه طلایی ورود به اروپا
نام(های) قدیمی آهسته‌رو، دهنه‌کنار؛ اوستورو
سال شهرشدن ۱۲۸۷ جزو ده شهر اول ایران که در دوره قاجاریه پس از تصویب قانون بلدیه در مجلس شورای ملی به شهر تبدیل شد.
مردم
جمعیت ۸۵٬۸۷۴
زبان‌ گفتاری ترکی آذربایجانی-تالشی
مذهب شیعه و سنی
جغرافیای طبیعی
مساحت ۳۳۴ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲۷-
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۶ درجه سانتی گراد
میانگین بارش سالانه 1500 mm
روزهای یخبندان سالانه ۱۱
اطلاعات شهری
شهردار علی کوهی
ره‌آورد ماهی سفید، برنج، مرکبات، صیفی جات، صنایع دستی
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۸۲

آستارا شهری بندری در ساحل غربی دریای خزر (کاسپین) و در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و آخرین نقطهٔ مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و از نظر جغرافیایی در مرکز تالش بزرگ (شامل تالش جنوبی در خاک ایران و تالش شمالی در خاک جمهوری آذربایجان) قرار دارد. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. رود آستاراچای آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسه آستارا-اردبیل تقریباً به موازات این رود و خط مرزی کشیده شده‌است. در منطقهٔ آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. این شهر از نظر جغرافیایی بر سر سه راه قرار گرفته‌است: راه جنوبی آن از کنار دریا خزر به بندر انزلی و راه شمالی آن از کناره همین دریا به آران که روسها آن را آذربایجان خوانده‌اند، کشیده شده‌است. راه غربی آن که از گردنه حیران می‌گذرد، به اردبیل می‌رسد. [۱]

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجار گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهردر کتب تاریخی مشهود است این است که منطقه آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است.[۲]

محتویات

منشأ نامگذاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:4  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

منشأ نامگذاری

درباره منشأ و چگونگی پیدایش نام این شهر دو نظریه متفاوت وجود دارد. نظریة اول نام آستارا را برگرفته ازترکیبی در زبان تالشی می‌داند مطابق این نظریة نام این شهر برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشی است. درباره وجه تسمیة نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران زمانی که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته تر می‌شدند و واژة آسته رو (آهسته رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. جالب این که در محلة عنبران محلة آستارا. جالب این که مردم هنوز هم به این شهر اوستورو می‌گویند.

اما نظریة دوم این نام را تشکیل شده از دوبخش «آست» + «آرا» می‌داند. «آست» در ترکی به معنی پایین و فرودست و «آرا» یا «آرالیک» به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این نظریه آستارا واژه‌ای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است و به دشت هموار و کم ارتفاعی بر می‌گردد که شهر آستارا در آن قرار دارد.[۳] از زمان صفویه تا قاجاریه، نام آستارا تنها به منطقه‌ای میان انزلی و رود ارس که بخشی از آن در حال حاضر جزو جمهوری آذربایجان است، اطلاق می‌شده‌است. بررسی متون تاریخی مربوط به استارا نشان می‌دهد که این شهر در قرن گذشته دهکده کوچکی در آبریز رودخانه آستارا به نام دهنه کنار بوده و این نکته بیان گر این است که آستارا به منطقه‌ای کوهستانی اطلاق می‌شده نه یک ناحیه شهری. از مشاهدات خاورشناسان در قرن نوزدهم چنین برمی آید که این روستا دارای مکان‌هایی بوده که از طریق آن‌ها کالاهای تولیدی به خارج از ایران صادر می‌شده و این مساله نقش مهمی را در گسترش شهر نشینی درمنطقه ایفا کرده‌است. در محل کنونی آستارا دهی به نام «دهنه کنار» وجود داشته که از زمان قاجاریه به یعد، به سبب صدور کالا و رفت و آمد تجار توسعه یافت و در اواخر دوره قاجار به اهمیت بازرگانی و مسافرتی پیدا کرد، اما به سبب کمی عمق آب، بندرگاهی در آن احداث نشد. با وجود این شهر آستارا رشد وگسترش نسبی یافت. همین موضوع، یعنی محل رفت وآمد میان ایران وروسیه و از آن طریق اروپا سبب شد تا تمدن جدید اروپا، زودتر به این شهرستان راه پیدا کند، به طوری که هم زمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسه‌ای به نام «مدرسه صادقیه» افتتاح شده بود. در سالهای اخیر نیزپس از گسترش روابط میان دولت‌های ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و سپس با جمهوری‌های استقلال یافته آذربایجان و گرجستان، آستارا اهمیت بیش تری یافت.


یک خانهٔ روستایی با سقف سفال در آستارا

تقسیمات کشوری

آستارا در نقشه گیلان در سال ۱۸۰۸، از اطلس نوی پینکرتن

قدیمی ترین جایی که از آستارا ذکر شده، در حدودالعالم است که در پایان قرن چهارم هجری نوشته شده. در قرن هشتم هجری آستارا مقر شهرداری گیلان شد. از قرن دهم تا دوازهم خانهای تالشی آستارا خودمختار یا در قلمروی فرمانروایان گیلان یا اردبیل بودند، و نقش مهمی در رخدادهای استانهای خزری ایفا کردند.[۴]

منطقهٔ آستارا از نظر جغرافیائی به دره‌ای اطلاق می‌گردد که حدوداً در مرکز سرزمین تالش و در فاصلهٔ بین سلسله کوه‌های شمالی-جنوبی تالش و دریای خزر و در شرق دشت اردبیل واقع است. پس از بسته شدن عهدنامهٔ ترکمنچای میان دو دولت ایران و روسیه، بخش شمالیِ سرزمین تالش به دولت روسیه واگذار شده و رود آستاراچای به عنوان مرز تعیین گردید که از مرکز آبادی قدیمی آستارا می‌گذشت. بخش جنوبی در ترکیب ایران باقی ماند. پس از تاسیس گمرگات و مرزبانی، اهمیت سیاسی و بازرگانی آن افزایش یافت. در آن دوران منطقهٔ آستارا در ترکیب ایالت آذربایجان تحت حکومت شاهزاده عباس میرزا نایب السلطنه، قرار داشته و بخشی از ولایت اردبیل بود.

بنا به دلایل نامعلوم آستارا در قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ خورشیدی که به موجب آن به یکی از بخش‌های شهرستان اردبیل در شرق استان آذربایجان شرقی تبدیل گشت. در سال ۱۳۳۶ آستارا با تأسیس فرمانداری به یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی مبدل شد تا این که بعدها به برخی دلایل و از جمله تشابهات اقلیمی از خرداد سال ۱۳۳۹ خورشیدی، دوباره به زادگاه اصلی خود استان گیلان ملحق گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق بر آورد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسیده و و بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان ۸۱۲۳۴ نفر است. اکنون بر اساس منابع موثق میزان جمعیت آن از یکصد هزار نفر فراتر رفته‌است.[۵]

آب وهوای بندرآستارا

آب وهوای بندرآستارا از نوع معتدل خزری

این شهرستان شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.

آب و هوای آستارا معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط ۱۵۰۰ میلی متر است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ایستگاه آستارا ۲/۱۷۸۰ میلی متر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه در محدوده مورد نظر بین ۲۰۰۰ میلی متر در مناطق ساحلی تا ۷۰۰ میلی متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل ۱۷٫۳ درجه سانتی گراد و معدل حداکثر دما ۲۶٫۱ درجه و معدل حداقل دما ۶٫۲ درجه سانتی گراد بوده‌است متوسط روزهای یخبندان در سواحل خزر طی یک دوره ۲۰ ساله، ۱۱ روز در سال برآورد گردیده‌است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به دره حیران و اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب و معتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه‌ای دیگر استان می‌باشد. [۶]

اماکن تاریخی و طبیعی

[۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

نوشتار اصلی: اماکن دیدنی آستارا
چشم‌اندازی از طبيعت حومهٔ آستارا
طبیعت گردنه حیران آستارا
باغ کیوی
ساحل صدف آستارا
آبشار لاتون
تالاب بین المللی استیل
قله اسپیناس لاتون

سابقه تاریخی در منابع مکتوب

به لحاظ تاریخی قدیمی ترین مورخی که از آستارا نام برده‌است، سیدظهیرالدین مرعشی است. وی در کتاب گلستان و دیلمستان سه بار این محل را به نام «آستارا» و یک بار به نام«آستاره» آورده‌است.[۱۲]

یکی دیگر از ماخذقدیمی که در آن از آستارا یادی به میان آمده، کتاب حدودالعالم(تألیف ۳۷۲ ق/۹۸۲ م) است. در این کتاب، آستارا به شکل استراب ضبط گشته و جزو ناحیه گیلان دانسته شده‌است. بیشتر مؤلفان بعدی مانند علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی و عبدالفتاح فومنی و میرخواند، همه نام این شهر را به صورت آستارا آورده‌اند.[۱۳]

تنها در صریح الملک (که درباره موقوفات مزار شیخ صفی الدین اردبیلی است)، این نام به شکلهای اصطاراب و استاره دیده می‌شود که دو صورت اول با شکل مذکور در حدود العالم قرابت دارد.[۱۴]

از جهانگردان کانی این شهر را نام برده و آن را توصیف کرده‌اند. شاید وصف«ابت» رساتر از دیگران باشد. وی که در ۱۲۵۹ق/ ۱۸۴۳م از این محل می‌گذشته، نام این شهر را دهنه کنار ضبط کرده‌است. به نوشته او «دهکده دهنه کنار در مصب رودخانه آستارا قراردارد ودارای ۵۰ تا ۶۰ خانوار جمعیت است و دکانهایی دارد که اجناس آن به خارج ایران حمل می‌شود». [۱۵] آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسیه واگذار گردیدو رودخانه آستارا مرز میان دو کشور شناخته شد. [۱۶]

آثار تاریخی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:4  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

آثار تاریخی

اکنون قدیمی ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثرا شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند. [۱۷]

وضعیت اقتصادی آستارا

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچکدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با روسیه شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصر به فردی سود می‌برد. که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان
  • همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق
  • تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه
  • اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیک
  • دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق
  • طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب
  • دریایی ملایم با ۱۲۰ روز آفتابی و با شیب کم

وبه همه اینها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد. قدمت تاریخی و وضعیت فرهنگی مناسب یکی دیگر از مزایای این شهر مرزی است. با دست به دست هم دادن این عوامل ما به شهر مرزی روبرو می‌شویم که علی رغم وسعت کم و دور افتادگی نسبی دارای همیت اقتصادی و استراتژیکی زیادی است. به طوری که می‌توان ادعا کرد، از نظر سطح اقتصادی، پیشرفت‌های شهری، سطح فرهنگی، سطح گردشگری و سطح سواد عمومی ما با منطقهٔ مرزی سرو کار داریم که اصولاً با عام ترین ویژگی نقاط مرزی (یعنی محرومیت) بیگانه‌است. سطح درآمد عمومی اکثر مردم شهر بالا و یا متوسط بالاست و فقر چندان در حومه شهر به چشم نمی‌خورد. بیشترین سهم در درآمد مردم شهر را می‌توان در وهله اول، بازار کالاهای وارداتی آن داراست. بطوری که بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزی بازاری تأسیس شد که در ابتدا تنها به عرضهٔ کالاهای مبادله‌ای مرزنشینان اختصاص داشت، اما امروزه یکی از فعالترین و پر رونق ترین و معروف ترین بازارهای مرزی در نوع خود است به طوری که تقریباً در ایام تعطیل از سراسر کشور می‌توان مسافران و خریدارانی را در این شهر مشاهده کرد که البته به همراه خود مبادلة فرهنگی را نیز به همراه دارد. از دیگر آثار وجود این بازار، سطح اشتغال زایی بالای آنست در حال حاضر جمعیت زیادی از شهرها و استان‌های مجاور، بصورت مهاجرانی دائمی در این بخش مشغول فعالیت می‌باشند که به اظهار عموم سطح درآمد مناسبی نیز از این محل دارند. بطور نسبی اگر ۵۰ درصد فعالیت اقتصاد اهالی را بازار کالاهای وارداتی آن در نظر بگیریم می‌توان بقیهٔ فعالیت‌ها را به شرح زیر در نظر گرفت:

  • ۵٪ازشاغلین بخش گمرکی که عمدتا غیربومی هستند.
  • ۱۰٪شاغلین بخش خدمات وتجارت شهری وگردشگری
  • ۱۵٪دربخش کشاورزی ودامپروری که عمدتا روستاییان هستند
  • ۵&مشاغل دولتی، آموزشی وبهداشتی
  • ۱۰٪شاغلین دربخش مسکن مشغولند.

دلیل بالا بودن سهم اشتغال در بخش مسکن، حجم گسترده ساخت و ساز در سالهای اخیر بدلیل افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت ازیک سو و تمایل به سطوح زندگی مرفه تر و تخریب بافت سنتی قدیمی بخاطر افزایش سطح درآمد عمومی از سوی دیگر است. بگونه‌ای که در حال حاضرفعالیت در بخش مسکن از فعالیت‌های اقتصادی پرسود تلقی می‌شود. [۱۸]

بانک توسعه صادرات ایران یکی از بانکهای تخصصی فعال در ایران است. عمده فعالیت این بانک اعطای تسهیلات خرد و کلان به صادرکنندگان ایرانی است بانک توسعه صادرات دارای تعداد معدودی شعبه‌است که در تهران، برخی شهرستانها و نیز در مناطق آزاد کشور پراکنده‌اند. این بانک همچنین نمایندگی‌هایی در بلاروس، ونزوئلا و قزاقستان دارد.

شعبات بانک توصعه صادرات در ۳۱ مرکز استان پراکنده شده‌است که البته در پایتخت بانضمام شعبه مرکزی ۴ شعبه دیگر نیز وجود دارد. از جمله شعبه‌های دیگر بانک توسعه صادرات که در کل کشور به ۴ نقطه متمرکز شده است؛عبارتنداز:مناطق آزاد (کیش،قشم،چابهار) و بندرآستارا[۱۹]

آشنایی با پاساژها و بازارهای بندرآستارا

  • بازار بزرگ ساحلی آستارا(بساط):


لیست بازارها، پاساژها و مجتمع‌های تجاری بازار بزرگ ساحلی[۲۰]

پوریا[۲۱]

فانوس دریا

جهانی

برادران مردانه

آذربایجان سعید سیفی درویش
امیرحسین پورزارع مدرن جهانگردی بخشپوری
سعادتی نظرنیا فانوس شمال امیر
حسین نژادی ساحلی رضا کاسپین
میلاد زحمتکش تیراژه طاهری
سالار شیروان فغانی سفیدگر

این بازار به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری گیلان به شمار می‌رود، که از سال ۱۳۶۸ پس از بازگشایی مجدد مرز ایران با کشور تازه استقلال یافته جمهوری آذربایجان با نام «بساط یا تخته بازار» رونق گرفت و مشهور شد.

پس از استقبال هموطنان با خرید متوالی از این بازار، طرحی سنتی توسط شهردار وقت با بام‌های سفالین که بومی منطقه‌است، طراحی و احداث شد. حال پس از گذشت ۲۲ سال از احداث این مرکز تجاری کمتر کسی از هموطنان است که از آن بازدید و یا از غرفه‌های آن خرید نکرده باشد.

در این بازار می‌توان انواع البسه متناسب با فصول سال، لباس ورزشی، لوازم آرایشی و بهداشتی، وسایل بازی کودکان، لوازم خانگی و وسایل تزئینی منازل تولید داخل و خارج کشور را به وفور و با نازل ترین قیمت یافت کرد.

در بازار بزرگ ساحلی آستارا بالغ بر ۱۵۰۰ مغازه موجود می‌باشد که سهم بسزایی در اقتصاد این شهرایفا می‌کند. روبروی بازار بزرگ ساحلی از پل فارابی تا پارکینگ بازار بزرگ ساحلی، پاساژها، بازارها ومجتمع‌های تجاری متعددی قد علم کرده‌است. که با این وجود می‌توان تعداد مغازه‌های بازار بزرگ ساحلی آستارا را به انضمام ۲۸ پاساژ، بازار و مجتمع تجاری مذکور به چیزی در حدود ۲۵۰۰ مغازه تخمین زد.

  • مجموعه بازارهای نور

در شهرستان آستارا بازارهای متعددی وجود دارد که پس از بازار بزرگ ساحلی، مجموعه بازارهای نور از آن جمله‌اند. این بازار که در مرکز شهر آستارا واقع شده‌است بیش از پنجاه سال قدمت دارد و پاساژها و بازارهای مدرن متعددی در آن احداث شده‌است. اکثر کالاهای ارائه شده در این مرکز از تولیدات کشورهای مختلف از قبیل، ترکیه، چین، اکراین، آلمان، آذربایجان، تایلند، مالزی، هند و دیگر کشورها می‌باشند. از سایر پاساژها و مجتمع‌های مجموعه بازارهای نور می‌توان به پاساژ نور، پاساژ بزرگ رضا، بازار بزرگ عمیدی، پاساژوصلی، پاساژ حیدرزاده، مرکز خرید ایده آل و بازار روس را نام برد.

  • پاساژ ولیعصر

پاساژ ولیعصر اواخر دهه ۷۰ شمسی در خیابان شهید نادر حاجی عباسی(مرکزشهر) احداث شد. بنای اولیه در دو طبقه ساخته شد ولی بعدها طبقه سوم نیز به پاساژ ولیعصر اضافه گردید. وضعیت مغازه‌ها و نمای داخلی پاساژ در حد مطلوبی ساخته شده‌است.

هم اکنون در پاساژ ولیعصر بالغ بر ۶۰ مغازه در زمینه البسه ورزشی، مجلسی، زنانه، شال و روسری، لوازم آرایشی و بهداشتی، بچه گانه، کیف وکفش، مانتو، بدلیجات و... مشغول به فعالیت می‌باشند که اجناس این پاساژ به طور گسترده از کشورهای ترکیه، اندونزی، ویتنام، درجه یک چین وارد می‌گردد. از عمده مشکلات این پاساژ می‌توان به نمای بیرونی آن اشاره کرد که پس از طی بیش از یک دهه از تاسیس آن به حالت آجر و بدون نمای خاصی رها شده‌است.

  • پاساژ سیدان

پاساژ سیدان روبروی بانک توصعه صادرات ایران شعبه آستارا پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر افتتاح شد، پاساژ سیدان تقریبا در دو و نیم طبقه طراحی و ساخته شده‌است که از لحاظ قوانین در نوع خود منحصر به فرد می‌باشد، زیرا مغازه‌ها در طول روز نباید به هیچ وجه بسته شوند و ساعت ورود و خروج مغازه داران در یک بازه مشخص از سوی مدیریت پاساژ می‌باشد.

پاساژ سیدان نیز در زمینه‌های گوناگونی از قبیل لباس مردانه، زنانه، مجلسی، مانتو، بچه گانه، کیف وکفش و... مشغول به فعالیت می‌باشد. که اکثر اجناس مغازه داران به مانند پاساژ ولیعصر درجه یک بوده از کشورهای معتبر در زمینه البسه نظیر ترکیه و جین خریداری می‌گردد.

  • پاساژ ایده آل

پاساژ ایده آل در خیابان شهیدنادرحاجی عباسی مجاورت پاساژ ولیعصر، پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر وسیدان احداث شد. فاز اول پاساژ ایده آل در ۴ طبقه با امکاناتی نظیر آسانسور و پله برقی به همراه یک پاساژ در زیرزمین به مغازه داران تحویل داده شد، یکی از مجموعه پاساژهای ایده آل بعدی که ساخته شد در مجموعه بازارهای نور در طبقات دو، سه، چهار قرار داشت که هیچگاه رونق پاساز ایده آل را به خود ندید.

مجموعه‌های دیگری که توسط سرمایه گذار پاساژهای ایده آل طراحی و ساخته شد پاساژ بزرگی جنب فلکه بانک ملی بود که پس از اتمام نصف ملک به صاحب پاساژ ولیعصر فروخته شد.

  • پروژه شرکت لاله بزرگ با مشارکت شهرداری بندرآستارا: در حال احداث
  • پروژه سیتی سنتر(city senter): در حال احداث
  • پروژه کاکتوس بزرگ: در حال احداث

گمرک بندرآستارا

تاریخ تاسیس گمرک درآستارا، به صورت دقیق در دست نیست. ولی مطابق شواهد تاریخی در سال ۱۲۰۵ هـ. ش وقتی عباس میرزا می‌خواست برای قشون هزینه کند از فتحعلی شاه درخواست کمک مالی می‌کند، شاه در جواب می‌گوید از پول عوارض گمرکی آستارا فراهم کنید. و. ژان اوین در کتاب «ایران امروز» به توصیف آستارا پرداخته و می‌نویسد «آستارا بندری است در جوار اردبیل. این شهر گمرکی دارد که از سوی متصدیان بلژیکی اداره می‌شودامروزه گمرک آستارا به عنوان یک اداره کل در امور واردات و صادرات قطعی، ورود و خروج موقت، تعاونی مرز نشینان، ترانزیت داخلی و خارجی، کارتینگ بین المللی، مبدا و مقصد کارنه تیر، کاپوتاز، امور مسافری، مرجوعی و امانت‌های پستی و قضایی به فعالیت مشغول می‌باشد. این گمرک رتبه اول تجارت چمدانی را در میان مرزهای زمینی شمال کشور با اختصاص بیش از ۴۵ درصد از کل صادرات چمدانی کشور به دست آورده‌است ودر حال حاضر اداره کل گمرک آستارا به عنوان بزرگترین گمرک زمینی شمال کشور علاوه بر ارائه خدمات مختلف گمرکی، در زمینه امور مسافری نیز فعالیت می‌نماید. بیشترین حجم صادرات استان نیز از این گمرک به آذربایجان، روسیه و دیگر کشورها صادر می‌گردد. عمده ترین کالاهای وارداتی این گمرک، آهن آلات، انواع چوب و تخته، انواع محصولات مصرفی و البسه و لوازم خانگی کشورهای ترکیه- آذربایجان و چین همچنین عمده کالاهای صادراتی شامل مواد غذایی، محصولات کشاورزی، انواع ماشین، مواد معدنی، مصالح ساختمانی و برخی کالاهای صنعتی و... می‌باشد. اداره کل گمرک بندرآستارااز لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال کشور برعهده دارد. وازنظر تردد در کل کشور رتبه سوم رابه خوداختصاص داده‌است. جالب این که قدمت ساختمان اصلی گمرک آستارا به حدود ۱۰۰ سال قبل برمی گردد. ساختمانهای قدیمی گمرک این بناهای قدیمی که شامل مهمانسرا و ساختمان اداری می‌باشد، هم اکنون استوار و مورد استفاده می‌باشند.

به دلیل وجود گمرک در آستارا و بر اساس اطلاعات موجود در موزه ملی ایران، نخستین اتومبیل از مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه وارد ایران شد. بر اثر وجود این گمرک و بنا بر گزارش اداره کل گمرک آستارا بیش از یک میلیون نفر از اتباع کشورهای مختلف همه ساله از این گمرک تردد می‌کنند.

[۲۲][۲۳][۲۴][۲۵]

اهم فعالیت گمرک بندرآستارا از بدو تاسیس تاکنون

  • قدمت اداره کل گمرک بندرآستارا در حدود دو قرن
  • ورود نخستین خودرو به کشور ازطریق مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه
  • رتبه اول تجارت چمدانی کشور(۴۵٪از کل صادرات چمدانی ایران)
  • رتبه اول صادرات درشمال کشور به روسیه و جمهوری اذربایجان و گرجستان و ترکیه...
  • رتبه سوم پرترددترین مرز زمینی کشور
  • امن ترین مرز زمینی ایران طی چندین سال اخیر

شهرداری (بلدیه) بندرآستارا

پیشینه نخستین نهادهای رسمی برای اداره امور شهر بر می‌گردد به چند دهه قبل از انقلاب مشروطیت و به دوران حکومت سلسله قاجار در سال ۱۲۸۶ شمسی که قبلا شهرداری را به عنوان بلدیه می‌شناختند و به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اولین بلدیه بر اساس قانون بلدیه در شهر تهران تاسیس گردید و تا سال ۱۳۰۰ شمسی فقط در ۹ شهر به نام‌های کرمان - تبریز - همدان - دزفول - مراغه - مشهد - ماکو و آستارا بلدیه تشکیل شد و از آغاز سلطنت رضا شاه تا سال ۱۳۰۹ شمسی حدود ۵۲ شهرداری در سراسر کشور تاسیس گردید. [۲۶]

تاریخچه فعالیت‌های شهرداری و شهرداری آستارا به سه قسمت کلی می‌توان تقسیم نمود:


  • شهرداری آستارا برای اولین بار در سال ۱۲۸۷ شمسی از سوی عده‌ای از فرهیختگان و بزرگان شهر با هدف حمایت از اهالی آستارا و ایجاد امکانات رفاهی و خدمات نوین به سبک شهرهای مدرن دنیا تحت نظر حکومت وقت به شکل انجمنی به نام انجمن ولایتی – فرهنگی و بلدی ایجاد شد.
  • دومین دوره فعالیت شهرداری در آستارا از سال ۱۳۰۱ شمسی با تصویب قانون بلدیه در مجلس ملی شروع شد. از مهم ترین اتفاقات این دوره می‌توان احداث اولین خیابان‌های آستارا به سبک امروزی و ایجاد پارک و خرید دستگاه موتور برق و ایجاد تاسیسات مربوط به تامین و اداره شهر اشاره نمود.
  • سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز سومین دوره شهرداری آستارا به حساب می‌آید که توسط دولت و انجمن بلدیه اداره می‌شد که مهم ترین وقایع این دوره شهرداری پایه گذاری اولین سری از قوانین و مقررات شهری و رونق چشمگیر فعالیت‌های شهرداری را می‌توان نام برد. همچنین در این دوره و به سال ۱۳۲۹ اولین انجمن شهر آستارا به صورت مستقل تشکیل و شهرداری از بخش داری مجزا شد و واولین شهردار رسمی آستارا به نام جلیل حسینی انتخاب گردید.

از وقایع ناگوار این دوره از شهرداری، می‌توان به از بین رفتن تجهیزات و امکانات شهری در کودتای شهریور ۱۳۲۰ اشاره نمود. [۲۷]

راه آهن قزوین - بندرآستارا

تکمیل طرح راه‌اندازی راه آهن قزوین، رشت، بندر انزلی وبندرآستارا می‌تواند کمک شایانی در رشد اقتصادی ایران و به طبع استان گیلان و بندرآستارا باشد. تکمیل این طرح می‌تواند تاثیر به سزایی در رشد صنعت حمل و نقل در ایران داشته باشد. موقعیت استراتژیک بندر آستارا در در دریای خزر و هزینه کمتر حمل و نقل بار به جمهوری آذربایجان از طریق راه آهن و کشتی موجب افزایش اهمیت اتمام هر چه سریعتر این طرح می‌گردد. خط‌آهن قزوین - رشت - انزلی - آستارا به عنوان یکی از قطعات کریدور شمال به جنوب برای منطقه اهمیت دارد. در صورت تکمیل این کریدور بسیاری از کشورها ترجیح می‌دهند به دلیل کوتاه بودن طول مسیر و ارزان شدن هزینه‌های حمل و نقل، جابه‌جایی کالای ترانزیتی خود را از طریق این کریدور و کشور ایران انجام دهند که این امر موجب افزایش درآمد کشور از محل ترانزیت خواهد شد. [۲۸][۲۹]

سینما

در سال ۱۳۷۶ شمسی و پس از آتش سوزی در یکی از قدیمی ترین و بزرگترین سینماهای گیلان در آستارا سینما قیام، سینما آستارای سابق، که ابتدا با نام سالن اپرا در سال ۱۳۲۰ شمسی در میدان اصلی و مرکزی شهر احداث شده بود.[۳۰]

حال در آستارا یک سینما به نام سینما دریا، چهار سالن تئاتر کانون امام خمینی، دانشگاه آزاد، کانون پرورش فکری کودکان و سالن باغ ملی «تئاتر شهر» و سه سالن اجتماعات مجهز در هتل بین المللی اسپیناس، اداره تبلیغات اسلامی به نام «شهدای گمنام» و سالن سپاه آستارا، یک گالری هنری مدرن «گالری هنری معراج» موجود می‌باشد، که با احداث سالن بزرگ ۷۵۰ نفری سینما و تئاتر اداره ارشاد شمار اماکن فرهنگی شهرستان افزایش می‌یابد.[۳۱] لازم به توضیح است آستارا در زمینه سینما دارای یک سینما چهاربعدی درحاشیه سواحل دریا ویک سینما پنج بعدی در ورودی شهر می‌باشد.

کتابخانه عمومی شماره یک بندرآستارا به عنوان نخستین کتابخانه ایران

اولین کتابخانه کشور ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی پایتخت در شهر آستارا به تاریخ ۱۳۰۳ تاسیس شده‌است. [۳۲]

طبق آمار ۱۳۸۲ در استان گیلان ۵۵ کتابخانه عمومی دولتی نیز وجود دارد که در مجموع حدود ۲۱۳٬۴۹۸ جلد کتاب، به غیر از نشریه‌های ادواری، دارند. تعداد اعضای آنها طبق آمار ۷۲۸٬۵۴ نفر است. قدیمی‌ترین این کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شماره ۱ شهر آستاراست که در ۱۳۰۲ توسط گروهی از مردم این شهر تأسیس شد و در ۱۳۴۵ به مالکیت وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد. هم‌اکنون این کتابخانه بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد. [۳۳]

شیلات بندرآستارا

قبل از سال ۱۲۵۱ هـ. ش صید از لنکران تا بندرانزلی در اجارهٔ میر ابراهیم خان تالشی بود تا اینکه میرمحمد خان آستارایی، صید گاهی در کولیور انزلی ایجاد نمود و ادارهٔ آن را بر عهدهٔ پسرش میر محمد باقر گذاشت. نام برده در انزلی به جوانمردی شهرت داشت. بعد از سال ۱۲۵۱ هـ. ش امتیاز دریای خزر از طرف دولت ایران به یکی از اتباع روس واگذار گردید. در آن موقع آستارا ناحیه یک شیلات و بزرگترین بازار فروش انواع ماهی بود که به آستارا خان صادر می‌شد. در سال ۱۳۲۰ه. ش این امتیاز به انزلی واگذار، تا در بهمن ۱۳۳۱ هـ. ش دورهٔ زمامداری دکتر مصدق، شیلات، ملی اعلام شد و پس از احداث مراکز صیدآستارا دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد. اهمیت فعالیت‌های شیلاتی صرف نظر از تامین مواد پروتئینی اهالی و استان و ایجاد اشتغال از جهات دیگری از جمله صادرات و ارزآوری و به عنوان عاملی در جهت توسعه عمران مناطق ساحلی و روستایی شهرستان حائز اهمیت است.[۳۴][۳۵] در بخش شیلات در سال ۱۳۶۰، ۲۲۰ صیاد دامگستر بومی به سمت مشاغلی پایدار در این زمینه مانند صید صنعتی کیلکا و پره هدایت شدند. در راستای توسعه این بخش با شناسایی ۱۷ مزرعه پرورش ماهیان سردابی تا کنون ۸ مزرعه پروانه دریافت کرده‌اند که سالانه در حدود ۷۰ تن ماهی تولید می‌کنند. در ۹ مرکز آب بندان به مساحت ۵۰ هکتار نیز حدود ۶۰ تن انواع ماهی‌های گرم آبی تولید می‌شود. در بخش ماهیان خاویاری نیز سه مرکز فعال در آستارا سالانه حدود ۲۰۰ تن گوشت و ۱۰ تن خاویار خالص تولید و به بازارهای جهانی عرضه می‌کنند. بخش آبزی پروری ادارهٔ شیلات آستارا نیز پس از چند دهه تعطیلی در نیمه دوم سال ۱۳۸۶ شروع به کار کرده‌است. [۳۶]

کشاورزی ودامداری بندرآستارا

این شهرستان با توجه به شرایط ویژه اقلیمی از مناطق مستعد کشاورزی بشمار می‌آید و یکی از فعالیتهای مهم مردم این شهرستان می‌باشد. از محصولات مهم کشاورزی آن می‌توان برنج، گندم، جو، ذرت، محصولات جالیزی و سبزیها را نام برد.. سطح زیر کشت این شهرستان۴۲۹۵۸ هکتار که برنج، سبزی و صیفی، مرکبات و میوه‌های دانه دار برداشت می‌شود.[۳۷] کاشت برنج در ۳۲۰۰ هکتار زمین و شالیکوبی در ۱۰ کارخانه برنجکوبی تولید به ۱۵۱۰۷ تن محصول در سال منجر می‌شود[۳۸] همچنین از ۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت توتون هر ساله ۲۱۰ تن برگ سبز به دست می‌آید. [۳۹] گندم نیز در ۳۹۸ هکتار کشت می‌شود و ۴۹۲ تن در سال محصول می‌دهد.[۴۰]

شهرستان آستارا بدلیل شرایط مناسب آب و هوایی برای کشت نباتات علوفه‌ای و برخورداری از مراتع برای دامپروری نیزمستعد است. دراین شهرستان گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیرو تخم مرغ و عسل تولید می‌گرددو انواع مختلف ماهی پرورش وصید وخاویار تولید می‌گردد.

از دیگر فعالیتهای اقتصادی شهرستان زنبورداری است که از رونق زیادی برخوردار است و زنبورداران در دامنه‌های سرسبز و خوش آب وهوای حیران و لوندویل هر ساله ۷۰۰-۹۰۰ تن عسل تولید می‌کنند که از لحاظ تعداد کندو در استان گیلان، بعد از تالش قرار دارد. [۴۱] وجود دریای خزر علاوه بر اینکه صید ماهی را رواج داده‌است موجب ایجاد کارخانجات صدف کوبی گردیده که در آنها از صدف‌های اطراف ساحل، خوراک طیور تهیه می‌کنند شهرستان آستارا از مراکز مهم کشاورزی در استان گیلان به شمار می‌رود که همه ساله بخش وسیعی از تولیداتی چون؛ برنج، کیوی، ازگیل، خرمالو، ذرت و گندم، علاوه بر عرضه در بازار مصرف داخلی به کشورهای حاشیه دریای خزر صادر می‌گردد. [۴۲]

نخستین باغ کیوی گیلان در شهرستان آستارا با ۲۲ سال قدمت در فضایی به مساحت دو هکتار معروف به 'باغ کیوی ماهوتی دایر شده‌است. مرکز تحقیقاتی به منظور مطالعات کارشناسی ایجاد باغات کیوی در شمال و همه مناطق مستعد کشور در کنار قدیمی ترین باغ کیوی استان گیلان دایر می‌شود.[۴۳]

بندرچندمنظوره تجاری وصنعتی آستارا

[۴۴][۴۵] ملگونف در سفرنامهٔ خود حدود ۱۴۰ سال پیش می‌نویسد «آستارا بندری است که هرساله از حاجی ترخان و باکو ۵۰ کشتی به آنجا می‌آید و اغلب بارشان آهن است»[۴۶] این اسکله در دوران پهلوی از رونق می‌افتد تا زمانی که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی اسکله‌ای مدرن شروع به احداث گردید و بخش صیادی آن به بهره برداری می‌رسد. در آینده با بهره برداری از بخش تجاری آن گامی بزرگ دراقتصاد منطقه برداشته خواهد شد.

بندر چند منظوره آستارا با قابلیت و توانمندی بالای این شهرستان، در بخش تجارت و بازرگانی توسعه گیلان را شتاب خواهد بخشید. بندر چند منظوره آستارا نخستین مشارکت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ایجاد زیرساخت‌ها و روساخت‌ها است و با توجه به اینکه بندر آستارا، بندری است که راه‌آهن سراسری به آن وصل شده و در آینده نزدیک راه‌آهن ساری به رشت و آستارا احداث می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌است.

این شهر زیبای مرزی با ایجاد بندر چند منظوره، منطقه ویژه اقتصادی و اتصال راه‌آهن به خارج از کشور نقش اساسی در رونق اقتصادی گیلان خواهد داشت.

آستارا که محل تلاقی دو قاره و کریدورهای مختلف حمل و نقل است باید توجه لازم شود و از جمله آنها منطقه ویژه اقتصادی، توسعه بندر چند منظوره و امتداد راه‌آهن سراسری است.

بندر تجاری و دریایی آستارا احیا کننده نقش تاریخی این منطقه در حمل و نقل دریایی خزر خواهد بود. با بهره گیری از این بندرگاه و مسیر دریایی آن، مسافت حمل کالا به مقاصد خارجی در میان بنادر شمال کشور حدود ۱۶۰ کیلومتر در خشکی و ۱۵۰ کیلومتر در مسافتهای دریایی کاهش می‌یابد که این امر نقش موثری در کاهش قیمت تمام شده کالا برای صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور خواهد داشت. بندر آستارا برای بازرگانان و صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور از اهمیتی ویژه برخوردار است چرا که راه اندازی این بندر موجب کاهش هزینه واردات و صادرات کالا برای بازرگانان ایرانی می‌شود.

صادرات، واردات و ترانزیت غلات را یکی از اهداف احداث این بندر می‌باشد و ذخیره موقت غلات با توجه به از جمله ویژگی‌های کاربردی این بندرگاه مهم محسوب می‌شود که برای این امر اقدامات عملی از جمله ساخت سیلو ذخیره غلات تاکنون آغاز نشده‌است.

مجموع سرمایه گذاری انجام شده برای فاز نخست این بندر را ۳۰۰ میلیارد ریال می‌باشد. با توجه به ساخت موج شکن‌ها (شامل بازوی شمالی به طول تقریبی ۴۷۵ متر و بازوی جنوبی به طول تقریبی ۱۸۷ متر و حدود ۸۵۰ متر دیواره حفاظت از ساحل)، ارتقاءظرفیت اسکله موجود صیادی به اسکله کالاهای عمومی به طول ۱۳۰ متر و سایر زیرساختهای بندری، امید است فازهای بعدی طی سال‌های آتی تکمیل شده و به بهره برداری برسد. بندر چندمنظوره آستارا در مجموع با احتساب اراضی خشکی و دریایی در ۵۵ هکتار طراحی شده و در طرح جامع این بندر، امکان پهلوگیری، تخلیه و بارگیری تمامی کشتی‌های تردد کننده دریای خزر پیش بینی شده‌است.

شرکت خدمات دریایی و بندری کاوه که در حوزه مدیریت خدمات دریایی و بندری فعالیت می‌کند، در اواخر سال ۸۷ توانست برنده مزایده احداث و عهده داری ۴۰ ساله بندر چندمنظوره آستارا شود و از اردیبهشت ماه ۱۳۸۸عملیات تحویل زمین به پیمانکار و ساخت این بندر به طور جدی آغاز شد.

این بندر با بندر انزلی ۱۵۰ کیلومتر و با بندر باکو جمهوری آذربایجان ۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

بندر تجاری آستارا که به منظور حمل و بارگیری کالاهای عمومی، فرآورده‌های نفتی و مسافری در دست ساخت است، با ظرفیت اسمی ۵ / ۳ میلیون تن بارگیری و تخلیه سالانه احداث می‌شود.

دو میلیون تن از محموله‌های تخلیه و بارگیری شده در این بندر شامل مواد سوختی و ۵ / ۱ میلیون تن (در حال حاظر عملیات ساخت اسکله نفتی آغاز نشده‌است و ساخت اسکله نفتی از فاز ۱ به فاز ۲ منتقل شده‌است)دیگر نیز شامل فعالیتهای عمومی بندری خواهد بود. طبق آخرین بازدید وزیر راه وشهرسازی در اردیبیهشت ۱۳۹۱ وپیش بینی‌های انجام شده فاز اول این بندر (شامل یک پست اسکله و حدود ۱۰ هکتار محوطه سازی کانتینری و بارانداز)در صورت مساعد بودن شرایط جوی، با افتتاح در هفته دولت شروع به کار آن به تدریج آغاز خواهد شد.

هتل‌های بندرآستارا

در شهر آستارا هتل‌های متعددی مشغول به فعالیت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

ردیف نام هتل آدرس هتل شماره رزرو هتل
۱ هتل بین المللی اسپیناس جنب پلیس راه آستارا - رشت ۰۱۸۲۵۲۵۲۷۰۰-۵
۲ مهمانسرای جهانگردی آستارا خیابان حکیم نظامی شرقی-جنب اداره برق ۰۱۸۲۵۲۲۲۱۳۴-۵
۳ هتل بلال جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۴ هتل وصلی انتهای خیابان حکیم نظامی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۸۰۶
۵ هتل خلیج فارس ساحل شریعتی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۳۰۴
۶ هتل ابوالفضل خیابان پاسداران-کوی فرهنگیان- روبروی اسکله - جنب مسجد فاطمه زهرا ۲۰- ۰۱۸۲۵۲۶۶۰۱۹
۷ هتل نژلا روبروی بازارچه ساحلی -جنب پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۹۰۳۲
۸ هتل باران بلوار معاد ۰۹۱۲۶۸۳۵۵۲۱
۹ هتل ایساتیس فاز۲ شهرک عباس آباد، نبش گلستان ۱۹ ۰۱۸۲۵۲۵۴۰۰۱-۲
۱۰ هتل دریا بازارچه ساحلی_روبروی پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۱۹۰۷
۱۱ هتل سیدان جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۱۲ هتل جهانگردی روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲
۱۳ هتل کاج روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲

[۴۷]

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:4  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

آستارا

نشریات فعال در آستارا

  • هفته نامه پیام آستارا:مدیر فرامرز دریابیان
  • هفته نامه تارک خزر مدیر: رسول علی نژاد[]
  • دو هفته نامه آوای آستارا: مدیر حسین محبوب مقدم
  • دو هفته نامه خط آخر: مدیرمسئول: یونس رنج‌کش، سردبیر: داوود ملک زاده
  • ماهنانه طریقت: استادمحمد صادق برنچ جی
  • آستارا نیوز / روزنامه ایران زمین /www.astaranews.com
  • ماهنامه کشکول: مدیر مسئول: پروین ساسانیان

بالاترین نرخ باسوادی در ایران

در آستارا از دیرباز، مکتب خانه‌هایی در سطح شهر و روستا وجود داشته‌است. در آغاز جنبش مشروطه در این شهر، چند مکت خانه معروف دایر بوداین مکتب خانه‌ها اغلب در مساجد و یا خانه‌های شخصی تشکیل و توسط معلمین روحانی اداره می‌شدند. به طوری که آقای میرزامحمد آخوندزاده در کتاب خاطرات خود نوشته‌است، در آستارا قبل از سال ۱۲۸۷ یعنی تاسیس مدارس جدید(دبیرستان حکیم نظامی ومدرسه سنایی سیبلی)، مکتب خانه‌های آبرومندی وجود داشته‌است. همانطور که آقایان عبدالحسین انصاری و سید محمد علی جمال زاده در خاطرات خود نوشته‌اند[کدام کتاب؟]:مدارس ملی جدیدی که در تهران بعد از مشروطیت دایر شده بود، با مکتب خانه‌ها چندان تفاوتی نداشته‌اند فقط کمی تمیزتر و آبرومندتر بودند. مدرسه ملی آستارا هم مانند مدارس ملی اولیهٔ تهران همانند مکتبخانه‌ها بوده‌است. از جمله مکتب خانه‌های پسرانه آستارا در آن زمان مکتب خانه ملا رحیم طایر (ضیاء) در ساختمان دو مرتبه وهاب زاده‌ها و مکتب خانه ملا محمود (نیای محمودیان) در خیابان حکیم نظامی در خانه شخصی او و مکتب خانه میزا جعفرقلی نعمت اللهی در مسجد آبروان (حسینیه میرزا) وابسته به مسجد آبروان که بعدها مسجد مستقلی شد فعال بودند. علاوه بر مکت خانه‌های پسرانه، چند مکتب خانه مخصوص دختران هم در این شهر دایر بود که مدیره آن جا را ملا باجی می‌نامیدند. اغلب این مکت خانه‌ها در کلاس‌های اول بطور مختلط (پسر و دختر) تشکیل می‌شد. از جمله مکتب خانه ملا باجی مش خجه (مشهدی خدیجه) که در کوچه مجتهدی مکتب خانه داشت و آقای جلیل بزرگمهر فرزند شیخ عبدالحمید مجتهدی (مجتهد آن زمان آستارا) در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:پدرم قبل از هفت سالگی مرا به مکتب خانه مش جخه که در همسایگی ما بود سپرد. مکتب خانه دیگر مکتب خانه خانم سیده بیگم (مادر بزرگ آقای میر ایوب سیدی مقدم و مرحوم یعقوب بصیر)در کوچه عباسیه دایر بود. مدیر و معلم مکتب خانه دیگر مرحومه فاطمه شاهین معروف به ملا نقل بود. این بانوی باسواد که در مدارس باکو تحصیل کرده بود، در آن موقع برای بانوان خانواده‌های اعیان و ثروتمندان مانند یک روحانی، درخانه‌ها روضه می‌خواند و از روی کتاب مسائل شرعی می‌گفت. از این جهت او را ملا نقل می‌نامیدند چون که در واقع یک ملای مخصوص بانوان بود.

به دلیل مسافرت بازرگانان، تجار و ساکنین این شهر به نقاط مختلف روسیه و دیگر ممالک اروپایی، فرهنگ و تمدن جدید اروپا سریعتر به این شهرستان نفوذ کرده و تقریباً همزمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسهٔ صادقیه- با نام اولیه مبارکه- احداث گردید.

در دوره قاجاریه به همت وتلاش اهالی با فرهنگ آستارا نخستین مدرسه به سبک نوین به نام مدرسه حکیم نظامی درسال۱۲۸۷ه. ش بنا نهاده شد که به همراه مدرسه سنایی سیبلی درسال ۱۳۸۷ جشن یکصدسالگی خود رابرگزار کردند.

همچنین در سال ۱۳۰۰، نخستین مدرسهٔ دخترانه به نام «تربیت بنات» و همچنین قرائت خانه در این شهر تأسیس شد که با کمی وقفه در سال ۱۳۰۸، نخستین گروه دانش آموختگان دختر، گواهی نامهٔ ۶ ساله ابتدایی را اخذ کردندایجاد این مراکز سبب رشد و ارتقا فرهنگ منطقه شده‌است. از افراد معروفی که در مدارس آستارا تدریس می‌کرده‌است، شاعر معاصر نیما یوشیج است.

ازجمله دیگر مدارس قدیمی آستارا می‌توان به مدرسه ابتدایی شهیدمدنی(داریوش سابق) اشاره کرد که در سال ۱۳۱۹ه. ش کار آموزش وپرورش دانش آموزان را آغاز کرده‌است. شایان ذکر است قدمت بنای مدرسه به بیش از یکصدسال پیش بر می‌گردد که از مکان‌های نظامی استارا محسوب می‌شد.

اولین کتابخانه کشور نیز ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی در پایتخت در شهر آستارا تاسیس شده‌است.

آستارا برای سالیان مدید و از سال‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی رکورددارِ میزان جمعیت باسواد در کشور است. مطابق آخرین آمار آستارا با داشتن بیش از ۹۸٫۸٪ باسواد نخستین شهر باسواد ایران است.

اکنون طبق آمار منتشر شده از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان و برگزاری جشن ریشکنی بی سوادی در سال ۱۳۸۷ به ۱۰۰ درصد افزایش یافته‌است.

[۴۸]

دانشگاه‌ها ومراکزآموزش عالی بندرآستارا

[۴۹]

شایان ذکر است نخستین مرکزآموزش عالی درآستارا، دانشگاه آزاد اسلامی است که تاسیس آن به سال تحصیلی ۱۳۶۶/۶۷ بر می‌گردد.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا با دورشته کشاورزی ومعارف اسلامی وجذب ۲۵۸ دانشجو کار خود را آغاز کرده‌است. [۵۰]

مراکز بهداشتی ودرمانی بندرآستارا

  • بیمارستان دکترشریعتی(۱۳۰۸)
  • بیمارستان شهیدبهشتی(۱۳۵۳)
  • اورژانس وپلی کلینیک نخصصی بیمارستان شهید بهشتی
  • درمانگاه تامین اجتماعی آستارا
  • بیمارستان یکصدتختخوابه آستارا(درحال احداث)

طی سال‌های اخیر بیمارستان شریعتی تغییر نام داده واز زیر مجموعه‌های بیمارستان شهید بهشتی شده‌است. به طور کلی شهر از نظر خدمات درمانی، دارویی و واکسیناسیون در سطح مطلوبی به سر می‌برد، اما رویهٔ معمول آن است که اهالی شهر برای اکثر بیماریهای مهم به شهرهای اردبیل یا رشت مراجعه می‌کنند. [۵۱]

مشاهیر، چهر‌های ماندگار بندرآستارا

[۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]

چهره‌های مشهور علمی

چهره‌های مشهور سیاسی

  • شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا
  • دکتر صفر نعیمی جانباز و از چهرهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس معروف به سردار سازندگی آستارا نماینده دوره نهم مجلس
  • فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشور
  • اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا)
  • ابراهیم نبوی فعال سیاسی، نویسنده و هجونویس

چهره‌های مشهور هنری

  • طوفان هل عطایی آهنگساز و خواننده مقیم لس آنجلس
  • سروش خلیلی هنرپیشه ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون
  • نیما رهایی هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون استانی گیلان(شبکه باران)
  • منصور بنی مجیدی معلم بازنشسته و شاعر پر آوازه ملی تاکنون ۶ کتاب شعر ایشان چاپ شده‌است.
  • اکبر اکسیر شاعر، طنز پرداز معروف ملی، معلم بازنشسته و تاکنون چندین کتاب ایشان چاپ شده‌است.

چهره‌های مشهور ورزشی

چهره‌های مشهور نظامی

اقوام

[۵۶]

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 20:4  توسط كانون حاميان حسين محبوب مقدم شهر آستارا   | 

مطالب قدیمی‌تر